زنده بودن صدام به نفع منافع عراق نبود

اشاره: از زمانی که عبدالعزیز حکیم، رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و رئیس ائتلاف واحد این کشور به واشنگتن رفت و با بوش دیدار کرد مترصد گفتگو با یکی از مقامات عراقی بودیم، این موضع طی شد تا یکی از مراحل مهم تحولات اخیر عراق رخ دهد، اعدام صدام.
کد خبر: ۱۲۲۲۹۷

اعدام صدام اگرچه غیرمنتظره انجام شد، اما مسائل حواشی آن بیشتر از خود اعدام بحثبرانگیز و حتی جنجالی شد. این اتفاق ما را مصمم کرد تا یکی از مقامات عراقی را برای گفتگو در این خصوص و دیگر مسائل مربوط به عراق انتخاب کنیم و چه بهتر که محسن حکیم، مشاور سیاسی عبدالعزیز حکیم هم در تهران بود و هم خیلی سریع توانستیم با او گفتگو کنیم. او به تمامی سوالات ما درتمامی زمینههای مربوط به عراق پاسخ داد، متن زیر مشروح این گفتگوست.

در حال حاضر، اعدام صدام داغترین بحث روز است. پس از قطعی شدن حکم و اختصاص 30 روز برای اجرایی کردن آن انتظار نمیرفت حکم با این سرعت و بدون اعلام قبلی انجام شود. علت این کار چه بود؛
من فکر میکنم این طور بوده باشد. براساس قانون آیین دادرسی عراق دادگاه صدام، دادگاهی ویژه بود و قانون آن در پارلمان عراق به تصویب رسید. با قطعی شدن حکم، اجرای آن باید ظرف 30 روز صورت میگرفت. دادگاه بدوی حکم را صادر کرد و رفت به دادگاه تجدیدنظر که آن هم طی 2 ماه روی پرونده کار و در نهایت حکم بدوی را عادلانه و مورد تایید دانست. وقتی تمامی مراحل دادرسی طی شده است در زمینه اجرای حکم تعلل معنی نداشت.

گفته میشد تسریع در اجرای اعدام برای جلوگیری از سنگاندازی در اجرای حکم و ایجاد مانع برای آن بوده است، آیا اینچنین است؛
حکم سریع اجرا نشد. حکم در زمان خود اجرا شد. گفته شده بود ظرف 30 روز پس از قطعی شدن، حکم باید اجرا میشد و تسریع در کار نبوده است.

در هر صورت این بحثها وجود دارد که خیلی سریع حکم اجرا شده است.
این حرفها تمام شدنی نیست. قانون ملاک عمل ماست.

آقای طالبانی حکم را امضاء نکردند؛
این دادگاه یک دادگاه ویژه است. دادگاههای عادی که حکم اعدام میدهند، رئیسجمهوری یا شورای ریاستجمهوری بایستی آن را امضا کنند. البته پس از اتمام این دوره شورای ریاست جمهوری حذف خواهد شد.
اگر حکم اعدام عادی بود، ریاستجمهوری حق داشت بنا بر دلایلی حکم را لغو کند؛ اما چون دادگاه ویژه است، امضای رئیسجمهوری شکلی است و ماهوی نیست. چون آقای طالبانی در سلیمانیه بود، به آقای نوری المالکی وکالت داد که این حکم را امضاء کند.
آقای طالبانی عضو پیمان سوسیالیست بینالمللی است و این پیمان اعدام را تحریم میکند. خود تمامی حکمهای اعدام را امضاء نمیکند و به عادل عبدالمهدی، معاون خود وکالت داده است که حکمها را امضاء کند.

یکی دیگر از انتقادها آن است که به تمامی جرایم صدام در دادگاه رسیدگی نشد، بویژه حمله به ایران و تنها به استناد کشتار الدجیل حکم اعدام صادر و اجرا شد. علت رسیدگی نکردن به جرایم دیگر صدام چه بود؛
از 3 سال پیش 2 تئوری برای دادگاه صدام مطرح بود. یکی اینکه دادگاه را به صحنهای برای مستندسازی جرایم صدام تبدیل کنیم که به این شکل دادگاه تا 40 سال دیگر ادامه پیدا میکرد. چون پروندههای بیشماری در این زمینه است. رسیدگی به پرونده دجیل که تمامی اسناد آن آماده و پرونده کاملی بود، یک سال طول کشید.
لذا تئوری دوم این بود که اگر یک جرم هم ثابت شود، کافی است تا حکم را به شکلی اجرا کنیم. لذا وقت اینکه مستندسازی کنیم، نیست. با توجه به اینکه اکنون مهمترین عناصر ناامنی در عراق دو دسته تکفیریها و بعثیها هستند که خواهان بازگشت صدام بودند، دارای دانش فنی و نظامی و پشتیبانی هستند و اینها نیز به این امید که به قدرت بازگردند، این اقدامات تروریستی را انجام میدهند. با شکستن بت و سمبل اینها، امیدشان به بازگشت از دست رفت. از سوی دیگر، با بازگذاشتن در آشتی ملی و جذب بعثیهایی که دستشان به خون ملت عراق آغشته نیست، زمینههای تضعیف دشمن بیشتر فراهم میشود.

با توجه به اینکه تعداد کثیری از خاندان حکیم از سوی صدام کشته شدند، این انتظار بود که شما این مساله را پیگیری و در دادگاه آن را مطرح کنید؛ اما اینگونه نشد، علت آن چیست؛
13 پرونده برای کل دادگاه صدام آماده شده است که در میان آنها پرونده جنایات صدام علیه خاندان حکیم نیز مطرح شده است و هنوز دادگاه ادامه دارد و به پرونده جنایتهای دیگر رسیدگی خواهد شد. از دید ما زنده بودن صدام حتی یک روز هم به نفع منافع ملی عراق نبود و حتی بودن او در زندان باعث امید شورشگرایانی میشد که علیه منافع و امنیت عراق کار میکنند.
در خصوص پرونده جنگ عراق علیه ایران نیز تا آنجا که میدانم، هنوز پرونده از سوی شاکی به هر علتی به دادگاه ارائه نشده بود و در ایران داشتند روی آن کار میکردند.

امریکاییها با اعدام زودهنگام صدام مخالفتی نکردند. آیا این نوع برخورد و مواضع آنها در قبال اعدام صدام نشانگر آن نیست که آنها نمیخواستند با ادامه محاکمه حمایتهایی که از صدام کرده بودند بویژه در جنگ عراق علیه ایران فاش شود؛
واقعیتش آن است که من نمیدانم آیا اینگونه هست یا نه و آیا صدام پس از 3 سال زندان و تخلیه اطلاعاتی که شده بود، چیزی برای گفتن داشت یا نه. آنچه برای ما مهم است و من آن بسیار تاکید دارم، ما به عنوان دولت و هیات حاکمه عراق بدون تاثیر و دخالت خارجی تصمیم گرفتیم دادگاه تشکیل و برگزار شود و مسائل پیگیری و صدام اعدام شود.
صحبتهایی که میشود برای کم کردن از ارزش این اعدام و تضعیف دولت عراق است. به نظر ما افرادی که میگویند تمامی جلسات محاکمه صدام و اعدام آن از سوی امریکاییها و یا هر کشور خارجی دیگری صورت گرفته، یا نادان و جاهل هستند که از مسائل اطلاع ندارند و یا این که دشمن ملت عراق هستند.
مایل نیستند بگویند منتخبی وجود دارد که به وسیله آرای مردم انتخاب شده است. آنها میخواهند بگویند که دولت بازیچه دست خارجیهاست.
آنچه هست واقعا اراده عراقی باعث اعدام صدام شد و جزییات وجود دارد و سند دارم که چه کسی با چه کسی تماس گرفت و این روند چگونه طی شد. این که امریکا موافق بود یا نه، میخواست یا نمیخواست، یک بحث ثانوی است. شاید خیلی از کارهایی که دولت عراق انجام میدهد، مورد تایید دولت ثالثی هم باشد؛ اما این مساله که آیا در انجام این قضیه دست داشته، خیلی فرق میکند.

با اعدام صدام فرضیههای متفاوتی از اوضاع عراق در آینده ارائه میشود. تحلیل و پیشبینی شما در این خصوص چیست؛
در بعد استراتژیک در هر جنبشی رهبری، ایدئولوژی، سازماندهی و پشتیبانی ارکان اصلی است. وقتی سازماندهی حزب بعث فرو پاشید و هدف قرار گرفت، منابع مالی و پشتیبانی لجستیک آنها کم شد و ایدئولوژی آنها در عراق عوض شد، تنها رهبر مانده بود که آن هم صدام بود و اعدام شد. صدام در داخل حزب بعث نیز دیکتاتوری داشت و حرف اول و آخر را نیز او میزد.
وقتی بت و سمبل حزب بعث از میان رفت، لذا هیچگونه مولفه و بازگشتی به قدرت برای آنها باقی نمانده است.

آنها با معرفی عزتالدوری به عنوان رهبر میتوانند روند گذشته خود را پیش برند؛
خیر، عزتالدوری یک فرد بیمار است و سرطان داشته و در حال مرگ است ضمن این که خصایص، ویژگیها و آن قدرت کاریزماتیکی که صدام بر حزب بعث داشت، ندارد. اختلافات درونی حزب بعث هم آنقدر زیاد است که کس دیگری نمیتواند رهبر آنها شود.
بنابراین صدام بود که این 35 سال حکومت میکرد و افراد دیگر ابزار بودند. شاید برای واکنش به این اعدام، در عرض چند هفته آینده بعثیها برخی عملیات تروریستی را انجام دهند؛ اما فکر نمیکنم بیش از حدی باشد که در حال حاضر داریم و در طولانی مدت اعدام صدام تاثیرات خوبی داشته و اوضاع بهتر خواهد شد.

در میان صحبتهایی که داشتید، عنوان کردید که دادگاه صدام ادامه دارد. آیا امکان بررسی پرونده جنگ عراق علیه ایران نیز وجود دارد؛
بله قطعا. همانطور که اکنون کویت پرونده خود را ارائه کرده، ایران نیز میتواند پرونده خود را تقدیم کند. پس از اعدام صدام، فیلم دومی پخش شد که گویی با تلفن همراه گرفته شده بود و همهمه زیادی در آن بود. آیا دولت عراق از چنین فیلمی مطلع بوده است؛ و علت آن همه همهمه چیست؛
این فیلم به وسیله یکی از نیروهای دولتی حاضر در آنجا و بدون هماهنگی با دولت و برخلاف قوانین دادگاه گرفته شده است. تا آنجا که فهمیدم مورد نارضایتی دولت عراق بوده و تنها دولت است که در چارچوب منافع ملت عراق حق انتشار مطالب و... را دارد.

آن همهمه داخل فیلم چیست؛
موقع اعدام صدام برخی مسوولان دولتی عراق هم در آنجا شاهد و ناظر بر این اعدام بودند.

در این چند روز شما واکنش کشورهای عربی از اعدام صدام را ملاحظه کردید و برخی بهگونهای مختلف نارضایتی خود را از اعدام صدام اعلام میکردند. علت چه بود؛
از میان 22 کشور عربی تنها لیبی اعتراض جدی داشت. دوم این که مواضع آنها اعتراض به حکم نبود بلکه به شیوه اجرای آن بود. سوم این که واکنشها نسبت به کل جهان عرب، ضعیف بود. در اردن برخی از سازمانهای ضعیف موضعگیری کرده و در فلسطین نیز چون صدام به فلسطینیها پول میداد و حمایت مادی میکرد، اعلام نارضایتی کردند که جای بسیار گلهمندی است.
کشورهای عربی روند خوبی را طی این سه سال نسبت به عراق در پیش نگرفتهاند و بجز وزیر امور خارجه سوریه مقامی از این کشورها سفری به عراق نداشته است.

این یکی از موارد گلهمندی ماست. تنها از سوریه و اردن به عراق آمدهاند و عموم کشورهای عربی موضع منفی نسبت به دولت دارند و این جای سوال دارد و آن هم این است که چون بیشتر هیات حاکمه عراق شیعه هستند، نمیپذیرند؛
چون 1200 سال است که حکومت کشورهای عربی سنی بوده و اولین بار است که یک دولت با اکثریت شیعه در عراق حاکم میشود و اگر مخالفت بر این مبنا باشد، دال بر طایفهگری است.
63 الی 65 درصد از ملت عراق شیعه هستند و برای این، سند وجود دارد و معقول نیست که 17 الی 18 درصد سنی که وجود دارد بر کشور حاکم شود و این خلاف قوانین دمکراسی در هر جای جهان است. کشورهای عربی از دموکراسی در عراق میترسند، زیرا فکر نمیکنم نظامی عربی باشد که دارای دمکراسی،تکثرگرایی و مردمسالاری باشد. همه آنها یا سلطنتی و پادشاهی یا رئیسجمهور مادامالعمر هستند.
در این کشورها نه حزب سیاسی وجود دارد و نه روزنامهای مستقل و جنبش دانشجویی و نه نخبگانی که بتوانند راحت حرف بزنند و گردش قدرتی انجام نمیشود. میخواهند همانند صدام فقط خانواده خودشان حاکم باشد مانند لیبی و مصر و جاهای دیگر.
به هر ترتیب عراق جزیی از ملت عرب و امت اسلامی است زیرا شیعیان عراق عرب هستند و این گله وجود دارد که چرا ملت و حکومت عرب حاضر نیست شیعیان عرب را در خود جای دهد و همواره آنها را به صفوی و ایرانی بودن متهم میکنند.
اگر شیعیان عراق عرب نیستند باید عراق را از کشورهای عرب حذف کرد . چرا؛ برای این که اگر 65 درصد شیعه بعلاوه 19  18 درصد برادران کرد بعلاوه ترکمنها و آشوریها را حساب کنیم تنها میماند چند درصدی برادران سنی؛ بنابراین اگر شیعیان عراق را عرب ندانیم، عراق دیگر عرب نخواهد بود.
عراق باید از جرگه کشورهای عربی بیرون بیاید و جزء اتحادیه عرب نباشد.

کشورهای عربی تاکنون دولت عراق را به رسمیت نشناختهاند و روندی را که در پیش گرفتهاند علیه این کشور است و مواضع ضعیفی را در قبال اعدام صدام اتخاذ کردهاند. با توجه به این صحبتها ادامه این روند و این منزوی کردن به کجا خواهد انجامید؛
این رفتار آنها باعث منزوی شدن عراق نخواهد شد بلکه خود آنها منزوی میشوند، زیرا عراق پول، نفت، قدرت، سیاست و نخبگان سیاسی دارد، ارتباطات گستردهای با کشورهای غیرعرب و کشورهای خارج از منطقه مثل چین، ژاپن و کشورهای اروپایی دارد و نیازی ندارد که چند کشور عربی بخواهند به عراق هویت دهند.
این باعث رسوایی بیشتر نیتهای خاصی است که این کشورها نسبت به عراق دارند زیرا آنها مایل نیستند دمکراسی در عراق ایجاد شود زیرا موجب حاکم شدن اکثریت شیعیان در عراق میشود و با این اقدام اعراب شکلی که دشمنان عراق دنبال آن هستند تقویت میشود.
واقعیت این است که ما تعصبی در این مساله نداریم و الان در طول این چند سال بدون این که مقداری از مقبولیت خود را از کشورهای عربی گرفته باشیم، عراق در وضعیت بسیار بسیار خوبی نسبت به آن موقعی که کشورهای عربی صدام را مورد حمایت قرار میدادند، به سر میبرد. آن انزوایی را که عراق در زمان صدام با وجود حمایت کشورهای عربی داشت، ما نداریم و الان ما صد برابر عراقی بهتر از زمانی داریم که صدام و حمایت کشورهای عربی بود.
اگرچه مایلیم با کشورهای عربی و منطقه ارتباط سازنده برگزار کنیم، اما اگر آنها مایل نیستند به عنوان واقعیت در این زمینه مورد شناسایی قرار دهند چیزی است که به خودشان برمیگردند.

آنها به این مساله نیز اکتفا نمیکنند و در امور داخلی عراق دخالت میکنند و گاهی در میان کشورهای عربی از عربستان بسیار در این مورد اسم برده میشود. این دخالتها با چه هدفی صورت میگیرد؛
نیروهای منطقهای هستند که از گروههای تروریستی داخل عراق با شکل پول، سلاح، انتقال افراد و اشخاص و ... حمایت میکنند که این مساله در راستای متزلزل کردن دولت عراق و بازگرداندن فرمول ظالمانه است. کشورهای عربی باید این پنبه را از گوش خود بیرون بکشند که نمیتوانند دولت عراق را ضعیف کنند.
امنیت منطقه تجزیهناپذیر است و همه در یک کشتی هستیم، یا همه با هم به ساحل میرسیم یا همگی غرق میشویم و اگر فکر میکنند که برخی از ساکنان کشتی را میتوانند غرق کنند در اشتباه هستند. عراق جزء اساسی و بنیادین منطقه است. هرگونه ناامنی در عراق باعث میشود تمام منطقه را ناامنی در برگیرد.
اکنون نظام عراق نظام بازی است و همه میتوانند بیایند و مشارکت داشته باشند.

چندی پیش آقای عبدالعزیز حکیم دیداری را با جورج بوش، رئیسجمهور امریکا داشت که شما نیز حضور داشتید. آیا آقای حکیم پیامی را از جانب ایران برای بوش یا بعکس داشت؛
به هیچ وجه. آقای حکیم نه پیامی از ایران به بوش یا هر کس دیگری داد و نه پیامی از مسوولان امریکایی برای ایرانیان داشت. هدف از سفر این بود که مشکلات عراق را به طور صریح به دولتمردان امریکا بگوید و دوم این که راهکارهای حل مشکلات را از منظر عراقیها مطرح کند. در این زمینه موفقیتهای بزرگی کسب شد بویژه درباره انتقال صلاحیتها و مسوولیتهای امنیتی به مسوولان عراقی که یکی از بزرگترین تاکیدهای آقای حکیم انتقال هر چه سریعتر صلاحیتهای امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای عراقی بود.

آیا دولت عراق این آمادگی را دارد که تمام امنیت را تامین کند؛
تا حد زیادی . تقریبا 12 استان از استانهای عراق امن است و میتوان تامین امنیت را در دست گرفت.

یکی از درخواستهای دولت عراق این بوده که امریکاییها در صورت توانایی شما برای به دستگیری تامین امنیت، جدولی زمانی را برای خروج نیروهایشان از عراق ارائه کنند ، اما این کار را انجام ندادهاند. علت آن چیست؛
در واقع دولت عراق خواهان آن است که ابتدا باید ساختارهای امنیتی خود را ایجاد کند تا بهانهای برای حضور نیروهای خارجی نباشد. اگر جدولی را تعیین و یک وقت معینی را برای خروج نیروها مشخص کنیم، باعث خواهد شد نیروهای تروریستی از این فرصت استفاده و خود را برای روزی که نیروهای خارجی از عراق خارج شوند، آماده کنند.
ما باید اول بر اساس جدول زمانبندی شده شکل ساختاری امنیت ملی خود را کامل کنیم و پس از تکمیل شدن، دیگر دغدغهای برای خروج نیروهای خارجی نخواهد بود. همه در عراق خواهان خروج هر چه سریعتر نیروهای خارجی هستند.
امریکاییها در این جنگ هزینههای مالی و جانی فراوانی پرداختهاند و این بحث وجود دارد که امریکاییها بخواهند عراق را به عنوان منبع انرژی دائمی خود حفظ کنند و ادامه حضور در این کشور را نیز بر این مبنا تفسیر میکنند.
بقای نیروها در عراق نه برای امریکا و نه برای ملت عراق سودی ندارد. حضور 130 هزار نیرو یعنی 130 هزار هدف. با توجه به هزینه تمامی این نیروها به طور قطع امریکا خواهان ادامه حضور نیست و جدا از این مساله ما به عنوان عراقی خواهان خروج نیروهای خارجی از عراق هستیم و لازمهاش این است که ساختارهای امنیتی خود را درست کنیم.

اگر امریکاییها بخواهند با حسابی که روی منابع انرژی عراق باز کردهاند در عراق بمانند، چه؛
در عراق پارلمان، دولت منتخب و قانون اساسی داریم که 3 رکن اساسی دولت است که به عراق برمیگردد. مردم عراق آزاده بوده و حاضر به سلطه در هر سطحی نیستند و اگر ببینند که خلاف منافع آنها عمل میشود، قبول نخواهند کرد.

برگردیم به بحثمان درباره دیدار آقای حکیم و بوش. آیا در این دیدار بحث در مورد ایران و مذاکره میان امریکا با ایران میان دو طرف صورت گرفت؛
در این دیدار هیچ صحبتی در این زمینه انجام نشد.
مقامات امریکایی عنوان کرده بودند که بوش در این دیدار درباره ایران صحبت و حتی گلهمندی نیز کرده است.
در اینجا 2 دیدگاه بود. دیدگاهی که آقای حکیم داشت و دیدگاهی که بوش داشت. بوش عنوان میکرد که سوریه و ایران در ایجاد ناامنی در عراق دخیل هستند و آقای حکیم خلاف این دیدگاه را داشته و عنوان کرد که ایران نقش مثبتی در حمایت از ملت عراق چه شیعه، سنی و کرد و ترکمن در زمان صدام و چه سقوط آن داشته است. آقای حکیم برخی از نیروهای منطقهای دیگر را عامل ناامنی معرفی کرد.

بوش در قبال سخنان آقای حکیم که کشورهای دیگر منطقه را عامل ناامنی عراق معرفی کرد، چه نظری داشت؛
به هر ترتیب در این میان اختلاف ارزیابی است.

در خصوص مذاکره بین امریکا و ایران، مواضع مختلفی در امریکا وجود دارد. نظر شخصی خود بوش چه بود؛
صحبتی در این زمینه نشد.

بحث دیگر این بود که آقای عبدالعزیز حکیم از بوش برای کشته شدن سربازانش در عراق به خاطر منافع عراق تشکر کرده است. آیا اینگونه بوده؛
در بیانیهای که آقای حکیم در مقابل همه قرائت کرد، از ملت امریکا تشکر شده بود، نه از کس دیگری.
دولت امریکا همواره ایران را متهم به دخالت در امور عراق میکند و این در حالی است که دستگیری دیپلماتهای ایران که به دعوت جلال طالبانی رئیس جمهور عراق صورت گرفته بود، خود ناقض حاکمیت ملی و نادیده گرفتن دولت عراق و زیر سوال بردن آن است.
اینگونه رفتارها قطعا به نفع منافع ملی عراق نیست. افرادی که دارای گذرنامه سیاسی هستند و به دعوت رئیس جمهور عراق و از مرزهای رسمی عراق وارد شدند و به طور علنی تردد کردند، بدون هیچگونه مشکلی، دستگیری آنها خلاف حتی قطعنامه 1546 است که تنظیمکننده رابطه عراقیها با نیروهای امریکایی است. این دستگیری حاکمیت ملی و استقلال سیاسی عراق را زیر سوال برد.

آقای حکیم حتی در دیدار با بوش اعلام کرد که چه کشورهایی در عراق دخالت میکنند و حتی اخباری دال بر دخالت اسرائیل در این کشور وجود دارد. پس چرا در قبال این کشورها اقدامی از سوی دولت امریکا صورت نمیگیرد؛
دولت عراق که رئیس آن نوری المالکی است در آخرین دیداری که با بوش در اردن داشتند به طور صریح به عنوان نماینده ملت عراق و مسوولان اجرایی کشور اعلام کرد که ایران نقش مثبتی در عراق ایفا میکند و با توجه به اتهاماتی که امریکا بر ایران وارد میکند باید سندی برای آن داشته باشد اما تاکنون یک سند هم ارائه نشده است و این در حالی است که دخالت سایر کشورها با سند و آن هم هزاران سند و آن هم سند گویا که دارد اعتراف میکند از مجا آمده است وجود دارد.
در میان افرادی که عملیات انتحاری انجام میدهند، اعضای القاعده و بعثیها، یک ایرانی هم وجود ندارد.
ایران اگر دخالتی هم در عراق داشته قطعا مثبت بوده است. جمهوری اسلامی ایران ارتباط سازندهای با طیفهای متعدد عراق دارد. ارتباطی که ایران با برادران کرد دارد، خیلی بیشتر از ارتباط با شیعیان عراق است. اسقف بزرگ آشوریها سالها در ارومیه زندگی کرده است. اکنون عشایر سنی عراق، حزب اسلامی و سایر گروهها ارتباطهای سازندهای با ایران دارند.

اکنون تاکید بر این است که ایران میتواند نقش سازنده و مهمی در عراق ایفا کند. مشخصا این نقش در چه زمینههایی ایفاشدنی است؛
از چند جهت تاثیر مثبت دارد. جمهوری اسلامی ایران با همان شرایط متزلزلکنندهای که در عراق داریم زمانی درگیر بوده و ایران در مبارزه با گروههای تروریستی تجربه زیادی دارد و به شیوه مدیریت شهری کاملا وارد است. 20 سال است که تجربه کرده و این میتواند به عراق کمک کند که ما چگونه میتوانیم امنیت را ایجاد کنیم.
ارتباط سازندهای که ایران با گروههای عراقی دارد، میتواند به استفاده مطلوب از همدیگر کمک کند که اکنون هم در حال انجام است. ایران با ارتباطی که با برخی از گروهها و کشورهایی تاثیرگذار در عراق دارد، میتواند به ما کمک کند. هرگونه ناامنی در عراق موجب ناامنی در ایران میشود چنانکه دیدیم موجب ناامنی و بمبگذاری در اهواز و کرمانشاه شد.

ناامنیهای اهواز و کرمانشاه ریشه در ناامنیهای عراق داشت؛
بله، همینطور بود و شکی نیست که امنیت دو کشور به هم پیوسته است. ورود سلاحهای قاچاق، ورود نیروهای تروریستی و قاچاقچیان مواد مخدر و...

با توجه به صحبتهای شما چه خلاای در این میان وجود دارد که مذاکره میان امریکا و ایران میتواند آن را پر کند؛
امریکا در عراق چه بخواهیم چه نخواهیم به عنوان یک نیروی خارجی حضور دارد و براساس قطعنامه 1546، امنیت اصلی در عراق به وسیله نیروهای خارجی (چندملیتی) برقرار میشود. الان مسوول اول تامین امنیت در عراق، امریکاست.
لذا اینجاست که اهمیت مساله روشن می شود. امنیت منطقه نیر امنیت تجزیهناپذیری است و پروندههای متعددی مثل افغانستان، لبنان، فلسطین و ... وجود دارد که بازیگران اصلی آن ایران و امریکا هستند.
بنابراین هر جا که در منطقه بلنگد بر سایر مناطق نیز تاثیرگذار است و اکنون اهمیت مذاکرات ایران و امریکا نمود پیدا میکند. جمهوری اسلامی ایران قدرت برتر منطقه است و طرفهای خارجی مجبور هستند که با این طرف برتر نشسته و گفتگو کنند.

وزیر دفاع عراق خبر از آمادهشدن طرح جدید امنیتی داده بود. از کی این طرح اجرا میشود؛
جزییات طرحهای قبلی که اعلام میشد با شکست مواجه میشد، بنابراین مسوولان عراقی تصمیم گرفتهاند که جزییات طرح را اعلام نکنند تا اجرا شود و تاثیرات را مردم ببینند و سپس اعلام شود که این نتیجه طرح جدید بوده است. طرح خوبی است و تا حد مقبولتری امنیت را ایجاد خواهد کرد.

تغییرات در کابینه نوری المالکی به کجا رسیده است؛
بزودی شاهد تغییرات خواهیم بود.

قرار است تغییرات در کدام وزارتخانهها و پستها صورت بگیرد؛
در این زمینه دو نظریه وجود داشت. یکی این بود که کل دولت تغییر و تنها آقای مالکی بماندو با توجه به سهمها و سنی و شیعه و... براحتی نمیتوان این کار را کرد. راه دیگر این بود که تغییراتی در دولت را به طور جزیی انجام دهیم که به احتمال قوی همین هم خواهد شد. بعید است در وزارتخانههای مهم تغییراتی صورت بگیرد.

به دنبال سفرهای آقای حکیم به کشورهای مختلف بحثهایی مطرح شد که این عمل در راستای تضعیف دولت مالکی است. آیا اینگونه بوده است؛
بعد از سفر آقای حکیم، جوسازیهایی برای ناکامماندن سفر شد تا ایشان نتوانند با موفقیت عمل کنند. در اردن که بودیم این خبر بود که اگر در عراق جنگ داخلی شود، بازنده اصلی سنیها خواهند بود، در صورتی که هیچ صحبتی را آقای حکیم در این زمینه نکرده بود.
دومین کذب اینکه آقای حکیم از دولت امریکا درخواست کرده نیروهای خود را در عراق باقی بگذارد که اصلا چنین درخواستی مطرح نشده و اصلا این در اختیار پارلمان و دولت است.
از دیگر دروغها این بود که آقای حکیم دنبال اقدام علیه جیشالمهدی است و این در حالی است که ایشان بیشترین دفاع را از طیف آقای صدر کرد.
آقای حکیم در تمامی جلسات از دولت آقای مالکی دفاع میکرد.

تغییرات در خود مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در چه مقطعی است؛
در مراحل پایانی هستیم و اسامی اعضای جدید را در دست بررسی داریم. 16 طرح در این زمینه ارائه و کار شده که طی 2 ماه آینده شاهد این تغییرات خواهیم بود. ضمن این که ریاست مجلس نیز با آقای حکیم خواهد بود و کنگره نهم مجلس را نیز برگزار خواهیم کرد.

گفتگو: فاطیما رهگذر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها