jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۲۱۸۶۲۷   ۲۹ تير ۱۳۹۸  |  ۰۰:۰۱

با بدنی خیس از عرق بیدار شدم. لباس‌ها چسبیده بودند به تنم. حدود 30ساعت بیدارخوابی و استرس بالاخره جایی باید از جانمان خارج می‌شد و چه جایی بهتر از مدینه. خستگی نگذاشته بود بفهمیم سیستم خنک‌کننده هتل خاموش و اتاق شده بود مثل رختکن حمام‌های سنتی، دم کرده و چسبناک... تلفن هم کار نمی‌کرد که زنگ بزنم بیایند چک کنند. هنوز گیج و گولم، منگم، بدنم کرخت است و لش... 90 کیلو وزنم را می‌کشانم به بچه یخچال هتل درش را باز می‌کنم.

یخچال مقداری سرما ذخیره کرده. بطری آب معدنی را برمی‌دارم. درنیامده و نرسیده به هوای اتاق پشتش عرق می‌کند. درش را باز می‌کنم و لاجرعه سر می‌کشم. به موسیقی گلویم گوش می‌دهم، صدایی مثل بچه‌نهنگ است. آب از دو طرف لب‌هایم شره می‌کند روی پیراهنم. آب جان می‌دواند توی جسمم. اتاق را دارم آنالیز می‌کنم؛ یک دراور و آینه با سه کشوی تمام‌چوب، یک چای‌ساز، یک قرآن، دو تا سیب و چند لیوان یک بار مصرف کاغذی کنار هم نشسته‌اند، دو دیوار رو‌به‌روی هم لختند، یک دیوار عکس گنبد نبوی را دارد و یک دیوار جهت نمای قبله، کف اتاق سرامیک است و سقف چراغ‌های زرد دارد. کولر خود به خود روشن می‌شود. باد می‌خورد به عرق تنم مورمورم می‌شود، یک نقشه روی میز است و جاهای زیارتی مدینه را نشانک‌گذاری کرده. تا حرم نبوی حدود دو کیلومتر راه است. چمدان را باز می‌کنم و مهربانی‌های همسرم را کنار می‌گذارم، خاکشیر، نبات، آلو بخارا، تخم شربتی، انجیر خشک، قرص نعنا و.... کیسه وسایل حمام را پیدا می‌کنم. دوش داغی می‌گیرم و لباس زابلی سفیدم را می‌پوشم که حامد غلامی، دوست عکاسم به من هدیه داده است.
همان شب عید غدیری که در زابل شعرخوانی داشتم، عطر توسکان لیدرم را می‌زنم و از هتل می‌زنم بیرون. دو کیلومتر پیاده‌روی در لوار (کویری‌ها به باد داغ می‌گویند لوار) در حاشیه اتوبانی که منتهی می‌شود به حرم، سه دقیقه نمی‌کشد باد داغ در لباس بلوچی‌ام می‌افتد و همه رطوبت بعد حمام بدنم را بخار می‌کند، سه دور تسبیح صلوات راه است تا رسیدن و این دیدار است. چه بگویم و چه بخواهم؟ راهم می‌دهید، من کجا، اینجا کجا؟....کفش‌هایم را درمی‌آورم...

حامد عسکری

شاعر و نویسنده

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ابررایانه سیمرغ بستر رشد اقتصاد دیجیتال

ابررایانه سیمرغ بستر رشد اقتصاد دیجیتال

امروزه با توجه به پیشرفت فناوری‌ های نوین، افزایش چشمگیر و گسترش روزافزون اطلاعات، دسترسی به منابع پردازشی پرسرعت و با ظرفیت بالا، به یکی از نیازهای اصلی و بنیادین مراکز پژوهشی و کسب‌ و کارها تبدیل شده و در پایداری و تداوم توسعه اقتصاد دیجیتالی، امری اجتناب‌ناپذیر است.

جامعه امروز و ضرورت بازنگری در اطلاع‌ رسانی

جامعه امروز و ضرورت بازنگری در اطلاع‌ رسانی

27 اردیبهشت هر سال به‌عنوان روز جهانی جامعه اطلاعاتی (روز ارتباطات و روابط عمومی) گروه زیادی از استادان و دانشجویان ارتباطات در كنار شاغلان و فعالان این حوزه در دستگاه‌ها و نهادها و ادارات مختلف در بخش خصوصی و دولتی تكریم و احترام می‌شوند و به پاسداشت این روز همت می‌گمارند.

ما هم بلدیم کتک بخوریم

ما هم بلدیم کتک بخوریم

 در یک عکس‌نوشته در شبکه‌های اجتماعی نوشته بود: با من درد دل کن. شاید نتوانم مشکلت را حل کنم. اما می‌توانم همراهت غصه بخورم...

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر