روش آموزش هر درس ، فرع بر محتوا و هدف درس است و در برنامه ریزی هر درس باید مورد توجه قرار گیرد.
کد خبر: ۱۲۶۸۵۷
در برنامه ریزی درسی نیز دیدگاهها یا فلسفه و تفکری که در پشت برنامه ریزی درسی هست ، اهمیت درجه اول را دارد زیرا آن دیدگاهها ، هم در گزینش محتوا موثرند و هم در سازماندهی و هم در انتخاب روش تدریس. در واقع باید روشن باشد که ما از درس تاریخ ، چه انتظاراتی داریم و کدامین رویکرد آموزشی مورد توجه ماست. اگر هدف ما در تدریس درس تاریخ ، آموزش نقد تاریخی ، ایجاد وحدت ملی ، تقویت عرق ملی و مذهبی دانش آموزان و... باشد طبعا نباید برای حفظ اطلاعات پرحجم تاریخی و به خاطر سپردن آنها توسط دانش آموزان برنامه ریزی کنیم بلکه باید هم در محتوا و هم در روش تدریس و هم در باره جایگاه معلم در فرایند آموزش و سرانجام درباره نحوه ارزشیابی درسی ، فکر دیگری کرد. در بررسی روش تدریس درس تاریخ ، دو مشکل مهم زیر قابل تاملند: اول - تکیه بیش از حد بر محفوظات و انتقال اطلاعات و دوری گزیدن از آموزش تفکر انتفادی: یکی از متخصصان برنامه ریزی درسی و در عین حال صاحبنظر رشته تاریخ درباره این مشکل می گوید: ما در تاریخ با مفاهیم متعددی مانند اسامی افراد و شخصیت های تاریخی ، اسامی مکان ها، عنصر زمان ، انواع رخدادها و علت آن ها روبه رو هستیم. حالا اگر قرار باشد که حجم گسترده ای از این مفاهیم را در یک کتاب درسی بگنجانیم و دانش آموزان هم مجبور باشند همه آن ها را به ذهن بسپارند و در جلسه امتحان پس بدهند ، آن وقت می بینید که درس تاریخ - که باید عشق به نیاکان و سرزمین ما را در دانش آموزان تقویت کند - آن ها را از این درس بیزار خواهد ساخت. با این وصف ، آیا فکر نمی کنید که بهتر باشد فراز و نشیب ها ، رخدادهای اساسی ، شکست ها ، موفقیت ها ، سرگذشت افراد موثر در تاریخ و علل بروز حوادث و رخدادهای مهم تاریخی را در کتاب های درسی تاریخ عرضه کنیم و اگر هم قرار است مطالب بیش تری آورده شود ، برای مطالعه آزاد و یا کسانی که می خواهند مطالب بیش تری بدانند ، آورده شود؛ (رشد آموزش تاریخ - شماره 5 - صفحه 8 و
9) وی برای ایجاد تغییر در شیوه های سنتی تدریس و جلوگیری از افت تحصیلی در درس تاریخ ، معتقد است: رویکرد ما در طراحی برنامه های درس تاریخ باید تغییر کند. بعضی به جای ارائه انبوه مطالب ، با شیوه های فرآیند محوری ، محتوای تاریخی را به گونه ای عرضه می کنند که دانش آموزان اولا تاریخ را در یک بستر فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی مربوط به هر زمان به طور فراگیر می آموزند و ثانیا در جریان آموزش و یادگیری تاریخ ، به شیوه حل مساله و نگاه پژوهشی مشغول تحقیق ، جمع آوری اطلاعات ، تفسیر و تحلیل اطلاعات می شوند تا از گذشته ، چراغی برای حرکت در مسیر حال و آینده ساخته شود. من جای این ها را در دروس خالی می بینم. (همان) به نظر این صاحبنظر ، در سالهای اخیر ، تحولاتی در این زمینه ایجاد شده و ما در کتاب ها شاهد طرح موضوعاتی چون فعالیتهای گروهی ، بحث و گفت وگو ، اظهارنظر درباره حوادث تاریخی و... هستیم ولی این میزان تغییر کافی نیست بلکه در شیوه برنامه ریزی و تدریس تاریخ ، باید انقلاب ایجاد شود. این انقلاب هم باید در روش های یاددهی و یادگیری هم در نظام ارزشیابی صورت گیرد تا نتیجه بخش باشد. دوم - عدم جذابیت و متصلب بودن روشهای آموزش: اشکال مهم دیگر ، عدم جذابیت درس تاریخ برای دانش آموزان به خاطر استفاده از روشهای سنتی و متصلب تدریس از سوی معلمان است. اصلی ترین شیوه آموزش درس تاریخ ، روش کهنه سخنرانی یا روخوانی کتاب است. در این روش ، کتاب انبار اطلاعات ، معلم انتقال دهنده آن و دانش آموز عنصر منفعلی است که باید آن اطلاعات را به خاطر بسپارد. این روش ، دلزدگی و حتی تنفر نسبت به درس تاریخ را در دانش آموزان ایجاد می کند در حالی که برای ایجاد قدرت تفکر ، پرسش گری ، پردازش و تجزیه و تحلیل داده ها در دانش آموزان ، باید قالب خشک و متصلب تدریس را که به فضای کلاس ، کتاب و معلم محدود میشود ، شکست و به روشهای دیگری روی آورد. در واقع در عصر اطلاعات ، انتقال اطلاعات نباید هدف باشد بلکه تحلیل و پردازش اطلاعات هدف است و این نیز ضمن استفاده از روش های نوین تدریس ، به اصلاح رویکردهای اساسی نیاز دارد.استفاده از امکانات کمک آموزشی از جمله اطلس ، نقشه ، فیلم های تاریخی ، فیلم های کارتونی و مشابه اینها ، به شدت می تواند موثر افتد. تصور کنید یک DC آموزشی درباره نهضت ملی شدن نفت که به صورت مستند ، همه رخدادهای تاریخی آن دوره را شامل شود و فیلم های تاریخی مصدق و کاشانی و نواب صفوی و شاه و تظاهرات 30 تیر و صحنه های کودتا و محاکمه مصدق و... را نشان دهد ، جذابیت بیشتری دارد یا آنچه یک معلم با روش سخنرانی ارائه می دهد؛ متاسفانه با توجه به برخورداری از امکانات عظیم تاریخی و وجود فیلم های مختلف بویژه در زمینه تاریخ معاصر، از این ابزار کمتر استفاده می شود و به شکل گسترده از سوی معلمان در آموزش تاریخ از آن بهره گرفته نمی شود. البته نمی توان همه امکانات و تجهیزات را برای همه مدارس فراهم کرد و این امر نیازمند سرمایه گذاری برای سالهای متمادی است اما با استفاده از خلاقیت معلمان و دانش آموزان و بهره گیری از امکانات محلی و منطقه ای می توان جذابیت درس را افزود. در عین حال باید دانست که نظام ارزشیابی نیز باید متناسب با تغییر محتوا و روش تدریس ، تغییر کند و معلم محور شود. با طراحی کتاب واحد ، ارسال سوالات امتحانی مشترک ، تصحیح ورقه ها به وسیله یک معلم دیگر و... نمی توان معلم محور بود و برخورد با معلم بدین شکل مکانیکی ، مانع ایجاد و تحول می شود. همه نمره پایان سال نباید با ورقه امتحانی مشخص شود بلکه بخش عمده آن باید به مسائلی که در طول سال تحصیلی در کلاس می گذرد (از جمله علاقه دانش آموز به درس ، شرکت در مباحثات ، ارائه تحقیق ، و...) مربوط شود و این نیز بر عهده معلم است که ارزیابی خود را از دانش آموز ، ارائه کند.