انسان در تعامل با همنوعان خود نیاز به برقراری ارتباط و دوست یابی دارد. بویژه در دنیای امروز با محدود شدن ابعاد خانواده و افزایش تک فرزندی لازم است کودکان با افرادی خارج از محیط خانواده ارتباط برقرار کنند ، اما چرا گاهی این دوستی ها دردسر ساز می شوند و ما به عنوان پدر و مادر چقدر باید نگران این نوع ارتباطات باشیم؛
الهام اسدی ، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی به این پرسش پاسخ می دهد: «از نظر علمی عبارتی به نام دوستی افراطی معنی ندارد. این اصطلاحی است که پدر و مادر و اولیای مدرسه در ذهن خود درست می کنند. در روابط اجتماعی ما یک رابطه داریم و یک وابستگی. رابطه شکل متعادل تعاملات اجتماعی است که ممکن است میان دو یا چند نفر شکل بگیرد. حال اگر دو طرف سازگاری خوبی داشته باشند ، این رابطه ادامه پیدا می کنند و تبدیل به دوستی می شود. آنچه ما آن را دوستی های افراطی تلقی می کنیم به اصطلاح علمی وابستگی نامیده می شود.»
آنچه بیشتر موجب نگرانی خانواده ها می شود وابستگی شدید است. این نوع ارتباط عمیق که گاهی یک طرفه و گاهی دو طرفه می شود ، ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد.
|
اولین درسها در خانواده
خانواده های بسیاری را می بینیم که به دلایل گوناگون فرزند خود را از دوستی با یک فرد خاص منع می کنند. آموزش این نکته به کودکان برای این که با چه کسانی دوست شوند و از چه کسانی دوری کنند ، به طور کامل پذیرفته شده است. بسیار دیده و شنیده ایم که ریشه بسیاری از انحرافات و آسیبهای اجتماعی را دوستان ناباب ذکر می کنند ، و بیشتر خانواده ها به دلیل ترس از همین نوع دوستی ها می کوشند در دوست یابی فرزندان خود مداخله کنند ، ولی در کنار این کنترل و نظارت ها باید مراقب بود تذکرات و کنترل بیش از اندازه موجب ترس کودک از دوست شدن با همکلاسی های خود نشود. توجه داشته باشید با همه تاثیرپذیری کودک و نوجوان از دوستان و همکلاسی ها اولین و پایه ای ترین اعتقادات و باورها در خانواده شکل می گیرد. به اعتقاد خانم اسدی 50 درصد ارزش های بچه ها از خانواده گرفته می شود و کودکان هر چه را که می بینند و می شنوند ابتدا با باورهایی که از خانواده گرفته اند مقایسه می کنند و آن چیزهایی را که با این ارزشها تفاوت و تناقض زیادی داشته باشد ناخودآگاه رد می کنند ، حتی اگر به ظاهر با خانواده مخالفت کنند ولی همیشه اولویت را به ارزشهای خانواده می دهند. بنابراین خانواده نقش بسیار مهمی دارد. بهترین کاری که پدر و مادر می توانند در مقابل مخالفت ها و تعصبهای دوستانه کودکان خود انجام دهند این است که وقتی نوجوان درباره دوستش صحبت می کند با دقت و بدون موضعگیری به حرفهای او گوش دهند. یکی از مهمترین دلایل جبهه گیری نوجوانان در مقابل خانواده ناشی از این است که پدر و مادر دوست فرزند خود را نفی می کنند. کودک در چنین شرایطی بلافاصله موضع می گیرد که شما از کجا می دانید که دوست من چنین و چنان است ، شما که او را نمی شناسید ، من او را بیشتر از شما می شناسم و این موضعگیری حتی تا پرخاشگری و قهر هم پیش می رود ، اما شما خانواده عزیز نگران نباشید، به احتمال زیاد بچه ها دوستانی را در مدرسه پیدا می کنند که شبیه ارزشها و عقاید خانواده باشد |
نوجوانی که همیشه در خانه تنهاست و پدر و مادر به دلیل مشغله فراوان فرصت رسیدگی به او را ندارند ، فرزندانی که غیبت پدر یا مادر را به دلیل فوت یا طلاق تحمل می کنند ، دانش آموزانی که در خانواده های آشفته زندگی می کنند و کسی به وجود آنها اهمیت نمی دهد و نوجوانانی که گوش شنوایی برای صحبتهای خود پیدا نمی کنند ، ممکن است حتی برای دوست پیدا کردن حاضر به باج دادن شوند.
آنها در واقع به یک پناهگاه نیاز دارند. در نتیجه در صورت امکان به جنس مخالف و در غیر این صورت به همجنس خود متوسل می شوند. اینها دلایل خاصی است که ممکن است کودک و نوجوان را به دوستان خود وابسته کند ، اما در شرایط نسبتا عادی نیز با کودکان و بویژه نوجوانانی مواجه می شویم که همین شرایط را دارند. روی سخن ما کودکان و نوجوانانی هستند که در خانواده ای با شرایط معمولی زندگی می کنند. خانم اسدی درباره شیوه برخورد با این نوع دوستی ها می گوید: «وقتی وابستگی زیاد از حد شود باید برای آن علت یابی ، سپس مداخله کرد. شاید نوجوان بخواهد به هر دلیلی از خانواده دور باشد و به دوستانش پناه ببرد. در اینجا پدر و مادر باید نگران باشند ، و اولین مداخله لازم این است که خانواده ابتدا تغییراتی را در خود ایجاد کند. باید دید چه شرایطی در خانواده وجود دارد که نوجوان وابستگی خود را به دوستانش منتقل می کند و آنان را صددرصد به خانواده ترجیح می دهد. یکی از بهترین راه حلها برای رفع چنین مشکلی این است که پدر و مادر به جای این که دوست او را نفی کنند و مدام بکوشند ویژگی های منفی این دوست را ببینند ، اجازه دهند این دوستی ها با نظارت و کنترل غیرمستقیم ادامه یابد و حتی بیشتر شود.
او را به منزل دعوت کنند و بگذارند در محیط خانه با یکدیگر ارتباط داشته باشند. وقتی نوجوان پذیرش خانواده را نسبت به دوستش دید کم کم حرفهایش را درباره دوستانش به پدر و مادر می گوید. در این گونه مواقع پدر و مادر می توانند به صورت غیر مستقیم فرزند خود را راهنمایی و به او آگاهی دهند. به او بگویند فکر نمی کنی افت تحصیلی یا این اتفاقی که برای تو افتاد در نتیجه دوستی با او بوده است؛
به این شکل فرزند خود را کم کم وادار به فکر کردن درباره این رابطه کنند، اما اگر جبهه گیری کنند ، صددرصد یقین داشته باشند این رابطه قوی تر خواهد شد».
نگرانی های بی مورد خانواده
خوشبختانه ، مواردی مانند آنچه گفته شد و وابستگی های شدید ، چندان در میان دانش آموزان شایع نیست و تنها در شرایط خاص رخ می دهد. به طور کلی شکل ظاهری آنچه پدر و مادر یا اولیای مدرسه به آن دوستی افراطی می گویند با وابستگی متفاوت است. بیشتر نگرانی پدر و مادر از این دوستی ها به این دلیل است که می بینند کودک آنها در دوره دبستان این گونه نبوده است. در دوره دبستان پدر و مادر حرف اول را می زنند و کودک بیش از همه به پدر و مادر و اعضای خانواده وابسته است.
دوستی های دوره ابتدایی در حد همبازی شدن و تقسیم خوراکی هاست. در این زمان کمتر کودکی را می بینید بویژه در تعطیلات با دوستان خود رابطه تلفنی داشته باشد ، اما در دوره نوجوانی و راهنمایی اوضاع فرق می کند. نوجوان کم کم از خانواده فاصله می گیرد و به دوستان متمایل می شود. به طور طبیعی این یکی از ویژگی های دوران بلوغ است ، اما والدین او را با سالهای پیش مقایسه می کنند و نگران می شوند. اسدی درباره این نوع دوستی ها ادامه می دهد: «این حالت در سالهای نوجوانی طبیعی است و پس از این که دوره خود را در کلاس اول و در نهایت دوم دبیرستان گذراند ، شکل متعادلی پیدا می کند. بنابراین ما در دوره راهنمایی دنبال علت برای این نوع دوستی ها نمی گردیم ؛ چون آن را طبیعی می دانیم.
|
روانشناسان گرایش به ارتباط با دوستان را طبیعی و از ویژگی های دوران بلوغ می دانند |
در این زمان اگر نوجوان را به حال خود بگذاریم و اجازه دهیم رابطه بیشتری با دوستش داشته باشد و با نظارت پدر و مادر وقت بیشتری را به او اختصاص دهد ، مشکلی پیش نخواهد آمد و پس از 2 یا 3 سال خودش متوجه می شود بهتر است وقت خود را تقسیم بندی و تنظیم کند و برای دوستانش به اندازه معینی وقت بگذارد ، اما اگر پدر و مادر نگران شوند و عکس العمل نشان دهند و بخواهند مداخله کنند کار بدتر خواهد شد.»
روان شناسان معتقدند یکی از ویژگی های مهم دوران بلوغ ، تمایل به دوستان است. به گونه ای که این خصوصیت را نشانه ای برای این مرحله می دانند و معتقدند چنانچه نوجوانی در این سن و سال نتواند با دوستان خود ارتباط برقرار کند ، دلیل بر نامتعادل بودن اوست و احتمالا به دلایل خاص مربوط به دوران کودکی و وابستگی بیش از اندازه به خانواده هنوز در دوران کودکی خود مانده است یا شاید به دلایل دیگری مانند خجالتی بودن یا نداشتن اعتماد به نفس کافی نمی تواند با دوستان خود ارتباط برقرار کند. این که چرا بعضی از بچه ها بهتر می توانند دوست پیدا کنند و چرا بعضی بیش از اندازه به دوستان و اطرافیان وابسته می شوند به خانواده و شرایط خانوادگی آنان مربوط می شود ، اما به طور کلی روابط دوستانه ، اگر شکل وابستگی نگیرند ، برای بچه ها بسیار مفید خواهد بود. کودکان و نوجوانان ما از طریق همین دوستی ها اولین مراحل اجتماعی شدن را طی می کنند و مهارت های با هم زیستن را می آموزند.
نکته مهم این است که پدر و مادر نباید در دوران بلوغ ، نگران دوستی های بیش از اندازه نوجوانان خود باشند ؛ اما اگر این روابط غیر معمول در دوران دبستان یا در سالهای پایانی دبیرستان اتفاق افتد ، به وابستگی تبدیل می شود. در این موارد لازم است پدر و مادر و مربیان مداخله کرده و علت یابی کنند.