jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۷۸۹۷۶ ۱۶ مهر ۱۳۹۹  |  ۱۱:۱۴

يكى از دغدغه هايى كه همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته پرسش بنيادين، هدف از آفرينش است.

به گزارش جام جم آنلاین و  به نقل از سایت تبیان، يكى از دغدغه هايى كه همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته پرسش بنيادين، هدف از آفرينش است. انسان در جستجوى پاسخ به اين پرسش به هر درى زده تا پاسخى شايسته يافته و از بى معنايى و بى هويتى رهايى يابد. وقتى به خود مى نگرد در يك فضاى بى آغاز و بى انجامى خود را مى بينند كه اول و آغاز آن برايش ناشناخته است. پس پرسش هاى فرعى ديگرى خود را نمايان مى سازد كه از آن جمله از كجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود، به كجا مى روم و وطن آخرم كجاست؟

عوامل سعادت انسان در قرآن (قسمت اول)

پاسخ هايى كه موجب آرامش اوست، پاسخ هايى است كه به زندگى اش معنا بخشيده او را از حالت معلّق در بى كران چون خاشاكى بى چيز بر آن رهايى مى بخشد. اين پاسخ ها بيشتر از سوى پيامبران و يا فلاسفه داده شده است. اين پاسخ ها مى كوشد تا وضعيت او را در نظام هستى روشن نموده و آغاز و انجام او را در حدّ توان بنماياند. يكى از روشن ترين پاسخ ها كه افزون بر معنا بخشى به زندگى انسان، هدف از آفرينش و جايگاه او را به خوبى روشن مى سازد، پاسخ هايى است كه پيامبران الهى به ويژه قرآن داده است. در اين پاسخ انسان مى يابد كه آغاز و انجام او از خداست: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّـآ إِلَيْهِ رَ جِعُون» و هدف از آفرينش رسيدن به كمال مطلوب و لقاءالله اختيارى است كه جز به تعبد و تعقل و تيقّن امكان ناپذير است: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِين» ; «أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَان» ;«وَ بِالأَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُون»

با يافتن اين پاسخ به خواسته درونى ـ عقلانى و عاطفى ـ خود يعنى آرامش و آسايش نيز مى رسد. مفهومى كه در واژه سعادت آن را مى جويد و در پى آن كدح و تلاشى جانكاه از خود نشان مى دهد: «يَـأَيُّهَا الاِْنسَـنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَـقِيه»

هدف نهايى و مطلوب ذاتى انسان چيزى جز سعادت نيست كه برخاسته از «حبّ ذات» است. انسان به طور فطرى در پى بدست آوردن آن است; از اين رو اين مسأله نه تنها چون و چرا بردار نيست بلكه در پرتو آن هدف و هر كار ديگرى توجيه و تبيين مى شود.

بنابراين سعادت به عنوان هدف اصلى براى خود انسان مطرح است ـ و انسان به طور فطرى و ذاتى مى كوشد تا به آن برسد. خوشبختى كه در سايه آسايش و آرامش فراهم مى آيد، خوشبختى فرا زمانى و بيرون از دايره تنگ زمانى است; و اين جز با پيوستگى و بستگى به ذات لايزال خداوندى امكان ناپذير است از اين رو به سوى آن كدح، تلاش و حركت دارد تا با پيوستگى و بستگى تام و تمام به خداوند لايزال سعادت دايم را در آغوش گيرد.

ملاك سعادت و شقاوت در معارف قرآن، لذت و رنج ابدى است; به اين معنا كه اسلام به ويژه قرآن در معناى سعادت و شقاوت تغييرى نمى دهد و در اين زمينه مفهوم جديدى را مطرح نمى كند كه از دسترس درك و فهم مردم به دور باشد; بلكه سعادت را به همان معناى رايج لذت پايدار و شقاوت را به معناى عرفى رنج و الم بيشتر مى داند ولى در مصداق آن دو تغيير مى دهد و چون لذايذ و آلام دنيوى دوام و ثباتى ندارد، لذايذ و آلام ابدى جهان آخرت را به عنوان مصاديق صحيح و حقيقى سعادت و شقاوت مطرح مى كند.

از نظر قرآن رسيدن به سعادت و خوشبختى پايدار و ابدى تنها با انجام افعال و اعمال اختيارى امكان پذير است و بدون آن ها دستيابى و تحصيل سعادت امرى ناشدنى است; بنابراين تحصيل سعادت تنها به معناى انجام اعمال اختيارى است كه به عنوان عامل پديدآورنده سعادت مى باشد; و انسان تنها به اين طريق مى تواند به آن برسد; زيرا سعادت كه مطلوب ذاتى انسان است خود در زمره ى افعال اختيارى انسان قرار نمى گيرد بلكه با تحقق عواملى سعادت تحقق مى يابد; پس بايد افعال اختيارى يا «عواملى» كه در قرآن به عنوان عامل، زمينه ساز و وسيله ى رسيدن به سعادت معرفى شده است، تبيين گردد و موانع بازدارنده دانسته شود.

در اين نوشتار تنها به بخشى از عوامل سعادت اشاره شده و تفصيل آن را به كتاب هاى تفسيرى، اعتقادى و اخلاقى ارجاع مى دهيم.

عوامل سعادت انسان در قرآن (قسمت اول)

عوامل سعادت در قرآن

1. اسلام

«وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلَـمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى الاَْخِرَةِ مِنَ الْخخَـسِرِين; و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد; و او در آخرت، از زيان كاران است».

آيه ى شريفه بيان گر اين نكته است كه مسلمانان (كسانى كه در برابر خدا تسليم هستند) بهره مند از سعادت و مصون از زيان كارى در آخرتند.

و هم چنين از آيه كريمه: «وَلَوْ ءَامَنَ أَهْلُ الْكِتَـبِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم; و اگر اهل كتاب (به چنين برنامه و آيين درخشانى) ايمان آورند. براى آن ها بهتر است». برداشت مى شود كه اسلام، برترين آيين در ميان ساير اديان (دين يهود و نصارا) براى سعادت بشر است.

بنابراين اسلام يكى از عوامل رسيدن به سعادت و رستگارى ابدى و حقيقى به شمار مى آيد، كه با پذيرش و عمل به دستورات و مبانى آن، انسان به خوشبختى و كاميابى خواهد رسيد.

2. قرآن

«وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون; و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارند».

از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه قرآن سراسر نور و روشنگر راه رستگارى است، و تمسّك به آن موجب هدايت، رستگارى و سعادت انسان مى شود.

بايد توجه داشت كه، قرآن مردم را به استوارترين راه هدايت مى كند. كتابى است عزيز و ارجمند كه باطل را مطلقاً در آن راهى نيست، و از جانب خداى كريم ستوده نازل شده است. براى عالميان تذكر و بيدارى است. حقائق و امثال آن به صورت هاى گوناگون بيان گرديده تا مردم متذكّر و بيدار گردند. كتابى است عظيم، مجيد، مبين، كريم كه جنّ و انس از آوردن نظير آن عاجزند.

رسول خدا(ص) به قرآن بسيار اهميت مى داد و در تعليم و به كار بستن آن سعى خاص مبذول مى كرد. آرزومند بود كه اين كلام دلنشين خدا در دل ها بنشيند و قلوب را كه مركز فرماندهى وجوداند، مسخّر كند مى فرمود: «لا يعذّب الله قلباً وعى القرآن; قلبى كه ظرف قرآن باشد از عذاب خدا به دور است». پيامبر اكرم(ص) دو چيز را بيشتر سفارش مى كرد و آن دو را بس مهم مى خواند: قرآن و اهل بيت، مى فرمود: «إنّى تاركٌ فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى أهل بيتى ما إن تَمَسّكم بهما لن تضلّوا أبداً أنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض; دو چيز وزين و پرارزش در ميان شما مى گذارم كتاب خدا و اهل بيت من، اگر به آن دو چنگ زنيد و از آن دو پيروى كنيد اصلاً گمراه نخواهيد شد، آن دو تا لحظه ايى كه در حوض كوثر پيش من آيند از هم جدا نمى شوند».

اين همه سفارش و توصيه و آن همه اهميّت و تلاش براى آن بود كه قرآن ضامن سعادت و رفاه هر دو جهان است.

بنابراين مى توان گفت: قرآن تنها كتابى است كه راه هاى سعادت و خوشبختى را نشان مى دهد و عمل به دستورات آن ضامن سعادت انسان است; و بدين جهت يكى از بزرگ ترين وظائف مسلمين در حال حاضر ترويج، تعليم و تعلم و رو آوردن به قرآن است.

3. التزام به احكام و حدود اسلام

«تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّـت تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الاَْنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا وَذَ لِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم; اين ها مرزهاى الهى است; و هركس خدا و پيامبرش را اطاعت كند (و قوانين او را محترم بشمرد) خداوند وى را در باغ هايى از بهشت وارد مى كند كه همواره، آب از زير درختانش جارى است; جاودانه در آن مى مانند، و اين پيروزى بزرگى است».

از اين آيه كريمه چنين استنباط مى شود كه ملتزم بودن به احكام اسلام، انسان را به راه سعادت و رستگارى يارى مى دهد.

تفسير انوار درخشان در ذيل آورده است:

حدود، عبارت از احكام الهى است كه انتظام زندگى فرد و اجتماع بر آن ها استوار است; مانند: رعايت بر ايتام و كودكان بى سرپرست احكام و وصيّت و دين كه رعايت حقوق فرد و اجتماع و انتظام معيشت به آن ها وابسته است

از اين رو به وسيله ى التزام به احكام اسلام مى توان راه سعادت را پيموده و هنگام رستاخيز نيز به نعمت هاى جاويد متنعّم بود و رستگارى همانا خشنودى و كرامت نزد پروردگار است.

عوامل سعادت انسان در قرآن (قسمت اول)

در تفسير راهنما پيرامون احكام الهى چنين آمده است:

احكام الهى براى انسان مصلحت است، و عامل و تضمين كننده ى خير و سعادت او مى باشد.

و علاّمه طباطبايى در الميزان مى گويد:

اسلام سعادت و شقاوت در دنيا را نتيجه ى امتثال و مخالفت تكليف مى داند.

4. پيروى از خدا و پيامبران

«وَ مَن يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا; و هركس اطاعت خدا و رسولش كند، به رستگارى (و پيروزى) عظيمى دست يافته است».

اين آيه شريفه اشاره به اين نكته مهم دارد كه هر كس خدا و پيامبرش را مطيع و فرمانبردار باشد، به سعادت، رستگارى و فوز عظيمى دست مى يابد .

«وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَــلَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً* يَـوَيْلَتَى لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَنًا خَلِيلاً; و به (خاطرآور) روزى را كه ستمكار دست خود را (از شدّت حسرت) به دندان مى گزد و مى گويد: اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزيده بودم * اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم!»

آيات فوق در بردارنده ى اين پيام است كه پيامبران، ارائه دهنده ى راه و روش زندگى سعادتمندانه مردم هستند; لذا همراهى با آن ها موجب سعادت و خوشبختى افراد خواهد بود.

و به عبارتى، خداوند متعال پيامبران را براى هدايت و راهنمايى مردم برگزيد و و حى خود را مخصوص آنان گردانيد. آنان براى تزكيه و تعليم مبعوث شده اند، آنان آمده اند تا با ترغيب انسان ها به فراگيرى علوم كسب آگاهى ها، ريشه هاى جهالت را كه مايه ى بسيارى از شقاوت ها و بدبختى ها است، بخشكانند، و با پرورش روح آدمى وى را به كمال برسانند. آنان مبلّغانى هستند كه قوانين سعادتمندى بشر را از جانب خدا به ما مى رسانند و اين ما هستيم كه بايد هماره و پيرو آنان باشيم و با وساوس شيطانى و تمايلات نفسانى و دوستان گمراه مبارزه كرده و خود را از تعلّقات دنيوى برهانيم و براى رسيدن به هدف نهايى يعنى رضا و خشنودى بارى تعالى و لقاء حضرت حق از هيچ كوششى فرو گذار ننماييم.

بنابراين براساس اين آيات، يكى از عوامل سعادت و خوشبختى همراهى با پيامبران و پيامبر اكرم(ص) است. و اگر پرسيده شود، امروزه ما چه طور همراهِ پيامبر(ص) باشيم؟ مى گوييم: روشن است امروزه اگر پيامبر جسماً در ميان ما حضور ندارد، اما راه و روش و سيره و كتاب او در ميان ما حضور دارد. انسان طالب سعادت مى تواند با پيروى از سيره نبوى ـ كه در قرآن و كتاب هاى حديثى و تاريخى بيان شده ـ به زندگى سعادتمندانه و خوشبختى كامل برسد.

5. عبادت خدا

«اعْبُدُواْ رَبَّكُمْ... لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ; پروردگارتان را عبادت كنيد... شايد رستگار شويد».

اين آيه شريفه بيان گر اين پيام است كه عبادت كردن خدا به طور مطلق باعث رستگارى و سعادت فرد مى شود.

انسان با عبادت خدا به مقام عبوديت مى رسد، مقامى كه همه چيز در آن جمع است. بندگى خدا يعنى وابستگى مطلق به او، يعنى در برابر اراده ى او از خود اراده اى نداشتن، و در همه حال سر به فرمان او نهادن. و يعنى بى نيازى از غير او، و بى اعتنايى به ماسوى الله، و تنها چشم بر لطف او دوختن، و اين همان اوج تكامل و سعادت انسان و برترين شرف و افتخار او است.

به عبارتى، تنها راه كسب كمال واقعى رسيدن به سرمنزل مقصود، عبادت و معرفت خداوند متعال است، چرا كه او مى فرمايد: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون; من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند» وقتى انسان خداوند را به تمام معنا شناخت و او را عبادت نمود، مراتب كمال را مى پيمايد و نمونه ى انسان كامل مى گردد، و اين يعنى رسيدن به سعادت حقيقى و ابدى.

6. برپاداشتن نماز

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِينَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ...الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَ تِهِمْ يُحَافِظُون; مؤمنان رستگار شدند، آن ها كه در نمازشان خشوع دارند;... و آن ها كه بر نمازهايشان مواظبت مى نمايند».

تفسير راهنما در ذيل آيات آورده است:

اهميت دادن به اقامه نماز، مواظبت بر انجام به موقع آن، و پرهيز از سهل انگارى در اداى آن، يكى از عوامل فلاح و رستگارى و سعادت اخروى است.

علماى اخلاق و سير و سلوك همواره به پويندگان كوى سعادت اعلام مى دارند كه اقامه ى نماز يكى از بهترين عوامل سير و سلوك معنوى و تقرّب الى الله است. خداوند سبحان، كه به آفرينش انسان و طريق تكامل او از هر فرد ديگرى آگاه تر مى باشد، نماز را تشريع نمود و به وسيله پيامبر(ص) در اختيار انسان ها قرار داد، تا براى سعادت و استكمال خويش از آن بهره گيرد... .

انسانى كه طالب سعادت و كمال است در مرتبه ى اول بايد فرايض و واجبات را به همان كيفيت مشروع انجام دهد و اگر با اخلاص و حضور قلب آن ها را انجام دهد بهترين وسيله براى قرب و نزديكى به خداوند مى باشد. البته اگر واجبات را آدمى ترك كند با انجام دادن مستحبات به جايى نمى رسد و اصلاً قرب الى الله پيدا نمى كند. اما بعد از انجام فرايض، مى تواند به وسيله ى نوافل و مستحبات نزديكى و قرب بيشترى يافته و به مقامات عالى نايل گردد.

و به عبارت ديگر، اگر انسان به اسرار نماز و آثار آن در فضاى زندگى بذل و توجه كند، در اين راه از هيچ كوششى دريغ نورزد و با دو بال فكر و ذكر به سوى آسمان كمال پرواز كند. نمازى كه در اول وقت خوانده شود و به زيور حضور قلب آراسته شده باشد و توأم با خضوع و خشوع باشد آدمى را به سر منزل سعادت و خوشبختى مى رساند.

پس با توجه به آيات فوق و مطالب مطرح شده مى توان نتيجه گرفت كه انسان با اقامه ى نماز همراه با خشوع و خضوع و مواظبت بر آن، به سعادت دنيوى و اخروى خواهد رسيد، از اين رو چه خوب است انسان در نماز خشوع و خضوع را رعايت كند.

نمونه هاى فراوانى از انسان هاى سعادتمند در تاريخ وجود دارد كه عامل اصلى سعادت آنان براساس رعايت كردن و مواظبت نمودن بر اقامه نماز اول وقت همراه با خشوع و خضوع بوده است، و سر آمد آنان در عصر حاضر عبارتند از: امام خمينى(ره)، علامه طباطبائى مفسر قرآن، علامه و فيلسوف شهيد مطهرى، شهيد رجائى، و سخن معروف او عبارت بود از اين كه: «به كار بگو وقت نماز است، به نماز نگو كار دارم».

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

در عرف روزنامه‌نگاری، برخی مطالب وابسته به زمان است و اگر انتشارشان کمی با تاخیر انجام شود، مطلب با اهمیتی محسوب نمی‌شود و از صفحه در می‌آید، اما گاهی باید برخی نکات را با کمی تاخیر بیان کرد، درست مانند همین مطلب.

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

آسمان، خاکستری است. زمین، یک دشت وسیع است پر از خانه‌های مخروبه و خرابه‌های سیمان و بتون و آجری که روزی دیوارهای خانه‌هایی بودند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر