قتل فقط با یک مشت

راز مرگ پسر جوان خاطره‌ای از یکی از قضات سابق دادسرای جنایی تهران است. پسر جوانی که ناخواسته دست به جنایت زد ،اما درنهایت با کمک بازپرس جنایی موفق به گرفتن رضایت شد.
کد خبر: ۱۲۲۰۶۰۲

در حال رسیدگی به پرونده قتلی در شعبه بودم که خبر کشف جسدی در یکی از کوچه‌های بن‌بست جنوب تهران به من اعلام شد. پس از دادن دستورات لازم به مامور کلانتری راهی محل شدیم. جسد متعلق به پسری حدودا 23 ساله چهار شانه و هیکلی بود. آثار ضرب و جرح روی بدن مرد جوان دیده نمی‌شد و تنها کبودی روی شقیقه‌هایش به چشم می‌خورد. متخصصان پزشکی قانونی در معاینات اولیه علت مرگ را اصابت جسم سنگین به سر اعلام کردند این در حالی بود که هیچ آلت قتاله‌ای در اطراف جسد پیدا نشده بود. هویت قربانی خیلی زود شناسایی شد، اهالی او را می‌شناختند. رامین، طبق گفته اهالی ساعت‌های زیادی سر کوچه می‌ایستاد و همین موضوع باعث شده بود چهره‌اش در ذهن اهالی نقش ببندد.
یک سرنخ
سراغ خانواده رامین رفتیم و مادرش در تحقیقات به ما گفت: دیشب پسرم با حالتی نگران به خانه آمد. از او در مورد نگرانی‌اش پرسیدم و او جواب داد که روز قبلش سر ماجرایی با زن و شوهری دعوایش شده و حتی درگیری آنها به کلانتری نیز کشیده شده و و درنهایت با رضایت زوج جوان، آزاد شده است. سریع به کلانتری مربوطه رفتیم اما هیچ مورد شکایتی در دفتر ثبت نشده بود، حتی در دفتر ورود و خروج روزانه که رفت و آمد همه افراد در آن ثبت می‌شود هم چیزی نوشته نشده بود. شیفت هم عوض شده بود و کسی از درگیری روز قبل خبر نداشت. تنها سرنخ ما ، ماموران شیفت قبل بودند، از رئیس کلانتری خواستم که از آنها بخواهد به کلانتری بیایند. ساعتی بعد ماموران شیفت قبل در کلانتری حاضر شدند و از آنها در رابطه با پرونده درگیری روز قبل پرسیدم و مسؤول پرونده گفت: دیروز غروب یک مورد مشاجره و درگیری به مرکز اطلاع رسانی پلیس 110 اطلاع داده شد. پسر جوانی به نام رامین به دو خواهر حرف نامربوط زده بود و شوهر یکی از این خانم‌ها که نزدیک آنها بوده می‌شنود و با او درگیر می‌شود. هر چهار نفر به کلانتری آمدند، ولی با رضایت شاکیان، رامین آزاد شد.
درگیری عجیب
راهی خانه زوج جوان شدیم، مرد جوان برایمان توضیح داد که رامین مزاحم همسر و خواهر زنش شده و درنهایت هم با عذرخواهی رامین همه چیز ختم به خیر شده است. با این‌که مرد جوان از مرگ رامین بی‌خبر بود اما دستور بازداشت او و همسرش را صادر کردم.
یک روز بعد
24 ساعت بعد از بازداشت زن جوان خواهر او به دادسرا آمد. دختری حدودا 20 ساله که بدون هیچ سوالی شروع به صحبت کرد و گفت: چند روز است با خودم درگیر هستم که بیایم اینجا یا نه. از یک طرف پای خواهر و شوهر خواهرم گیر است و از یک طرف هم پسر مورد علاقه ام به دام می‌افتد. مدتی است که با یک پسر دوست شدم، از اول باهم قول و قرار ازدواج گذاشتیم و چند روز بعد هم به خواستگاری ام آمدو باهم نامزد شدیم. روزی که ما با رامین درگیرشدیم و به کلانتری رفتیم خیلی حالم بد بود. امیر به من زنگ زد و من با شنیدن صدایش گریه کرده و ماجرا را برایش تعریف کردم. او ادامه داد: فردای آن روز امیر سراسیمه با من تماس گرفت و مدام می‌گفت من کشتمش، من قاتلم. بعد هم برایم تعریف کرد که با رامین درگیر شده و او را با مشت کشته است.
اعتراف به جنایت
با صحبت‌های دختر جوان دستور بازداشت امیر صادر شد و پسر جوان در خانه شان دستگیر شد. پسر جوان شروع به تعریف ماجرا کرد و گفت: میترا را عاشقانه دوست دارم، برای رسیدن به او حاضرم هر کاری بکنم. چند روز پیش وقتی به او زنگ زدم و صدای گریه‌اش را شنیدم، نمی‌دانستم چه کنم و تصمیم به انتقام گرفتم. فردای آن روز سراغ رامین رفتم، پیدا کردن او کار سختی نبود. سراغش رفتم و ابتدا اسمش را پرسیدم. وقتی مطمئن شدم که او رامین است به او گفتم چرا مزاحم ناموس من شده است؟ رامین اول معذرت خواهی کرد ، اما یکدفعه گفت دوست داشتم که بگویم، حرفی است؟ ما با هم گلاویز شدیم و من یک مشت به او زدم. او هم تعادلش را از دست داد و سرش محکم به زمین خورد و دیگر نفس نکشید.
قرار مجرمیت
با آن‌که امیر سابقه کیفری نداشت و جوان متشخصی بود، اما قرار مجرمیت او را به اتهام قتل عمد صادر کردم. هر چند مشت در قانون آلت قتاله محسوب نمی‌شود و نوعا کشنده نیست و پسر جوان قصد کشتن نداشته و قتل محسوب نمی‌شد ولی چون پسر جوان ورزشکار و قاعدتا مشتش قوی تر بود و با نقاط حساس بدن آشنایی بیشتری داشت ،طبق قانون مجرم شناخته می‌شد. به این ترتیب قرار مجرمیت جوان ورزشکار به اتهام قتل عمد صادر شد اما با جلسات صلح و سازشی که در دادسرا گذاشته شد خانواده قربانی از قصاص گذشتند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها