jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۲۲۰۵۹۳   ۰۹ مرداد ۱۳۹۸  |  ۰۸:۰۰

زندگی در کنار پدرشوهر خاص آن‌قدر برای ستاره سخت بود که در نهایت کارش به دادگاه خانواده تهران کشید. او که بعد از هشت سال زندگی مشترک، مجبور شده بود از پدرشوهرش نگهداری کند، وقتی شلختگی‌های او را دید، تصمیم گرفت به زندگی مشترکش برای همیشه پایان دهد.

این زن وقتی در مقابل قاضی دادگاه خانواده تهران قرار گرفت، درباره علت دادخواست طلاق خود به قاضی چنین گفت: هشت سال پیش با منصور آشنا شدم. در این مدت زندگی بدی در کنار هم نداشتیم و من احساس خوشبختی می‌کردم. تا این‌که از شش ماه پیش پدرشوهرم به خانه ما آمد و قرار شد با ما زندگی کند. اوایل فقط برای مهمانی آمده بود، ولی ماندگار شد و خواهرشوهرم گفت که چندین سال او از پدرشوهرم نگهداری کرده است و حالا ما باید این‌کار را انجام بدهیم. در صورتی که من پنج خواهر شوهر و دو برادرشوهر دارم. ولی چون خواهرشوهرم در خانه پدرش بود برای همین بعد از مرگ مادرشوهرم او از پدرش مراقبت می‌کرد. اما نمی‌دانم چه شد که وقتی پدرشوهرم به خانه ما آمد، خواهرشوهرم وسایلش را هم فرستاد و گفت باید از این به بعد با ما زندگی کند. من حرفی نداشتم، ولی از وقتی پدرشوهرم آمده، زندگی ام به هم ریخته است. پدرشوهرم مرد بی‌سلیقه و شلخته‌ای است. همه جا را کثیف می‌کند. چون می‌داند که من خیلی حساس و وسواسی هستم بدتر با من لج هم می‌کند. وقتی به دستشویی می‌رود همه جا را کثیف می‌کند. در خانه همه چیز را از قصد به هم می‌ریزد. من دیگر تحمل او را ندارم و وقتی به شوهرم گفتم که پدرت را از خانه ببر با من دعوا کرد. در صورتی که ما شرایط نگهداری از پدرشوهرم را نداریم و نمی‌توانم حتی یک لحظه دیگر هم در کنار او زندگی کنم. این مرد به عمد مرا آزار می‌دهد و من دلیلی نمی‌بینم که بخواهم از او مراقبت کنم. او هفت دختر و پسر دیگر دارد و می‌تواند در کنار آنها بماند. ولی من طاقت نگهداری و زندگی در کنار او را ندارم. برای همین به منصور گفتم یا پدرت را از خانه ببر یا از هم جدا می‌شویم. او هم گفت دیگر با تو زندگی نمی‌کنم. برای همین کارمان به دادگاه خانواده کشیده شد.
در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی پدر من کمی‌مشکل عقلی دارد. الان هشت سال است که خواهرم به تنهایی از او مراقبت کرده و همه کارهایش را انجام داده است. حالا حق دارد که بگوید کمی‌هم ما از او مراقبت کنیم. ولی همسرم شش ماه بیشتر دوام نیاورد. در این مدت هم مرتب غر زد و جار و جنجال به راه انداخت. او با پدرم رفتارهای بدی داشت و مرتب تحقیرش می‌کرد. در این شش ماه، زندگی‌ام را به جهنم تبدیل کرد. آن هم فقط به خاطر این‌که پدرم در خانه ما زندگی می‌کرد. ستاره در این مدت چهره واقعی خودش را به من نشان داد. حتی زندگی را برای دختر سه ساله مان هم زهر کرد و فرزندم در این مدت فقط دعوا و جنگ و جدل دید. برای همین هردو تصمیم به جدایی گرفتیم. در پایان نیز قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را دید، رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد.

طلاق آخرین راه‌حل است
منصوره نیکوگفتار، روان شناس در این‌باره می‌گوید: معمولا طلاق مساله‌ای ناگوار است و تصمیم گرفتن برای طلاق را نباید آسان گرفت. فهمیدن این‌که کی وقت طلاق رسیده، کار سختی است. خصوصا اگر در این میان فرزندی هم وجود داشته باشد. این باور غلط است که به‌خاطر وجود فرزند، باید همه جوره سختی‌ و اختلافات را تحمل کرد و به یک زندگی پر از جنگ و جدل ادامه داد. اما در مقابل هم نمی‌توان با وجود فرزند، به‌راحتی تصمیم به طلاق گرفت. باید همه جوانب را سنجید و تمام راهکارها را امتحان کرد و به طلاق و جدایی به‌عنوان آخرین گزینه نگاه کرد.
همان‌طور که آسیب‌های یک زندگی پر تنش برای فرزندان خیلی زیاد است، نمی‌توان آسیب‌های طلاق و جدایی را هم نادیده گرفت. زن و مردی که چندین سال در کنار هم زندگی کرده‌اند و صاحب فرزند شده‌اند، زمانی می‌توانند به جدایی فکر کنند که تمام راه‌حل‌ها را امتحان کرده و هیچ راهکار مناسبی برای حل مشکلاتشان پیدا نکرده‌اند. آنها باید در وهله آخر راهی دادگاه خانواده شوند، نه این‌که با بروز کوچک‌ترین اختلاف تصمیم به طلاق بگیرند. زن و شوهر می‌توانند در صورت بروز اختلافات با یک مشاور متخصص صحبت کنند و نهایت تلاش خود را برای حل مساله انجام دهند تا شاید بتوانند از هم پاشیدن زندگیشان جلوگیری کنند. متاسفانه در پرونده‌هایی شاهد هستیم که زوج‌ها به‌خاطر حضور یکی از اعضای خانواده در زندگی‌شان تصمیم به طلاق می‌گیرند در حالی که باید کمی‌به هم حق بدهند. پدر و مادر در زندگی برای آسایش فرزندان از خودگذشتگی داشته‌اند. حالا هم فرزند تمام تلاش خود را می‌کند تا این محبت را در پیری آنها جبران کند و داماد و عروس باید این شرایط را درک کند. این موضوعات با گفت‌وگو قابل حل است و نباید سریع به گزینه طلاق فکر کرد.

سیما فراهانی
تپش

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
برجام یک خسارت محض

برجام یک خسارت محض

انعقاد قرارداد برجام برای جمهوری اسلامی ایران یک خسارت محض بود. تنها حسنی که می‌توان برای این توافق قائل بود این است که یک جریانی در داخل کشور ایمان پیدا کرد که اعتماد بالا در عرصه دیپلماسی خارجی به چند کشور غربی بدون توجه به پشتوانه‌ های داخلی نتیجه نمی‌دهد و این اعتماد کاملا غیرمنطقی و بدون مبناست.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر