حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اینک در سالروز 69 سالگیاش، از اینکه نویسنده و شاعر کودک و نوجوان شده، خرسند است و میگوید، اگر دوباره به دنیا بیایم و بخواهم حرفهای برای خودم انتخاب کنم، قطعا باز هم شاعر و نویسنده کودک و نوجوان میشوم، البته اگر مرا بهعنوان نویسنده کودک و نوجوان قبول داشته باشند.
به گزارش ایبنا، مصطفی رحماندوست، این روزها در دفترش مینشیند و همه وقتش را به خواندن و نوشتن میگذراند. او دیگر نه در دانشگاه تدریس میکند، نه به کتابخانه ملی میرود، نه به انتشارات امیرکبیر و میگوید: تازه فهمیدهام که چقدر کار نکرده و نیمهتمام دارم که باید همه را به سرانجام برسانم. این روزها مانند سالها پیش، 14 ساعت در شبانهروز میخوانم و مینویسم و به سوژهها و کارهای نیمهتمامم رسیدگی میکنم. سراغ دو سبدی میروم که سالها در گوشه اتاق کارم خاک خوردهاند؛ سبد جرقهها که پر از سوژههای کار نشده است و سبد کارهای نیمهتمام. البته فعلا مشغول رسیدگی به سبد کارهای نیمهتمام هستم و هنوز نوبت به سبد جرقهها نرسیده است. اما تا زمانی که دستم نلرزد و آلزایمر نگرفتهام همچنان مینویسم.
او میگوید: تا بهحال پیش نیامده از چاپ کتابم ذوقزده شوم و انتظار داشته باشم کسی به من تبریک بگوید. همین چند روز پیش در زمان اسبابکشی به دفتر کار جدیدم، متوجه شدم هشت سال است که یکی از کتابهایم منتشر شده و دو بار هم تجدیدچاپ شده ولی من بیخبر بودم. تنها خوشحالیام این بوده که آثارم به 14 زبان دنیا ترجمه شده است، البته دلیل خوشحالی من این نیست که کتابهای من به 14 زبان ترجمه شده، دلیلش این است که با این ترجمهها زبان و ادبیات فارسی ترجمه شده و در دنیا منعکس شده است و فرقی ندارد چه کتابی و از چه نویسندهای باشد. وقتی کتاب «قصه دو لاکپشت تنها» ترجمه شد و بهعنوان کتاب سال ایتالیا انتخاب شد، برای من مهم این بود که یک کتاب از ایران به فهرست کتابهای برگزیده ایتالیا راه یافته و این اتفاق برای هر کتاب دیگری میافتاد باز هم من به همین اندازه خوشحال میشدم. چراکه این روزها آنقدر وضعیت ارتباطهای سیاسی و اقتصادی کشور ما با کشورهای دیگر بد است که باید تلاش کنیم همین ارتباطهای فرهنگی را زنده نگه داریم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....