در راهروی بیمارستان یکی از پرسنل با اضطراب تصاویر سی تی اسکن مغز یکی از اقوام را که در تصادف رانندگی دچار ضربه به سر شده به دست من میدهد و نظرم را در مورد مرگ مغزی او جویا میشود. در جمعی دوستانه، یکی از آشنایان چند عکس را که با گوشی خود از ام آر آی پدرش در مقابل نور چراغ گرفته به من نشان داده و میپرسد آیا عمل تنگی کانال کمر را به صلاح میدانم یا نه و چقدر این عمل خطرناک خواهد بود؟
این مثالها هر روز بارها اتفاق میافتد غافل از اینکه وقتی من هنوز در مورد نیاز به انجام عمل جراحی به نتیجه نرسیدهام، چطور بین عمل باز و لیزری یکی را انتخاب کنم؟! یا اینکه تشخیص مرگ مغزی نیازمند حضور تیم پزشکی چند نفره بر بالین بیمار است، نه انجام سی تی اسکن! و همینطور اینکه جدا از کیفیت مشاهده کلیشههای ام آر آی در گوشی همراه، تصمیم به انجام عمل جراحی تنگی کانال کمر و تعیین خطرات آن بیشتر از عکسها به معاینه فرد مبتلا وابسته است.
شکی نیست که گاهی میتوان با دیدن ام آر آی مغز بیماری که در آن تودهای بزرگ مشهود است به همراه وی گفت که نیاز به عمل دارد یا با دیدن تصویر رادیوگرافی گردن بیماری که دچار سقوط و به دنبال آن دررفتگی مهرههای گردن شده، میشود حدس زد که چه آسیب نخاعی دیده و باید در اسرع وقت مهرهها جااندازی و با پروتز فیکس شوند؛ اما بسیاری از اطلاعات مورد نیاز پزشک در این عکسها موجود نیست.
در طبابت، اخذ شرح حال، انجام معاینه فیزیکی، ارتباط متقابل حضوری بین پزشک و بیمار و انجام آزمایشات و تصویربرداریها هر کدام جایگاه خود را دارند و اطلاعات متفاوتی بهدست میدهند.
قرار است یک انسان درمان شود؛ با دردی که دارد و با تمام ویژگیهای منحصربهفرد روحی و جسمی او، با تاریخچه پزشکی متفاوت از دیگران و با یافتههای خاص و مهم معاینه فیزیکی از بدنی که بیماری به آن آسیبی زده بهگونهای بیشباهت به آسیبی که به بدن دیگری میزند. قرار نیست تومور را از سی تی اسکن خارج کنیم و قرار نیست درد ام آر آی خوب شود! من باید بیمار را ببینم، با او صحبت کرده و معاینهاش کنم؛ عکسهایش را هم خواهم دید اما او را درمان خواهم کرد، نه عکسهایش را...
دکتر علیرضا طبیب خویی
جراح مغز و اعصاب
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم