شناسایی ذینفعان: شناسایی ذینفعان از اولین اقدامات پروژه است و نیازمند صرف زمان و انرژی زیادی خواهد بود. هرچقدر ذینفعان یک پروژه دقیقتر شناسایی شوند و خواستهها و نیازهای آنها در کسبوکار بهتر دیده شود، شانس موفقیت کسبوکار بالاتر خواهد رفت. مصاحبه از راههای شناخت ذینفعان است؛ مصاحبه بینشی درباره ذینفعان و دلایل پیدا و پنهان آنها ایجاد میکند که به شفاف شدن انتظار آنها از خروجی کسب و کار کمک خواهد کرد.
دستهبندی ذینفعان: همه ذینفعان با یکدیگر مساوی نیستند و نفوذ متفاوتی در کسبوکار دارند. نیازهای مختلف این ذینفعان گاهی آنها را مقابل یکدیگر قرار میدهد. دستهبندی ذینفعان و مشخص کردن جایگاه آنها نسبت به پروژه میتواند فرآیند مدیریتشان را تسهیل کند. گروهبندی ذینفعان و دستهبندی نیازها و ویژگیها به سهولت تحلیل آنها کمک میکند.
شناسایی ذینفعان کلیدی: ذینفعان کلیدی در کسبوکار بسته به زمینه فعالیت و نوع آن متفاوت خواهد بود. شناسایی آنها مسیر کسبوکار را مشخص میکند. پاسخ به نیاز آنها و خلق ارزش پیشنهادی که آنها را راضی و خشنود کند، معمولا اصلیترین فعالیت کسبوکار است. هر چقدر ذینفع کلیدی بهتر شناسایی شود، مدل کسبوکاری و راهبرد توسعه دقیقتری ایجاد خواهد شد.
ارتباط با ذینفعان: ارتباط با ذینفعان کلیدی باید مداوم و همیشگی باشد. نیازهای ذینفعان کلیدی باید در محصولات دیده شده و خواستههای آنها بهطور کامل برطرف شود. در رابطه با ذینفعان دیگر با توجه به درجه اهمیتشان در پروژه، باید سازوکار ارتباطی مناسبی اتخاذ شود تا ارتباط پیوسته و مفیدی وجود داشته باشد و در عین حال ذینفع مورد نظر از این ارتباط خسته نشود. توجه به جایگاه و ویژگیهای ذینفع در راههای ارتباطی نیز مهم است.
نگین یشمی
دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم