بچهشتر پرسید: این دو زائده گنده که بر پشت ماست چیست و چرا؟ مادهشتر گفت: پسرم، اینها کوهان هستند. ما حیوانات صحرا هستیم و در کوهانمان آب و غذا ذخیره میکنیم تا در صحرا که چیزی برای خوردن پیدا نمیشود، زنده بمانیم. بچهشتر پرسید: چرا پاهای ما دراز است و کف پاهای ما گرد است؟ مادهشتر گفت: پسرم، ما برای راه رفتن در صحرا و روی شنها به پاهای این شکلی نیاز داریم، وگرنه فرو میرویم و دیگر در نمیآییم. بچهشتر پرسید: چرا مژههای ما بلند و ضخیم است و جلوی دیدن ما را میگیرد؟ مادهشتر گفت: درست است که گاهی جلوی دید ما را میگیرد، اما این پوشش بلند و ضخیم یک سپر حفاظتی است که چشم ما را در مقابل بادهای بیابانی و توفانهای شن ایمن نگه میدارد. بچهشتر گفت: جواب تا اینجای سؤالهای خود را گرفتم. این زائدهها کوهان هستند و برای ذخیره کردن آب و غذا به کار میروند. پاهایمان مناسبترین پا برای راه رفتن در بیابان است. مژههایمان نیز برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شنهای بیابان است. وی افزود: فقط یک سؤال دیگر مانده است. مادهشتر گفت: بپرس پسرم. بچهشتر پرسید: پس ما در باغوحش چه میکنیم؟
در این هنگام مادهشتر که جوابی برای این سؤال ـ که سؤال خودش هم بود ـ نداشت، با پای دراز و کف پای گرد خود ضربهای به صورت بچهشتر زد تا یاد بگیرد از مادرش سؤالهایی بپرسد که مادرش بتواند به آنها جواب بدهد، نه که اینطور.
امید مهدینژاد
طنزنویس