مشکلات رشد بیوتکنولوژی در کشور بیوتکنولوژی باید یک متولی داشته باشد
اگرچه تلاشها و سرمایه گذاری های دولتی و خصوصی که در دهه اخیر در زمینه بیوتکنولوژی صورت گرفته است اما به نظر برخی صاحب نظران توفیق جدی در این زمینه و سوق دادن سرمایه ها و پژوهش ها به سوی تولیدات ملی مستلزم استقرار و استمرار
کد خبر: ۱۲۳۲۸
شرایطی است که در حال حاضر نبود آنها در کشور بسیار ملموس است من به استناد تجربه 13 ساله در بیوتکنولوژی ایران و آشنایی با نقاط ضعف و قوت کشور در این زمینه ، معتقدم که ساختار لازم برای رشد و شکوفایی بیوتکنولوژی در داخل کشور وجود دارد؛ یعنی توانمندی ما از نظر نیروی انسانی متخصص در حد مطلوبی است ؛ اما هدایت این افراد در مسیر صحیح بدرستی تبیین نشده است . برای رفع این نقیصه ، وجود یک متولی مطلع و مقتدر لازم است تا بیوتکنولوژی را راهبری کند؛ البته سیستم باید دقیق و درست طراحی شود؛ یعنی زمانی که تولیت بیوتکنولوژی در کشور مشخص شد، فعالیت های موازی باید متوقف شوند و یک تفکر واحد در مجموعه بیوتکنولوژی کشور حاکم شود؛ به طوری که هر کس طبق نظر خود عمل نکند.در حال حاضر کمیته ملی زیست فناوری تشکیل شده است ؛ اما به موازات آن کمیسیون بیوتکنولوژی نیز وجود دارد و بعضی از وزارتخانه ها هم کمیته های مستقلی را تاسیس کرده اند. این مرکزیت و تولیت باید ثابت و دایمی نیز باشد؛ اگر هر وزارتخانه ای بخواهد سیاستگذاری جداگانه ای در زمینه بیوتکنولوژی داشته باشد، به نتیجه ای نخواهیم رسید در این صورت ، تدوین یک برنامه بلندمدت امکانپذیر نخواهد شد و کارها در حد مقطعی و موضعی باقی خواهند ماند بنابراین برای این که رشد بیوتکنولوژی سریع تر باشد باید کمیته ای آگاه و فراجناحی که بر همه مسائل و امور بیوتکنولوژی واقف است ، تشکیل شود و از ثبات و اقتدار لازم نیز برخوردار باشد نکته مهمی که باید یادآور شد، این است که در توسعه بیوتکنولوژی نباید از کشورهای پیشرو در این زمینه ، الگوبرداری کرد، چرا که ایران با سایر کشورها نظیر امریکا، چین ، ژاپن و کوبا تفاوت دارد؛ مثلا کوبا کشوری است که هیچ منبع درآمدی بجز شکر ندارد و بنابراین رئیس جمهور آن براساس شرایط خاص کشورش سیاستگذاری کرده و در زمینه بیوتکنولوژی فعالیت کرده است ؛ اما کشور ما نمی تواند سیاست کوبا را در پیش گیرد چرا که کشور ما از امکانات طبیعی و نیروی انسانی فراوانی برخوردار است و نمی توان تمام توان کشور را برای بیوتکنولوژی متمرکز کرد؛ هر چند بیوتکنولوژی اهمیت زیادی دارد؛ اما در کشور ما در حد خودش اهمیت دارد؛ بنابراین نباید فکر کرد که در ایران نیز مثل کوبا باید مثلا رئیس جمهوری یا معاون ایشان مسوول بیوتکنولوژی باشند؛ چرا که آنها به هیچ وجه وقت چنین کاری را ندارند و مسائل فراوانی در کشور وجود دارد که بسیاری از آنها هم مهم هستند.در حال حاضر محققان کشور چه در دانشگاه ها و چه در مراکز تحقیقاتی نمی دانند در چه زمینه هایی باید فعالیت پژوهشی صورت گیرد که نیاز واقعی کشور باشد؛ به عنوان مثال ، خود ما که در دانشگاه تربیت مدرس کار تحقیقاتی انجام می دهیم و مقالات آن در حد جهانی چاپ می شود، نمی دانیم که اولویت واقعی کشور چیست ؛ بنابراین تعیین شاخصها و اولویت های ملی در بیوتکنولوژی ضرورت اولیه برای توسعه آن محسوب می شود؛ حتی پیش از آن باید بررسی شود که آیا اصولا بیوتکنولوژی اولویت اولی کشور است یا خیر.برای برنامه ریزی در ابتدا باید وضعیت بیوتکنولوژی داخل کشور بررسی شود که از این نظر تا حد زیادی وضعیت روشن است بعد باید ببینیم سایر کشورها چه وضعی دارند و براساس امکانات کشور برنامه ملی بیوتکنولوژی را نوشت . براین اساس ، باید متخصصان ، کارشناسان وزارتخانه ها و تمام کسانی که به وضع کشور و سرمایه های موجود مطلع هستند، برنامه را تدوین کنند این برنامه ملی باید به تصویب دولت برسد و پس از آن نیز در مجلس ردیف بودجه مشخصی به آن تعلق گیرد نکته دیگر آن که ، باید محورهای خاصی در بیوتکنولوژی مورد توجه قرار گیرند نه همه زمینه های آن . باید بدانیم وقتی بودجه ای به تحقیقات اختصاص یافت ، آن را در چه جهتی صرف کنیم همچنین غیر از تعیین اولویت و برنامه ریزی ، در مرحله اجرا اقتدار نیز لازمه کار است گاهی نظراتی در خصوص بیوتکنولوژی مطرح می شود مبنی بر این که در این زمینه ، کاری در کشور صورت نگرفته است ؛ به عنوان مثال در بخشی از مطالب شبکه تحلیلگران اظهار نظری درخصوص توفیق نداشتن 90 درصد طرحهای ملی درج شده است که به نظر من طرح چنین مباحثی به ویژه برای نسل جوان جز یاس چیزی به دنبال نخواهد داشت و تمام کسانی را که در این راه تلاش می کنند ناامید خواهد کرد و بنابراین برای کشور بسیار مضر است.این که گفته می شود90 درصد از طرحهای ملی به نتیجه نرسیده است ، یک اشتباه است ؛ چرا که در این زمینه تلاش صورت گرفته است و طرحها به نتیجه رسیده اند؛ اما به دلیل نبود برنامه ، از آنها استفاده نشده است مضافا این که تعداد زیادی از طرحها در دست اجراست ؛ به عنوان نمونه در کمیته صنعت کمیسیون بیوتکنولوژی از تعداد38 طرح ،10 طرح خاتمه یافته است و گزارش نهایی 10 طرح دیگر نیز در حال آماده سازی است . برخی مجریان طرحها نیز تقاضای تمدید زمان اجرای آن را به کمیسیون ارائه کرده اند اگر همت جدی و سازماندهی در این زمینه یعنی استفاده از فعالیت های انجام شده ، صورت گیرد، به امید خدا به پیشرفت های خوبی خواهیم رسید به نظر من اگر برنامه وجود داشته باشد، قطعا ظرف 5 سال آینده در زمینه بیوتکنولوژی حرف برای گفتن خواهیم داشت ؛ حتی اگر برنامه ناقصی هم نوشته شود بهتر است از آن که هیچ برنامه ای وجود نداشته باشد؛ چرا که می توان به مرور نقصهای آن را رفع کرد موانع قانونی ، از جمله مشکلاتی هستند که بر سر راه رشد بیوتکنولوژی در کشور وجود دارند برخی از این موانع و مشکلات عبارتند از:
الف - قوانین گمرکی :مشکل مربوط به قوانین گمرکی را به سادگی می توان حل کرد؛ ولی تا به حال از آن چه گفته شده ، کمتر نتیجه گرفته ایم و بالاخره نمی دانیم که چگونه این مشکلات را باید حل کرد؛ چرا باید یک آنزیم که برای تحقیقات مورد نیاز است ، در طی مسیر طولانی گمرک از میان برود؛ این جمله را بارها گفته ایم.باید یک ماده یا تبصره ای به قوانین گمرکی اضافه شود که مواد تحقیقاتی و فاسد شدنی مثل آنزیم ها بسرعت به مکان مناسبی ارسال و در آنجا نگهداری شوند سپس امور اداری و ترخیص آنها انجام گیرد. این مشکل لاینحل نیست و با وجود این که بارها گفته شده و درکمیسیون ها و کمیته ها مطرح شده ، اما هنوز کاری صورت نگرفته است با گماشتن یک نفر که به مسائل بیوتکنولوژی و مواد بیولوژیکی اشراف دارد، براحتی می توان مشکل را حل کرد
ب - قوانین مربوط به بخش خصوصی : در ارتباط با بخش خصوصی فعال در بیوتکنولوژی ، باید قوانین اصلاح شوند من اعتقاد دارم که بخش خصوصی باید مجری و دولت ناظر بر آن باشد؛ اگر چه گاهی هم لازم است که دولت مجری باشد مثل تولید واکسن که نمی توان آن را به بخش خصوصی واگذار کرد؛ چرا که مقررات خاص خودش را دارد و در صورت واگذاری می تواند مشکلات جدی به وجود بیاورد؛ ولی عموما باید قوانین را طوری تغییر داد که بخش خصوصی مجری باشد و دولت بر کارها نظارت کند. باید از بخش خصوصی حمایت شود و از آنها مالیات نگیرند تا بیوتکنولوژی در کشور پیشرفت کند و دولت هم در قبال اعتبار و بودجه ای که اختصاص داده است ، کنترل و نظارت داشته باشد که آیا آن هزینه به ثمر رسیده یا خیر؛ من عموما مخالف این نظر هستم که مشکل کشور نبود امکانات سخت افزاری است ؛ بلکه برعکس معتقدم که هیچ گاه از امکانات موجود استفاده صحیح نشده است . ممکن است محدودیت ها وجود داشته باشد؛ اما در بسیاری موارد بیش از نیاز کشور، تجهیزات داریم به عنوان مثال در تهران بیش از 15 دستگاه میکروسکوپ الکترونی وجود دارد در حالی که برای تحقیقاتی که در ایران انجام می شود یک تا دو دستگاه کافی است و باید طوری برنامه ریزی شود که این دستگاه ها شبانه روزی کار کنند؛ چرا که قیمت بسیار زیادی دارند قیمت یک میکروسکوپ الکترونیکی از پانصد هزار تا یک میلیون دلار است این در حالی است که اکثر آنها بدون استفاده مانده اند سالها می گذرد بدون این که استفاده خاصی از آنها شده باشد و در صورت خراب شدن ، قطعات آنها پیدا نمی شود. متاسفانه سرمایه های کشور این گونه هدر می روند؛ بنابراین نباید نگران سخت افزار بود؛ زیرا در بسیاری از زمینه ها بیش از نیاز داخلی، تجهیزات و امکانات سختافزاری داریم استفاده بهینه از امکانات موجود، ضرورت انکارناپذیری است باید برای استفاده از تجهیزات ، برنامه ریزی صورت گیرد؛ بنابراین ، مشکل ما به دلیل نداشتن سرمایه و یا امکانات نیست ؛ بلکه نبودن مدیریت پایدار و برنامه ، عمده مشکل است.