مخالفت با برنامه های هسته ای تضییع حقوق حاکمیتی ایران است

فارس: کارشناس صندوق بین المللی پول اعلام کرد: اگر ایران به هر دلیلی از جمله به دلیل غرور ملی، اعتبار بینالمللی، تحقیقات علمی و امنیت عرضه سوخت خواهان تکمیل برنامه چرخه سوخت هستهای است، نباید با تحریم و مخالفت مواجه شود.
کد خبر: ۱۲۴۵۶۱

جهانگیر آموزگار طی مقالهای در تازه ترین شماره نشریه اقتصادی میس به بررسی وضعیت صنعت انرژی در ایران و ارتباط آن با فعالیتهای هستهای این کشور پرداخته است.
وی تصریح کرد: ایران این حق را دارد که اگر نه با توجه به فاکتورهای اقتصادی بلکه با نظر به ملاحضات سیاسی و امنیتی برنامههای هستهای خود را دنبال کند.
وی معتقد است: اگر ایران به هر دلیلی از جمله به دلیل غرور ملی، اعتبار بینالمللی، تحقیقات علمی و امنیت عرضه سوخت خواهان تکمیل برنامه چرخه سوخت هستهای است نباید با تحریم و مخالفت مواجه شود.
جهانگیر آموزگار تاکید کرد: هرگونه مخالفت با برنامه های هستهای ایران تضییع حقوق حاکمیتی این کشور است.
وی در پاسخ به مقاله راجر استرن که دستیابی به انرژی هسته ای را برای ایران با توجه به مصرف روافزون انرژی در این کشور ضروری دانسته بود، لزوم مصرف انرژی هسته ای در ایران بخاطر مسائل نفتی را رد کرد.
آموزگار افزود: در دسامبر 2006 قطع نامهای علیه ایران در شورای امنیت به تصویب رسید که خواهان توقف فعالیتهای هسته ای ایران شده است. این قطعنامه بر پایه سه ادعای کلی قراردارد. یکی این که ایران مدتها فعالیتهای هستهای خود را مخفی نگه داشته است. دوم این که ایران به درخواستهای گذشته برای توقف فعالیتهای هستهای توجهی نکرده است و سوم این که ایران دومین دارنده ذخایر نفت و گاز در جهان است و نیازی به توسعه انرژی هستهای ندارد.
به گفته وی، در عین حال اکنون بسیاری از محافل علمی فرض سوم را زیر سوال بردهاند و با توجه به افزایش تقاضای داخلی و نبود دسترسی به سرمایهگذاری و تکنولوژی کافی ادعای ایران در مورد لزوم دستیابی به انرژی هستهای برای تداوم صادرات نفت را پذیرفتنی میدانند.
آموزگار در مقاله خود توضیح داد که اولا برآوردها در مورد کاهش تولید ایران و تحلیل توان صادراتی این کشور غیر واقع بینانه است، ثانیا اگر این برآوردها صحیح باشد علت آن سیاستهای غلط خود دولت ایران است و ثالثا اگر تولید و صادرات ایران رو به کاهش دارد روی آوردن به انرژی هستهای گزینه مناسب و به صرفهای نخواهد بود.
وی افزود: هشدارهایی که در مورد تمام شدن ذخایر نفتی ایران به گوش میرسد چندان واقعبینانه نیست. موضوع تحلیل رفتن قدرت تولید از میادین نفتی مسئلهای عادی در جهان است. در عین حال این مشکل در ایران حادتر است و علت آن نه دلیلی ساختاری بلکه دلایلی مقطعی غیر بنیادی و قابل رفع هستند. سیاستهای غلط دولت و مدیریت ناکارآمد و البته به همراه آن دشمنیهای آمریکا از جمله علل تحلیل توان تولید ایران هستند که همه قابل حل است.
این در حالی است که راجر استرن استاد دانشگاه جان هاپکینز آمریکا در مورد وضعیت صنعت نفت ایران معتقد است: نرخ کاهش صادرات ایران بر پایه کاهش توان تولید و افزایش تقاضای داخلی بالغ بر 10 و 12 درصد است. با یک سری محاسباتی که انجام خواهیم داد به این نتیجه میرسیم که ایران در سال 2011 تنها 400 تا 520 هزار بشکه در روز نفت میتواند صادر کند. بر اساس یک سناریوی محتملتر نیز صادرات ایران تا سال 2011 بالغ بر 330 تا 460 هزار بشکه در روز خواهد بود و تا سال 2014 یا 2015 به صفر خواهد رسید.
آموزگار در ادامه تصریح کرد: در مورد ذخایر نفتی ایران همواره شاهد افزایش این ذخایر بودهام. در فوریه 2003 مجله اکونومیست پیشبینی کرد تا یک دهه دیگر ایران به وارد کننده نفت خام تبدیل شود. اما از آن سال تاکنون چهل میلیارد بشکه بر ذخایر کشف شده نفت ایران افزوده شده است. حجم کل ذخایره نفت ایران در حال حاضر بالغ بر 130 میلیارد بشکه است که با سطح فعلی تولید تا 70 سال آینده ایران میتواند صادر کننده نفت خام با حجم فعلی باشد.
به گفته جهانگیر آموزگار، بعلاوه در حالی که سه سال پیش وزارت نفت ایران میزان کاهش سالانه تولید ایران را 200 هزار بشکه در روز اعلام کرده بود در سال 2006 این رقم را 500 هزار بشکه در روز برآورد کرده است. به نظر ما وزارت نفت ایران با هدف جذب هر چه بیشتر اعتبارات دولتی رقمی غیرواقعی را در مورد میزان کاهش توان تولید ایران ارائه کرده است.
وی اضافه کرد: در مورد رشد تقاضا باید گفت ایران در میان 22 کشور خاورمیانه و شمال آفریقا بالاترین حجم یارانه را به بخش سوخت میپردازد. حجم یارانههای انرژی در ایران سالانه بالغ بر 30 تا 42 میلیارد دلار یعنی معادل 16 تا 23 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است.
آموزگار معتقد است: تا حد زیادی به همین دلیل است که اشتهای مصرف انرژی در ایران رو به افزایش دارد و میزان مصرف برق، گاز و بنزین در ایران سالانه 7، 9 و 12 درصد افزایش مییابد. این در حالی است که رشد جمعیت در ایران تنها 55/1 درصد در سال است. قاچاق سوخت نیز رقم بالایی دارد. سالانه یک میلیارد دلار فرآورده نفتی از ایران قاچاق میشود.
به عقیده آموزگار، مسئله دیگر بهرهوری پایین انرژی در ایران است.ساختارهای حمل و نقل و اماکن مسکونی ایران به گونهای است که انرژی زیادی در آن به هدر میرود.
میزان پرت انرژی از شبکههای انتقال و توزیع برق در ایران 17 درصد است. خودروهای عبوری در خیابانهای ایران نیز به شدت انرژی را به هدر میدهند. براساس تخمین داچ بانک میزان انرژی که هفت میلیون خودروی عبوری در خیابان های ایران مصرف میکنند معادل میزان انرژی مصرفی 35 میلیون خودرویی است که در انگلیس فعالیت دارند.این رقم 420 میلیون شبکه در روز است.
وی تصریح کرد: به هر ترتیب اگرچه میتوان گفت کاهش توان تولیدی ایران در شرایط فعلی حقیقتی غیرقابل انکار است اما باید گفت فاکتورهای دخیل در این کاهش روبنائی و قابل رفع است.
اظهارات آموزگار در حالی است که راجر استرن آمریکایی اعتقاد دیگری دارد و می گوید: سیاستگذاران آمریکا همواره با اقتصادهای نفتی مشکل داشتهاند و به نظر میرسد ادعاهای امریکا در مورد صنعت نفت ایران صحیح نباشد.
راجر استرن معتقد است: نمیتوان گفت همه ادعاهای ایران غلط است. وابستگی ایران به درآمدهای صادراتی نفت خام موید آن است که ایران شدیدا به انرژی هستهای نیازمند است. گزارش اخیر شرکت ملی نفت ایران اعلام کرده است صادرات نفت ایران تا 12 تا 19 سال آینده به صفر خواهد رسید. بنابراین به نظر میرسد ادعای ایران در مورد لزوم دستیابی به انرژی هستهای صحیح باشد. اگر پیشبینی شرکت ملی نفت ایران در مورد قطع صادرات نفت صحیح باشد باید گفت ایران در برابر این پدیده شدیدا آسیبپذیر است.
در حالی که آموزگار گاز را جایگزین مناسب نفت به جای انرژی هسته ای می داند، راجر استرن معتقد است که گاز در ایران باید تزریق چاهها شود و نه چیز دیگر.
آموزگار در این خصوص گفته است: علاوه بر آن حتی اگر بپذیریم که ایران تا دهه آینده توان صادراتی خود را از دست میدهد آیا انرژی هستهای گزینه مناسبی است؛به نظر ما با توجه به حجم ذخایر عظیم گازی ایران میبایست در جهت تامین نیازهای داخلی ایران از منابع گازی سرمایهگذاری شود نه در بخش انرژی هستهای.
این در حالی است که به عقیده راجر استرن، کاهش پیوسته تولید نفت ایران مشکل مهمی است که این کشور با آن دست و پنجه نرم میکند. از ژانویه سال 2005 تولید نفت ایران همواره به میزان 250 هزار بشکه در روز کمتر از سهمیه این کشور در اوپک بوده است. بدین ترتیب ایران سالانه 47/5 میلیارد دلار به دلیل ضعف تولید خود متضرر میشود. این کاهش تولید نه تنها به مشکلات سرمایهگذاری بلکه همچنین به کمبود گاز طبیعی برای تزریق در چاههای نفت مربوط میشود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها