در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
|
متن آن لایحه و پاسخ شهید بهشتی فضای مطبوعاتی و فرهنگی اوایل انقلاب با الآن خیلی تفاوت داشت. این نسل فعلی مطبوعاتی ها تازه متولد شده بودند. از روزنامه ها فقط جمهوری اسلامی بود. من از مهر 59 وارد وزارت ارشاد شدم به عنوان معاون فرهنگی که کار نظارت به کتاب و مطبوعات را هم به عهده داشت. آقای دوز دوزانی وزیر ارشاد دولت شهید رجایی بود (بعد در نیمه سال 60 آقای معادیخواه آمدند و بعد هم در آبان 61 آقای خاتمی). جنگ هم تازه شروع شده بود که بحث نظارت به کار روزنامه ها و کتاب بخصوص مطرح شد. در آن زمان گروههای مسلح سیاسی مانند مجاهدین خلق (منافقین) روزنامه منتشر می کردند و اسمش را هم روزنامه حزبی می گذاشتند. طرف می رفت بمب می گذاشت و آدم می کشت ، می خواست روزنامه هم داشته باشد. در کردستان ترور می کردند و تریبون هم می خواستند. این کارها خیلی در تغییر فضای دموکراتیک اول انقلاب موثر بود و آنها واقعا به آن فضا آسیب زدند و یکسری اقدامات کنترلی را باعث شدند که به وجود بیاید. من اینجا می خواهم خاطره ای بگویم که تا حالا در رسانه ها نگفته ام. ما در وزارت ارشاد سال 59 یک لایحه ای نوشتیم در مورد کتاب که اگر بشود ما یک کنترل هایی را از قبل از چاپ بر کتاب اعمال کنیم مثلا در چاپخانه و غیره. مجازاتهایی را هم تعیین کردیم و فرستادیم برای قوه قضاییه که نظر بدهند. شهید بهشتی پاسخ نامه ما را نوشتند که ما با کنترل کتاب قبل از چاپ و انتشار مخالفیم. اگر کسی کتابش اشکال داشت بعد از چاپ شما بیایید و شکایت کنید. سه یا چهار ماه بعد اوایل سال 60 در اوج بزن بزن منافقین که آدم می کشتند و کار تبلیغاتی می کردند ما دوباره این لایحه را کمی دستکاری کردیم و مجددا فرستادیم. دوباره شهید بهشتی همان جواب سابق را داد و صراحتا نوشت که ما با کنترل و ممیزی کتاب قبل از انتشار مخالفیم. من بعدا_ خیلی گشتم که این نامه را در بایگانی وزارت ارشاد پیدا کنم اما نشد. |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: