jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۷۹۱۳۱ ۱۷ مهر ۱۳۹۹  |  ۱۰:۱۸

عاشورا نقطه عطف تاریخ اسلام و تشیع است و پژوهش در همه زوایای آن لازم و ضروری به نظر می رسد. اما آن چه بیش از همه اهمیت دارد، هدف امام حسین(ع) از برپایی این قیام است

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از خبرگزاری حوزه؛ در یکی از فرازهای زیارت عاشورای امام حسین(ع) می خوانیم:

وَ اَسئَلهُ اَن یبَلِّغَنِی المَقامَ المَحمُودَ لَکُم عِندَالله وَ اَن یرزُقَنِی طَلَبَ ثارِکُم مَعَ اِمامٍ هُدَی ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالحَقّ مِنکُم؛

من از خداوند درخواست می کنم که مرا به مقام شایسته و ستوده ای که برای شما در نزد پروردگار است برساند و خون خواهی در رکاب امام هدایت از خاندان شما که ظهور کرده و به حق نطق می کند - حضرت مهدی موعود(عج) - را نصیب من فرماید تا انتقام خون به ناحق ریختۀ شما را بگیرم.

با بررسی بیانات امام حسین(ع) درباره مهدویت و امر ظهور می توان به پیوند عمیق و ناگسستنی این دو قیام مهم و سرنوشت ساز واقف شد. آن چه حسین(ع) می دانست و آن را به اصحاب بزرگوارش انتقال داد، هدفی بزرگ بود که آیندۀ جهان را رقم می زند و صد البته ارزش چنین جانفشانی ها را داشته و دارد.

عاشورا زمینه ساز قیام و انقلاب منجی بشریت خواهد بود؛ چرا که این واقعه، موجب ایجاد یک اندیشه بنیادین در شیعه شده که مرگ، بهتر از زندگی تحت حکومت ستمگران و قدرت های کافر است. این اندیشه در طول تاریخ با شیعه همراه بوده و چنین عاملی باعث شکل گیری انقلاب هایی مانند انقلاب اسلامی ایران شد.

ادامه همین تفکر است که به یاری خدا به انقلاب جهانی مهدی(عج) منجر خواهد شد. شیعه معتقد است مهدی می آید که مأموریت حسین (ع) را تکمیل کند و به سرانجام برساند تا ظلم و ستمی در جهان باقی نماند و عدل و داد سراسر جهان را فراگیرد.

امام حسین(ع) در موارد متعددی به امر ظهور و مباحث مهدویت پرداخته است. نوشتار حاضر درصدد طبقه بندی و تحلیل و بررسی این بیانات است.

توصیف مهدی(عج) از زبان حسین(ع)

امام حسین(ع) در مواردی با بیان ویژگی های امام مهدی(عج) دل ها را به سوی ایشان ترغیب می فرمود و بدین وسیله زمینه ظهور آن بزرگوار را در قرن های آینده آماده می ساخت.

امام(ع) در پاسخ به مردی که از آن وجود مقدس سراغ می گرفت، امام زمان(عج) را این طور توصیف فرمود:

مِنْ بَنِی هَاشِمٍ مِنْ ذِرْوَةِ طَوْدِ الْعَرَبِ وَ بحْرِ مغِیضِهَا إِذَا وَرَدَتْ وَ مَخْفِرِ أَهْلِهَا إِذَا أُتِیَتْ وَ مَعْدِنِ صَفْوَتِهَا إِذَا اکْتَدَرَتْ لَا یَجْبُنُ إِذَا الْمَنَایَا هَکَعَتْ وَ لَا یَخُورُ إِذَا الْمَنُونُ اکتَنَعَتْ وَ لَا ینْکُلُ إِذَا الْکمَاةُ اصْطَرَعَتْ مُشَمِّرٌ مُغْلَوْلِبٌ ظَفِرٌ ضِرْغَامَةٌ حَصِدٌ مُخْدِشٌ ذِکْرٌ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللَّهِ رَأْسٌ قثَمُ نشُؤَ رَأْسُهُ فِی بَاذِخِ السُّؤْدَدِ وَ عَارِزٌ [غَارِزٌ مَجْدَهُ فِی أَکْرَمِ الْمَحْتِدِ فَلَا یَصْرِفَنَّکَ عنْ بیْعَتِهِ صارِفٌ عَارِضٌ یَنُوصُ إِلَی الْفِتْنَةِ کُلَّ مَنَاصٍ إِنْ قَالَ فَشَرُّ قَائِلٍ وَ إِنْ سَکَتَ فَذُو دَعَائِرَ ثُمَّ رَجعَ إِلَی صفَةِ الْمهدی(عج) فَقَالَ أَوْسَعُکُمْ کَهْفاً وَ أَکْثَرُکُمْ عِلْماً وَ أَوْصَلُکُمْ رَحِماً؛ (نعمانی، 1397: 13/ 214)

از بنی هاشم، از قله بلند عرب، از جایگاه ژرف دریای آن او کار آمد، چیره دست، پیروز و سرافراز است. او شیر صحنه پیکار و دشمن شکن نام آور است. او از شمشیرهای خداست و در عین حال سالار بخشنده و بزرگوار است. اندیشه او از دنیا و آخرت رهیده و در عالی ترین جایگاه سیادت و منزلت و قرب خداوندی جای گرفته است. پس هشدار که شیطان از حق برگشته، در هر زمانی به فتنه ای برمی خیزد تا شما را از بیعت با او منصرف کند. سپس حضرت به اوصاف مهدی اشاره کرد و فرمود: پناه دهندگی اش از همه فراگیرتر، علم او از همه فزون تر وصله رحمش از همه بهتر و بیشتر است.

همین طور در روایت دیگری در توصیف ایشان می فرماید:

من ولدی سنة من یوسف و سنة من موسی بن عمران(ع) و هو قائمنا أهل البیت یصلح الله أمره فی لیلة واحدة. و عن الحسین(ع) قال فی القائم منا سنن من الأنبیاء سنة من نوح و سنة من إبراهیم و سنة من موسی و سنة من عیسی و سنة من أیوب و سنة من محمد (ص) فأما من نوح فطول العمر و أما من إبراهیم فخفاء الولادة و اعتزال الناس و أما من موسی فالخوف و الغیبة و أما من عیسی فاختلاف الناس فیه و أما من أیوب فالفرج بعد البلوی و أما من محمد(ص) فالخروج بالسیف؛ (اربلی، 1381: 2/ 522)

در قائم ما سنت هایی از از انبیا باشد؛ سنتی از نوح، و سنتی از ابراهیم، و سنتی از موسی، و سنتی از عیسی، و سنتی از ایوب، و سنتی از محمد(ص). و اما از نوح پس آن درازی عمر است. و اما از ابراهیم پس خفای ولادت و اعتزال از مردم. و اما از موسی، خوف و غیبت. و اما از عیسی اختلاف مردم در او. و اما از ایوب پس فرج بعد از محنت و شدت. و اما از محمد(ص) خروج با شمشیر.

صفات یادشده، معانی مشخصی دارند، به جز صفت خوف که طبق روایت ایشان از حضرت موسی(ع) به ارث برده اند. برای روشن شدن معنای این صفت در مهدی(عج) باید به بیان آن در حضرت موسی (ع) پرداخت. در این باره سخن مولای متقیان علی(ع) راه گشا خواهد بود؛ ایشان می فرماید:

لم یوجس موسی(ع) خیفة علی نفسه بل اشفق من غلبة الجهال و دول الضلال؛ (دشتی، 1379: خطبه6)

موسی(ع) هرگز به خاطر خودش در درون دل احساس ترس نکرد، بلکه از آن ترسید که جاهلان غلبه کنند و دولت های ضلال، پیروز شوند.

ایشان محبوبیت و اهمیت وجود مقدس امام زمان(عج) را به گونه ای برای شیعیان ترسیم می کردند که همگان مشتاق دیدار وخدمت گزاری او می گردیدند.

روزی فردی درباره امام مهدی(عج) از ایشان سؤال کرد که آیا ایشان هم اکنون متولد شده است؟ امام حسین(ع) فرمود:

لا وَلَوْ اَدْرکتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَیامَ حیاتی؛ (شریفی، بی تا: 73)

نه، اگر او را می یافتم تا زنده بودم، خدمتش را می کردم.

امام حسین(ع) و امر ظهور

این بحث به دو قسمت تقسیم می شود؛ قسمت اول سخنان ایشان درباره قبل از ظهور (غیبت کبرا) و نشانه های ظهور، و قسمت دوم بیاناتی از آن بزرگوار درباره وقایع بعد از ظهور وویژگی های حکومت جهانی امام زمان(عج).

1. امام حسین(ع) و غیبت ولیّ عصر(عج)

از زمان امام حسین(ع) تا دوران غیبت کبرا و ظهور، زمان زیادی است؛ ولی از بیانات ایشان مشخص می شود که از همان ابتدا با توجه به این هدف و چشم اندازی که برای آینده بشریت در نظر داشت، گام برداشت و تمامی اقدامات خود را با این رسالت عظیم هماهنگ می فرمود.

امام حسین(ع) در بیانات خود، اذهان جامعه را برای طولانی شدن غیبت امام مهدی(عج) آماده کرده و از آزمایش خطیر الهی در این دوران سخن می گوید:

لصاحب هذا الامر - یعنی المهدی(عج) - غیبتان؛ احداهما تطول حتی یقول بعضهم: مات و بعضهم: قتل و بعضهم: ذهب، و لا یطلع علی موضعه احد من ولی و لا غیره، الا المولی الذی امره؛ (صدوق، بی تا: 1/317 )

برای صاحب امر، دو غیبت است؛ یکی از آن دو چنان طولانی شود که گروهی از آنان بگویند: مرده است. و جمعی بگویند: کشته شده است. و جمعی بگویند: او رفته است. و هیچ کس از جایگاه او اطلاعی نخواهد داشت، جز رهبری که به او امر کرده است.

همچنین در بیانی دیگر به صبر در زمان غیبت سفارش می کند و آن را امری لازم و ضروری برای مردم آن دوران به شمار می آورد:

له غیبة یرتد فیها اقوام و یثبت علی الدین فیها آخرون، فیؤذون و یقال لهم: متی هذا الوعدان کنتم صادقین. اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله(ص)؛ (مجلسی، بی تا: 3/385)

برای او غیبتی است که گروه هایی در آن از دین برمی گردند و گروه هایی دیگر بر آیین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند. به آنان گفته می شود: این وعده کی واقع خواهد شد اگر راستگو هستید؟ آنان که بر این آزارها و تکذیب ها صبر کنند، همانند کسی هستند که شمشیر به دست گرفته و در پیشاپیش رسول اکرم(ص) جهاد می کند.

امام حسین(ع) در بیانی دیگر، وضعیت جامعه و روابط بین مسلمانان را در زمان غیبت کبرا چنین ترسیم می فرماید:

لا یکون الامر الذی تنتظرو نه حتی یبرا بعضکم من بعض، و یتفل بعضکم فی وجوه بعض، و یشهد بعضکم علی بعض بالکفر، و یلعن بعضکم بعضا؛ (شریفی، بی تا: 76)

آن چه انتظارش را دارید تحقق نمی یابد، جز زمانی که انزجار و نفرت از یکدیگر بین شما رواج یابد، گروهی بر ضد گروه دیگر به کفر شهادت دهند و همدیگر را لعن و نفرین کنند.

همچنین از آن حضرت چنین روایت شده است:

لا یکون الامر الذی تنتظرونه حتی یبرأ بعضکم من بعض، ویتفل بعضکم فی وجوه بعض، ویشهد بعضکم علی بعض بالکفر، ویلعن بعضکم بعضا، فقلت له: ما فی ذلک الزمان من خیر، فقال الحسین(ع): الخیر کله فی ذلک الزمان، یقوم قائمنا، ویدفع ذلک کله؛ (نعمانی، 1397: 13/205)

آن امری که انتظارش را می کشید رخ نخواهد داد، مگر این که در اثر آشفتگی و نابسامانی گروهی از شما از دسته دیگر برائت، جوید و برخی از شما بر چهره بعضی دیگر خدو بیفکند و گروهی از شما به کفر گروه دیگر شهادت دهد، و برخی از شما بعضی دیگر را نفرین و لعن نماید. به حضرت گفته شد: پس در آن زمان هیچ خیری نیست؟ حضرت فرمود: همه خیرها در آن زمان جمع است؛ قائم ما قیام می کند و همه آن بدی ها را به طرف می سازد.

همچنین فرمود:

قیام کنندۀ این امت، فرزند نهم من است که غیبتی طولانی دارد و هنگامی که تاریکی های غیبت، همه جا را فرا می گیرد؛ خفّاشان کورچشم و گرگان درنده به تقسیم اعتبارات و امتیازات او می نشینند. (یزدی حائری یزدی، 1342: 67)

به طور کلی آن چه از آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و روایات متواتر و صحیح اهل بیت(ع) به دست می آید، این است که به هنگام ظهور حضرت بقیّة اللّه الأعظم مهدی موعود (عج) فساد اعتقادی و انحراف اخلاقی و ظلم و ستم سیاسی و اقتصادی تمامی جوامع بشری را فرا گرفته است و اکثر مردم حتّی مسلمانان، بسیاری از ارزش های معنوی و الهی و دینی را به فراموشی سپرده اند؛ وضع عمومی جهان، چهره ای عبوس و مأیوس کننده به خود گرفته است و مردم به انتظار یک معجزه برای نجات و خلاصی از این احوال و اوضاع شکننده هستند.

زندگی در جامعه ای که بیشتر افراد از یکدیگر متنفرند وبه یکدیگر نسبت ناروا می زنند مسلماً سخت و غیر قابل تحمل است وهمه در این شرایط در انتظار راه نجات اند.

2. امام حسین (ع) و نشانه های ظهور

امام حسین(ع) در بخشی از سخنان خود به بیان علامات نشانه های ظهور حضرت مهدی(عج) می پردازد و این نشانه ها را پنج مورد معرفی می کند:

للمهدی خمس علامات: السفیانی و الیمانی و الصیحة من السماء والخسف بالبیداء و قتل نفس الزکیة؛ (مقدسی، 1328: ۱۱۱)

برای ظهور مهدی پنج نشانه است: سفیانی، یمانی، صیحه آسمانی، فرورفتن در دشت و کشته شدن آن جان پاک.

هرکدام از این نشانه ها توضیحاتی دارد که در این مقال نمی گنجد و نیازمند نگاشتن مقالات دیگری است.

امام(ع) در جایی دیگر درباره نشانه های ظهور می فرماید:

اذا رأیتم علامة فی السماء نار عظیمة من قبل المشرق، تطلع لیالی، فعندها فرج الناس و هی قدام المهدی(عج)؛ (همو: ۱06)

هرگاه در آسمان نشانه ای دیدید، آتش بزرگی که شب ها از سمت شرق طلوع می کند، بدانید که در آن هنگام فرج عمومی مردم نزدیک است و این نشانه پیش از ظهور مهدی(عج) پدید می آید.

نیز در بیانی دیگر فرمود:

اذا هدم حائط مسجد الکوفة ممایلی دار عبدالله المسعود، فعند ذلک زوال ملک القوم و عند زواله خرج المهدی؛ (همو: 51)

هرگاه دیوار مسجد کوفه از آن سمت که نزدیک خانه عبدالله بن مسعود واقع شده ویران شد، در آن هنگام سلطنت این گروه ستمگر از بین می رود و مهدی آل محمد نیز ظهور می کند.

بیان نشانه های ظهور از زبان مبارک آن حضرت، بیش از آن که برای شناخت شرایط موجود در جامعۀ پیش از این رخداد عظیم راهگشا باشد، برای آشنایی و ترویج فرهنگ مهدویت در بین افراد امت اسلامی - چه در زمان آن حضرت و چه بعد از آن - ثمربخش خواهد بود. در واقع امام حسین(ع) با بیان این نشانه ها به ترویج فرهنگ مهدویت می پرداخت.

3. امام حسین(ع) ووقایع بعد از ظهور

الف) قیام امام مهدی(عج)

عیسی خشّاب می گوید:

از حضرت اباعبدالله(ع) سؤال کردم: آیا صاحب الأمر شما هستید؟ امام پاسخ داد: نه، صاحب الامر مخفی شده و در نهان است که به خونخواهی پدرش برخواهد خاست و با لقب عمویش خوانده شده و هشت ماه شمشیر به دوش خواهد گرفت. (مؤسسه معارف اسلامیه، بی تا: 3/ 180، ح702 )

حضرت در جایی دیگر با اشاره بر این که دوستان و پیروان اهل ستم جزو آنان محسوب می شوند و مهدی(عج) همه آنان را به سزای اعمالشان می رساند، می فرماید:

اما و الله لا تذهب الدنیا حتی یبعث الله منی رجل یقتل منکم الفا و مع الالف الفا و مع الالف الفا؛ (همان)

آگاه باشید، به خدا سوگند! دنیا تا زمانی باقی خواهد بود که خداوند از فرزندان من مردی را که از شما (بنی امیه) هزاران فرد را به هلاکت برساند.

به حضرت عرض شد: آیا آنان (بنی امیه) تا زمان ظهور مهدی می رسند تا مهدی موعود آنان را به سزای عملشان برساند؟ امام در پاسخ فرمود:

و یحک فی ذلک الزمان یکون الرجل من صلبه کذا و کذا رجلا و ان مولی القوم من انفسهم؛ (همان)

وای بر تو! در آن زمان از نسل هر مردی از بنی امیه چنین و چنان مردی پدید آید، چون دوستان آنها جزو خود آنان است.

ب) دو نکته درباره قیام با شمشیر

اولاً بر اساس روایات و دلایل عقلی، حضرت مهدی(عج) با قدرت کاملاً برتر و بالاتر از همه قدرت های بشری ظهور خواهد نمود تا بتواند اهداف پیامبران الهی(ع) را در طول تاریخ تحقق بخشد و بشر طغیان گر را در مسیر کمال فطری شان قرار دهد.

ثانیاًباید توجه داشت که اسلام، دین رحمت و پیامبر اسلام(ص) رسول مهربانی است؛ همان طور که قرآن کریم می فرماید:

(وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحمَةً لِلْعالَمینَ)؛ (انبیاء/ 105)

ما تو را فقط به عنوان رحمت برای جهان فرستادیم.

همچنین حضرت مهدی(عج) در عین حال که مظهر اسم قهار، فاتح، حاکم و رافع است، مظهر کامل اسم رحمن، رحیم، حلیم، رئوف و مانند آن نیز هست؛ به همین دلیل امام رحمت و محبت است. شاید یکی از معانی حدیث، این باشد که شمشیر برنده ترین و آخرین سلاح یک رزمنده در میدان جهاد است که در رزم تن به تن از آن استفاده می کند و دین محمد، دین خاتم و آخرین و کامل ترین حلقه سلسله نبوت به شمار می آید. بنابراین اسم هادی حق سبحانه در سایه اسم فاتح و حاکم در تمام عالم تجلی نماید و همگان در زیر پرچم توحید به هدایت الهی باریابند.

ج) مدت حکومت امام مهدی (عج)

مدت حکومت امام(عج) در روایات متعدد بیان شده است؛ اما در روایتی که از امام حسین (ع) نقل شده چنین می خوانیم:

همانا قائم [که بر او درود باد] نوزده سال و چند ماه حکومت خواهد کرد. (نعمانی، 1397: 13/332)

د) روش حکومت امام مهدی(عج)

به نظر می رسد در زمان حکومت امام زمان(عج) شاهد نحوه خاصی از حکومت داری هستیم که با روش اجداد طاهرینش(ع) تفاوت دارد.

امام حسین در جواب پرسشگری که می پرسد: آیا حضرت مهدی(عج) بر خلاف راه و رسم علی (ع) رفتار خواهد کرد؟ می فرماید:

آری؛ زیرا حضرت امیرالمؤمنین(ع) با نرمی و سخت گیری در بخشش اموال با پیروان خود زندگی کرد؛ چرا که می دانست پس از او بر ضد شیعیان او می شورند و آنها را در سختی و مشکلات قرار می دهند. اما حضرت(ع) با قاطعیت با مردم برخورد می کند؛ زیرا می‎داند شیعیان او همواره پیروزند و کسی از آن پس بر آنها غلبه نخواهد کرد. (شریفی، بی تا: 75)

ه) فراوانی نعمت در زمان حکومت مهدی(عج)

مسلم است وقتی حکومتی با عدالت کامل اداره شود و در آن کسی را توان ظلم به دیگران و به استثمار کشیدن انسان ها نباشد، همه در رفاه و آسایش زندگی خواهند کرد و نیازمندی در جهان باقی نخواهد ماند.از سوی دیگر، ابواب رحمت و برکت الهی نیز بر آن جامعه سرازیر خواهد شد. این مسئله در کلام امام حسین(ع) چنین آمده است:

تَواصَلُوا وَتَبارُّوا فَوَالَّذی فَلَقَ الحبَّةَ وَبَرأَ النَّسَمَةَ لیأْتِیَنَّ عَلیْکُمْ وَقْتٌ لایَجِدُ اَحَدُکُمْ لِدینارِهِ وَلا لِدِرْهَمِهِ موْضِعاً؛ (نعمانی، 1397: 13/205)

با یکدیگر ارتباط داشته باشید و نیکی فراوان کنید. سوگند به خدایی که دانه را شکافت و پدیده ها را آفرید، زمانی برای شما انسان ها فرا خواهد رسید که همه مردم به گونه ای بی نیاز باشند که شما جایی برای بخشش درهم و دینار خود نخواهید یافت.

و) حکومت مهدی(عج) حکومت عدل الهی

به طور کلی باید گفت امام مهدی(عج) به یاری خدا قیام خواهد فرمود و عدل و داد را پس از دوران ظلم و تباهی در جهان برقرار خواهد کرد و به ظلم و ستم ابرقدرت های جبار پایان خواهد داد.

شعیب بن ابی حمزه نقل می کند: روزی بر امام حسین(ع) وارد شدم و پس از سلام و احترام پرسیدم: «آیا صاحب الامر شما هستید؟» پاسخ داد: «نه.» پرسیدم: «آیا فرزند شماست؟» فرمود: «نه.» پرسیدم: «آیا فرزند فرزند شماست؟» پاسخ داد: «نه.» گفتم: «پس صاحب الامر کیست؟» فرمود:

اَلَّذِی یمْلأُها عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً، عَلی فَتْرَهٍ مِنَ الْاَئِمَّهِ تَأْتِی کما اَنَّ رَسولَ اللَّه (ص) بعِثَ عَلی فَتْرَهٍ مِنَ الرُّسُلِ؛ (مقدسی، 1328: 158)

کسی است که زمین را پر از عدل و داد می کند، چنان که پر از ستم شده باشد. پس از آن که دوران [طولانی] فاصله ای از حضور امامان بگذرد، او خواهد آمد، چنان که رسول خدا(ص) پس از فاصله ای از حضور پیامبران گذشته مبعوث گشت.

نتیجه

با بررسی بیانات امام حسین(ع) در باره مهدویت و ظهور، درمی یابیم که ایشان با علم و یقینی که در پرتو عصمت خود داشت، از جایگاه و اهمیت اقدامش در برابر حکومت جور و ستم زمانه آگاه بود. ایشان می دانست که تنها با نثار خون پاک خود و همراهانش می تواند دین جدش پیامبر اکرم(ص) را حفظ کند و بیرق اسلام را به دست سلالۀ پاکش مهدی موعود(عج) برساند. عاشورا و انتظارفرج منجی با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند. به همین دلیل امام حسین(ع) به طرق مختلف، به ترویج فرهنگ مهدویت می پرداخت:

1. امام حسین(ع) در مواردی با بیان خصوصیات امام مهدی(عج) دل ها را به سوی ایشان ترغیب می فرمود وبدین وسیله، زمینه ظهور آن بزرگوار را در قرن های آینده آماده می ساخت.

2. امام حسین(ع) در بیانات خود، اذهان جامعه را برای طولانی شدن غیبت امام مهدی(عج) آماده می کرد و از آزمایش خطیر الهی در این دوران سخن می گفت.

3. ایشان در موارد بسیاری به بیان نشانه های ظهور می پرداخت. بیان نشانه های ظهور از زبان مبارک آن حضرت، بیش از این که برای شناخت شرایط موجود در جامعه قبل از آن رخداد عظیم راهگشا باشد، برای آشنایی و ترویج فرهنگ مهدویت در بین افراد امت اسلامی چه در زمان آن حضرت و چه بعد از آن، ثمربخش خواهد بود. در واقع امام حسین(ع) با بیان این نشانه ها به ترویج فرهنگ مهدویت می پرداخت.

4. آن حضرت با بیان نحوه حکومت داری امام مهدی(عج) و برکات خاص الهی در حکومت سراسر عدالت ایشان، عطش ظهور را در میان امت اسلامی و همه آزادگان جهان شعله ور می ساخت.

بنابراین اگر اکنون در پی آنیم که انتظاری عاشورایی را تجربه کنیم، باید پس از کسب معرفت با بررسی سخنان مولایمان حسین(ع) و آشنایی با ابعاد مختلف قیام ایشان برای زمینه سازی ظهور تلاش کنیم؛ چرا که جریان انتظار و زمینه سازی حکومت عدل الهی، یکی از دستاوردهای مهم واقعه کربلا به شمار می آید.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
پرچم افراشته بر جنازه‌ها

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

آسمان، خاکستری است. زمین، یک دشت وسیع است پر از خانه‌های مخروبه و خرابه‌های سیمان و بتون و آجری که روزی دیوارهای خانه‌هایی بودند.

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا ا... عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا» در میان مؤمنان، مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادند. بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند. (احزاب/23)

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر