دادههای این پژوهش با استفاده از مشاهده و مصاحبه فراهم شده است. یافتهها نشان میدهد با تغییر نقشها و انتظارات از زنان روستایی، هویت آنان از زن کشاورز به زن خانهدار تغییر کرده است. زنان گوهردان و رامه با دسترسی به تحصیلات و اشتغال رسمی بهدنبال تغییر وضعیت خود هستند. زنان در هر سه روستا ازدواج با مرد غیرکشاورز و ساکن شهر را راهی برای رهایی از موقعیت زن کشاورز تلقی میکنند و آینده خود را به مثابه زن خانهدار ترسیم میکنند! زنان جوانتر ساکن هر سه روستا معمولا به آموختن روشهای سنتی مایل نیستند. در روستای کوهزر نقشهای سنتی زنان از قبیل پختن نان در خانه و بافتن فرش، منسوخشده و آنان نیز چون زنان گوهردان و رامه درپی استفاده از فناوریهای نوین در خانه هستند.
در این سه روستا، میزان نقشآفرینی زنان در سطح اجتماع محلی نیز کاهش یافته است. درک این بانوان از زندگی زنان شهری با خانهداری، کاهش فعالیتهای تولیدی و ایفای وظایف خانگی همراه است که به تحول نقش و تغییر هویت آنها انجامیده است. وضعیت زنان شهری و روستایی قطعا با هم متفاوت است. این تفاوت که بدیهی بهنظر میرسد در شکلگیری هویت زن روستایی نقش آفرینی مهمی دارد. در گذشته، پوشش زنان روستایی با زنان شهری متفاوت بود و هریک از این دو گروه روابط اجتماعی خاص خود را داشتند. فرآیند نوسازی در ایجاد این تغییرات در فضای روستایی بسیار مؤثر بود. مداخلههای توسعهای با هدف نیل به نوسازی نهاد خانواده و یکسانسازی آن بشدت در این داستان تاثیرگذار بوده است.
دکتر سهیلا علیرضانژاد، دانشیار جامعهشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم