jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۱۲۶۴۰۰۸ ۲۷ فروردين ۱۳۹۹  |  ۱۵:۳۵

گفت‌وگو با حسین شمسیان، فعال فرهنگی و روزنامه‌نگار که خود و خانواده‌اش به کرونا مبتلا شدند

متوفیان کرونا غریبانه به خاک سپرده می‌شوند

یکی از اولین کسانی است که در ایران به کرونا مبتلا شد، درست در آن روزهایی که هنوز این ویروس جدی گرفته نشده و اخبارش درز پیدا نکرده بود.در روزهایی که هنوز مراکز درمانی برای شناسایی بیماران کرونایی مجهز نشده بودند و نه پزشکان و پرستاران و نه مسوولان بلد نبودند با ویروس ناخوانده کرونا چه باید بکنند.

title

در همان دوره‌ای که کرونا بیشترین قربانی را در ایران گرفت که یکی از آنها مادر حسین شمسیان بود.خودش می‌گوید: من مبتلا شدم، اما پزشکان تشخیص آنفلوآنزا و سرماخوردگی دادند و همین باعث شد همه خانواده‌ام آلوده شوند و در این میان مادرم را از دست بدهم.

تشخیص دیرهنگام، مادرم را از ما گرفت

این روزنامه‌نگار از این که در آن بلبشوی اولیه شیوع کرونا در ایران مادر 70ساله‌اش را از دست داده و او را غریبانه به خاک سپرده، غمگین است.

می‌گوید:مادر با نشانه‌های بیماری به پزشک مراجعه کرد، اما تشخیص اشتباه دادند.اکسیژن خون ایشان پایین بود و یک پزشک حتی تشخیص سکته داد.تا این که یکی از پزشکان دستور بستری داد اما مادرم بعد از سه روز به رحمت خداوند رفتند.مادرم بیماری دیابت داشت، اما بعدها یکی از پزشکان متخصص عفونی به من گفت که مادر دوره طلایی درمان را از دست داده بود و زمانی ایشان در بیمارستان بستری شد که ریه‌اش کاملا از بین رفته بود.مادر که فوت شد من هنوز علائم بیماری را داشتم که دو هفته قبل آنفلوآنزا تشخیص داده شده بود. یکی از دوستان به من گفت برای تست مجدد مراجعه کنم. 15 اسفند برای انجام تست مراجعه کردم اما هنوز کیت‌های تست کرونا موجود نبود. به من گفتند سی‌تی‌ اسکن ریه بدهم. جواب که آمد و آزمایش‌ها که گرفته شد، گفتند صددرصد کرونا دارم و باید بستری شوم. من به خانه برگشتم و در خانه قرنطینه شدم، اما این زمانی بود که همسرم ، دخترم و خواهرم دچار شده بودند. تشخیص اشتباه باعث شد این بیماری در خانواده ما تقریبا همه‌گیر شود و همه ما دو هفته قرنطینه خانگی شویم. در این مدت دارو استفاده کردیم و هر جور بود دوره بیماری را طی کردیم.قرص‌هایی که دکتر تجویز کرد، یافت نمی‌شد و ما آن زمان برای هر ورق قرص بیشتر از یک میلیون تومان هزینه و آن را هم با تلاش زیاد پیدا کردیم و با تاخیر به دستمان رسید. به همین دلیل درمان دارویی را هم دیر شروع کردیم. فقط لطف خدا بود که سلامتی‌مان را دوباره به دست آوردیم اما متاسفانه مادر را از دست دادیم.شرایط بیمارستان‌ها اصلا خوب نبود و کیت‌های تست موجود نبود.شاید اگر مسوولان کشور و کادر درمانی از همان اول درباره کرونا اطلاعات دقیق‌تر و بیشتری داشتند شرایط کنترل می‌شد و این همه تلفات نمی‌دادیم.

از شمسیان می‌پرسم در آگهی فوت مادر نوشته شد به کرونا مبتلا شده‌اند؟

می‌گوید: از مادر آزمایش گرفتند اما به ما نگفتند ایشان مبتلا به کروناست. تا روزی که فوت شدند و در گواهی فوت ایشان هم دلیل فوت را کرونا قید کردند.آن زمان با این‌که هنوز پروتکل‌های دفن متوفیان کرونا به‌شکل امروزی تدوین نشده بود، اما ما مراسم تشییع ایشان را به شکل خانوادگی برگزار کردیم و ایشان را در بهشت‌زهرا به خاک‌ سپردیم. آن زمان شرایط به اندازه الان سختگیرانه نبود.کاوری به من دادند که آن را پوشیدم و مادر را به خاک سپردم.

از شمسیان می‌پرسم ، پس دلیل اوجگیری کرونا در اسفند، عدم تشخیص به موقع و درست کرونا بود؟

می‌گوید: به نظرم دو دلیل دارد؛ اول این که کادر درمان و پزشکان نمی‌دانستند ویروس جدیدی آمده که شیوع زیادی دارد و تصور می‌کردند همان ویروس آنفلوآنزای زمستانی است.دوم این که بیمارستان‌‌ها آن زمان کیت آزمایش خیلی کم داشتند. فقط سه بیمارستان در تهران کرونایی‌ها را پذیرش می‌کرد؛ مسیح‌دانشوری، بقیه‌ا... و شهدای یافت‌آباد. بیمارستان‌های خصوصی اصلا پذیرش نداشتند. ما تلاش زیادی کردیم که مادر را به بیمارستان خصوصی ببریم اما پذیرش نمی‌کردند.همه اینها موثر بود که هم آمار مبتلایان و هم فوتی‌ها زیاد شود.

تنها‌ترین سوگواران

به شمسیان می‌گویم کرونا تقریبا مدیریت شده و بیمارستان‌ها و کادر درمان آمادگی لازم برای مواجهه با بیماری را دارند اما مسأله‌ای که هنوز حل‌نشده، افرادی هستند که نزدیکان خود را به دلیل کرونا از دست داده‌اند؛ نه می‌توانند مراسم تشییع و نه سوگواری را به سبک و سیاق گذشته برگزار کنند و همین باعث شده از نظر روحی آسیب ببینند. با تجربه‌ای که دارید به نظرتان چطور می‌توان این شرایط را مدیریت کرد؟
اصل ماجرا را که نمی‌توان کتمان کرد که سوگواران کرونایی یا حتی دیگر عزاداران این روزها شرایط اصلا خوبی ندارند. خودم هر روز سر مزار مادر می‌روم و می‌بینم متوفیان کرونا خیلی غریبانه به خاک ‌سپرده می‌شوند. این خیلی دردناک و سخت است. واقعا خدا به همه صبر بدهد. ما وقتی مادر را به خاک سپردیم چون هنوز به درستی مطلع نبودیم که دچار کرونا هستیم، در خانه مادر جمع شدیم اما وقتی بیماری‌مان مشخص شد و وارد قرنطینه شدیم، گروهی خانوادگی و فامیل راه‌اندازی کردیم و روزانه یک ختم قرآن برای مادر برگزار کردیم. این کار را همه آنهایی که عزیزانشان را از دست داده‌اند، می‌توانند انجام دهند. در اینستاگرام هم صفحه‌ای ایجاد کرده‌اند به‌ نام «ختم آنلاین» که برای برگزاری مراسم چهلم مرحوم حاج شیخ آقا خسروی فعال شده؛ اما می‌تواند باب تازه‌ای برای برگزاری مراسم عزاداری و ختم آنلاین باشد. ما شرایط جدیدی را تجربه می‌کنیم اما چون مردم عاطفی و مذهبی هستیم و بروز احساسات در شادی و غم برایمان مهم است، می‌توان از فضای مجازی برای حداقل تسکین بازماندگان استفاده کرد. کرونا در کشور ما تلفات زیادی داشت اما مردم ما با متوفیان رفتاری محترمانه‌ داشته و دارند. در اروپا و آمریکا شاهد گورهای دسته‌جمعی هستیم اما در ایران چنین خاکسپاری‌ها انجام نمی‌شود. فرهنگ ما آنقدر عمیق و درست است که احترام متوفیان در هر شرایطی به‌جا آورده می‌شود. بازماندگان در هر شرایطی برای مراسم خاکسپاری حاضر می‌شوند و با رعایت همه دستورالعمل‌ها، متوفی را تا خانه ابدی‌اش بدرقه می‌کنند. دستکش می‌پوشند و ماسک می‌زنند، فاصله ایمن را رعایت کرده و دور از مزار می‌ایستند اما اشک می‌ریزند و برای عزیز از دست رفته به نحو شایسته‌ای عزاداری می‌‌کنند. این رفتار در جهان بی‌نظیر است و عمق عاطفه ما ایرانی‌ها را نشان می‌دهد.

طاهره آشیانی - روزنامه نگار / روزنامه جام جم 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مهمان کرونا نشویم

مهمان کرونا نشویم

مسؤولان وزارت بهداشت در روزهای گذشته بارها برگزاری مراسم خانوادگی ‌را دلایل افزایش آمار مبتلایان و جانباختگان کرونا عنوان کرده‌اند.

سوختن درخت طبیعی نیست!

سوختن درخت طبیعی نیست!

در ده روز گذشته، حدود 300 نقطه از اراضی جنگلی آتش گرفته است. شاید بسیاری بگویند این آتش‎سوزی‌ها عمدی است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر