jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۸۰۳۷۹ ۲۴ مهر ۱۳۹۹  |  ۱۵:۱۱

مدت ده سال از امامت هشتمین امام علیه السلام با دوران خلافت هارون مقارن بود. در آن دوره ده ساله، هارون به دلیل بحران هایی که حکومت با آن رو به رو بود، هیچ گاه خود را رویاروی امام علیه السلام قرار نداد.

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از سایت مهدیه کرمان،  امام رضا علیه السلام در عصر امامت خویش با خلفایی چند از عباسیان معاصر بود؛ هر چند، تنها در دوران زمامداری مأمون، شرایط دشواری پدید آمد که امام رضا علیه السلام را به موضع گیری واداشت.
مدت ده سال از امامت هشتمین امام علیه السلام با دوران خلافت هارون مقارن بود. در آن دوره ده ساله، هارون به دلیل بحران هایی که حکومت با آن رو به رو بود، هیچ گاه  خود را رویاروی امام علیه السلام قرار نداد.
سفر تاریخی امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو و اهداف مأمون لعنه الله علیه از تحمیل ولایتعهدی
 
هارون،نگران آینده
هارون در سالهای پایانی عمر خود، به حکومت عباسیان و آینده آن می اندیشید. به همین منظور در سال ۱۷۵ه.ق فرزندش محمد امین را که هنوز بیش از پنج سال از عمرش نگذشته بود، برای جانشینی پس از خود معرفی کرد.هفت سال بعد، یعنی در سال ۱۸۲ه.ق، با معرفی عبدالله مامون به جانشینی امین در تثبیت حکومت عباسی کوشید.

 
هارون در سال ۱۸۶ ه.ق همراه فرزندانش، امین، مامون و مؤتمن عازم حج شد. در آن جا، عهدنامه ای را در حضور شخصیتها و رجال سیاسی، قضایی، نظامی و … به امضای دو فرزندش امین و مأمون رساند و نسخه ای از آن را درون کعبه به دیوار آویخت.

 
 در این قرار داد، ضمن معرفی فرزندانش برای اداره دستگاه خلافت، یکی پس از دیگری از آنان پیمان گرفت که نقض عهد نکنند. آنگاه هارون دستور داد تا متن آن را برای حاضران در موسم حج بخوانند تا پس از بازگشت حاجیان، موضوع جانشینی امین و مآمون میان همه مردم منتشر شود.

 
مرگ هارون و پیامد های آن
سرانجام هارون در سال ۱۹۳ ه.ق در توس درگذشت. دیری نپایید که میان دو برادر بر سر قدرت نزاع در گرفت. پدر که بارها شعار «الملک العقیم» حکومت نازاست،   را سر داده بود، اینک پسران او نیز همان منطق سیاسی را دنبال می کردند. اختلاف دو برادر، که با دستهای پشت پرده هدایت می شد، سرانجام به جنگ میان آن دو کشیده شد و امین به دست فرستادگان مامون کشته شد.
 
زمامداری مامون
مأمون در پانزدهم ربیع الاول سال۱۷۰ ه.ق در یاسریه متولدشد. مادرش یکی از کنیزان هارون به نام مراجل از اهالی بادغیس (نام روستایی است در نزدیکی بغداد  بود. او در دوران خلافت برادرش امین بر بخش شرقی خطّۀ اسلامی حکومت می کرد ولی پس از کشته شدن برادرش امین، زمامداری گسترده او در سال ۱۹۸ ه.ق آغاز شد بدین سان اگر دوران سلطه او بر شرق بلاد اسلامی آن روز را نیز به شمار آوردیم، مأمون متجاوز از بیست سال بر مسند خلافت تکیه زده است.

 
مأمون و دشواری های حکومت
مآمون نتوانست بیعت مردم بغداد و کوفه را به دست آورد، همچنان که از جلب نظر اهل مدینه، مکه و بصره نیز محروم ماند، زیرا اهل بلاد اسلامی، اگر از شیعیان و علویان بودند، اصولاً با خاندان عباسی سازگار نبودند و اگر هم از عباسیان بودند، قتل امین را جرم دانسته، آن را قابل توجیه نمی شمردند.
 
دومین مشکلی که مامون با آن رو به رو بود ناآرامی های موجود، در گوشه و کنار مملکت اسلامی بود، به ویژه برخی قیامها که نفوذ و گستردگی خاصی داشتند.سومین مشکل بزرگی که مامون را همواره نگران می داشت، شخصیت برجسته و ممتاز و مورد توجه مردم یعنی علی بن موسی الرضا علیه السلام بود.از این رو مامون به فکر افتاد تا با طرحی نو همه مشکلات خود را یکباره حل کند.
 
طرح و برنامه مامون، بسیار پیچیده بود. به طوری که بسیاری از ناظران سیاسی دوستان و دشمنان او را به شک و تردید انداخته بود.طرح او این بود که امام علی بن موسی را از مرکز توجه عالم اسلام یعنی «مدینه الرسول» دور سازد و به دنبال آن برنامه های مختلفی را به مرحله اجرا در آورد. 

 
 مأمون لعنه الله علیه، پس از به دست گرفتن حکومت با ارسال نامه ای امام رضا علیه السلام را به خراسان فرا خواند. امام رضا علیه السلام از رفتن امتناع ورزید ولی مأمون ملعون پی گیر بود و ارسال دعوتنامه ها را پیاپی ادامه داد تا به امام بفهماند که از ایشان دست بردار نیست. 

 
علاوه بر آن، در پی دعوتنامه های مکرر مأمون لعنه الله علیه، ماموران خود را به نامهای رجاء بن ابی ضحاک (وی از کارگزاران دولت عباسیان بود و در زمان مأمون، ریاست دیوان مالیاتی را بر عهده داشت  و یاسر خادم (وی به نقل مرحوم شیخ طوسی از یاران امام علیه السلام بوده است.  به مدینه گسیل داشت. آنان پس از ورود به مدینه بر امام رضا علیه السلام وارد شدند و هدف مأموریت خود را چنین بیان داشت:«مأمون لعنه الله علیه ، ما را فرمان داده و مأمور ساخته است تا تو را به خراسان ببریم.

 
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام شیوه خلفا را می شناخت و زندان های طولانی پدر را با همه تلخیها و رنجهایش به خاطر داشت و می دانست که به هر حال، مأمون لعنه الله علیه که برادر می کُشد، از حضور آزادانه امام میان مردم نگران است و از این نگرانی آسان نخواهد گذشت. امام رضا علیه السلام آماده سفر شد، در حالی که از آن اکراه داشت و مطمئن بود که در این سفر بدرود حیات خواهد گفت.

 
وداع با مرقد پیامبر
وقتی که امام رضا علیه السلام خود را از سفر به خراسان ناگزیر یافت، در چند نوبت کنار مرقد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و با شکل وداع خود با قبر پیامبر صلی الله علیه و آله ناخرسندی و نگرانی خویش را از این سفر آشکار ساخت تا دیگران نیز بدانند که امام رضا علیه السلام بر انجام این سفر مجبور است.امام هنگام بیرون رفتن از مدینه، تمام خویشان خود را فراخواند و در جمع آنان فرمود: بر من گریه کنید، زیرا دیگر به مدینه باز نخواهم گشت.»
سفر تاریخی امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو و اهداف مأمون لعنه الله علیه از تحمیل ولایتعهدی
 
اهداف مأمون لعنه الله علیه از تحمیل ولایت عهدی
اصرار مأمون لعنه الله علیه به تحمیل ولایت عهدی بر امام خود، نشان می دهد که او اهداف مهمی را از این کار دنبال می کرده است.آنچه را که از قراین و گواهی منابع تاریخی می توان شناسایی کرد، در موارد ذیل خلاصه می شود:
الف –کاستن از تضاد علویان با عباسیان
ب – فرو نشاندن نهضتها
ج- نظارت بر امام و محدود ساختن آن حضرت
د- مخدوش ساختن قداست امام علیه السلام
ه- مشروع جلوه دادن خلافت
و- یافتن پایگاه مردمی .
 
امام رضا علیه السلام، در برابر سخت ترین انتخاب
علی بن موسی علیه السلام با پیشینۀ علمی سیاسی و اعتقادی، اکنون در برابر سخت ترین انتخاب زندگی خود قرار گرفته است، زیرا کسی چون او برای خود و خاندان و شیعیانش پذیرش ولایتعهدی را سبک و بی ارج می داند ولی اگر نپذیرد چه می شود! آیا او را خواهند کشت ؟ شیعیان را نابود خواهند کرد ؟ علویان را از صفحه زمین بر خواهند انداخت ؟
 
 همۀ این احتمالها قابل پیش بینی بود، زیرا عباسیان قبل از مأمون چنین راههایی را پیموده بودند. اکنون امام باید انتخاب کند. کسانی که با خاندان علی علیه السلام و زندگی امامان آشنا هستند، روح شهادت طلبی و عشق آنان به ملاقات پروردگار را می شناسند و می دانند هر گونه تصمیم ائمه علیه السلام در جهت حفظ جان خویش نبوده است و اگر گاه راه صلح و سکوت ظاهری را پیموده اند مصالح عامّه مسلمانان و اسلام و شیعه را در نظر گرفته اند.
 
برای خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله صلح کردن با فرزند ابوسفیان و پذیرش ولایت عهدی مأمون به مراتب سخت تر از شهادت پذیری و تحمل زندان های طولانی است، ولی امام باید به وظیفه الهی خود عمل کند و جام زهرآگین ولایت عهدی را سرکشد، با این که یقین دارد به زودی شهید خواهد شد و قبل از مأمون از دنیا خواهد رفت.
 
امام علی بن موسی علیه السلام پس از این ماجرای تلخ می فرمود:
خداوندا ! تو می دانی که من در پذیرش ولایت عهدی به اکراه و از روی ناچاری وارد شدم ؛ پس مرا مورد مؤاخذه قرار مده، چنان که پیامبرت یوسف را به خاطر پذیرش سرپرستی مصر مورد مؤاخذه قرار ندادی. افشاگری امام علیه السلام به دعاها و مناجات ها محدود نبود، بلکه با بیان های مختلف و در فرصت های گوناگون به روشنگری می پرداخت.
 
فردی به نام محمّد بن عرفه می گوید : از امام پرسیدم چرا ولایتعهدی را تحمّل کرده اید؟ امام فرمود : همان علّتی که سبب شد جدّم امیر مؤمنان در شورای خلیفه دوم وارد شود…. من ولایت عهدی را بپذیرم  یعنی چنان که علی علیه السلام از روی ناگزیری وارد شورا شد، من ناگزیر بودم.
 
تدبیر امام علیه السلام در برابر دسیسه ها
امام علی بن موسی علیه السلام هر چند از روی ناگزیری و به منظور حفظ  مصالح برتر اسلام و مسلمانان، ولایتعهدی را پذیرفت، ولی این به معنا تسلیم و فروهشتن رسالت و وظیفه امامت نبود.  بلکه آن حضرت مانند همۀ امامان، تقیّه وسیله برای حفظ موجودیت و دستیابی به زمینه های مساعد و نشر افکار صحیح می دانست زندگی امام و اقدامات آن حضرت به خوبی نشان می دهد که آن گرامی  هرگز در اتّخاذ تدابیر لازم جهت افشاگری علیه غاصبان کوتاه نیامد.
 
درست است که مأمون عهدنامه می نویسد مجلس برپا می کند، از مردم بیعت می گیرد به علامت جشن همبستگی، لباس سیاه عباسیان را به لباس سبز و پرچم سبز مبدّل می سازد.  به نام امام سکه می زند و در سراسر کشور منتشر می سازد. 

سفر تاریخی امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو و اهداف مأمون لعنه الله علیه از تحمیل ولایتعهدی
ولی امام علیه السلام نیز برنامه هایی دارد که نه تنها تحمّل آنها برای مأمون دشوار است بلکه تمام تلاش های او  را در جهت عظمت اهل بیت و زبونی عباسیان هدایت می کند. اگر بخواهیم نگاهی گذرا به رئوس این تدابیر داشته باشیم باید به موارد زیر اشاره کنیم.
۱-تعالیم عمومی آن حضرت برای شیعیان و مرتبطان با اهل بیت علیه السلام در زمینه مسائل اعتقادی و سیاسی.
۲-تأیید شیوۀ زندگی سیاسی و دینی امامان پیشین و استمرار آن
۳-خروج از مدینه، همراه با اکراه و اظهار نگرانی به همراه نداشتن خانواده، ترغیب خانواده به مرثیه سرایی هنگام حرکت امام از مدینه به سوی مرو وداع با مرقد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با شیوه های خاص که نارضایتی و ناگزیری امام را از پذیرش فرمان مأمون می رساند.
۴-روایت تاریخی امام در نیشابور که مسأله امامت و رهبری اهل بیت را شرط  کلمه توحید دانسته و در آشکارترین شکل مطرح کرده است.
۵-ردّ پیشنهادهای مأمون و پرهیز امام از پذیرش خلافت و ولایت عهدی در طول دو ماه مذاکره و اصرار مأمون 

۶-خبر دادن از عمر کوتاه خود و اطمینان به بهره نگرفتن از ولایتعهدی.
۷-مشاهده نشدن آثار خشنودی در سیمای امام پس از تحمیل ولایت عهدی بر آن حضرت و اظهار غم و اندوه در موقعیت های مناسب 

۸-پیش شرطهای برای پذیرش ولایت عهدی مبنی بر این که آن حضرت در هیچ امر حکومتی نظر ندهد و در هیچ عزل و نصبی دخالت نکند .

۹-نوع زندگی و مشی اجتماعی و ارتباطات مردمی امام در طول مسیر حرکت از مدینه تا مرو و پس از مسأله ولایت عهدی و جلب نظر مردمان نسبت به مراتب علم و عمل و زهد و معنویت و اخلاق آن حضرت.
۱۰-جلوۀ علمی امام در مناظرات و مباحثات، بزرگ بین الادیان.
۱۱-برگزاری نماز عید با شیوه و سنّت پیامبر و ثأثیر عمیق آن بر مردم و کارگزاران حکومت مأمون.
۱۲-ارتباط  با شیعیان و ارائه رهنمودهای لازم به ایشان و افشای چهرۀ مأمون برای آنان.مجموعۀ این تدابیر و عوامل سبب گردید تا امام بر خلافت پندار مأمون بیش از پیش در میان مردم شناخته شود و محبوب قلبها واقع گردد و در فاصله ای نه چندان طولانی مأمون از ترفند سیاسی خود، احساس نارضایتی کند و در اندیشۀ محدود ساختن امام و حتّی از میان بردن آن حضرت برآید.
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
اسبی در غبار آمد

اسبی در غبار آمد

در نخستین ساعاتی که خبر شهادت شهید محسن فخری‌ زاده را شنیدم، نوشتن یک مثنوی را آغاز کردم: «سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد/ غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد». تا پاسی از شب بیدار بودم و شعر را بازنویسی می‌کردم.

یک افسوس همیشگی

یک افسوس همیشگی

سینماگرانی که بیانیه محکومیت ترور شهید فخری‌ زاده را امضا کرده‌اند و نیز تمام آنهایی که نتوانستند آن را امضا کنند، بدون تردید باور دارند که ترور در هر شکلی محکوم است، چه رسد به ترور بزرگمردی که خدمات ارزنده‌ای به کشور داشته و فردی موثر بوده است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر