خرگوش گفت: قربانت. از صبح دنبال غذا میگردم تا شکمم را سیر کنم، اما چیزی پیدا نکردهام. کلاغ گفت: حتما پیدا میکنی. خرگوش گفت: صبح که از اینجا رد شدم تو اینجا بودی و هنوز هم اینجایی. کار خاصی نداری که همش مشغول استراحتی؟ کلاغ گفت: استراحت؟ نه. من مشغول رصد اخبار و بازنشر پستهای خبری و تحلیلی، تحلیل اخبار و وقایع روز و ارائه تحلیلها در شبکههای اجتماعی، تمرین نگرش کلان، آمادهسازی برای تصمیمسازی و تصمیمگیری و سایر فرآیندهای استراتژیکم. اگر به نظرت میرسد که بیکارم، برای این است که با نگرش کلان و فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری آشنایی نداری. خرگوش گفت: میشود من هم بهجای سگدو زدن در پی یک لقمه نان و هویج، مثل تو به استراحت و رصد اخبار و بازنشر پستهای خبری و تحلیلی، تحلیل اخبار و وقایع روز و ارائه تحلیلها در شبکههای اجتماعی، تمرین نگرش کلان، آمادهسازی برای تصمیمسازی و تصمیمگیری و سایر فرآیندهای استراتژیک بپردازم؟
کلاغ گفت: البته که میتوانی. از همین حالا شروع کن. خرگوش کنار درخت لم داد تا به استراحت و رصد اخبار و بازنشر پستهای خبری و تحلیلی، تحلیل اخبار و وقایع روز و ارائه تحلیلها در شبکههای اجتماعی، تمرین نگرش کلان، آمادهسازی برای تصمیمسازی و تصمیمگیری و سایر فرآیندهای استراتژیک بپردازد که ناگهان روباهی از پشت درخت بیرون جست و خرگوش را گرفت و خورد. کلاغ گفت: ای بابا، حیف شد. وی سپس افزود: چه حیف که یادم رفت بگویم برای رصد اخبار و بازنشر پستهای خبری و تحلیلی و تحلیل اخبار و وقایع روز و ارائه تحلیلها در شبکههای اجتماعی و تمرین نگرش کلان و آمادهسازی برای تصمیمسازی و تصمیمگیری و سایر فرآیندهای استراتژیک، باید مثل من این بالابالاها بنشینی؛ و خاموش شد و به ادامه رصد اخبار و بازنشر پستهای خبری و تحلیلی، تحلیل اخبار و وقایع روز و ارائه تحلیلها در شبکههای اجتماعی، تمرین نگرش کلان، آمادهسازی برای تصمیمسازی و تصمیمگیری و سایر فرآیندهای استراتژیک پرداخت.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم