اینها متن یک آگهی در دستهبندی «ادبی» سایت دیوار است؛ سایتی که کاربران آن، کالاها و خدماتشان را در قالب آگهیهایی رایگان منتشر میکنند. لابد سر و کار شما هم به آن افتاده و برای خرید زمین، ملک، ماشین، لوازم خانه و... در آن سرک کشیدهاید، اما آیا فکرش را هم میکردید روزی آدم خیری پیدا شود و برای کارنامه ادبی شما هم جیفهای معنوی به فروش گذاشته باشد؟ البته معنوی با رقم ناچیز دو میلیارد تومان!
ماجرای این آگهی چیست؟ آیا واقعا کسانی هستند که شعر مینویسند و از حق معنوی خود بر آن میگذرند و در قبال پول آن را به شما میبخشند که به نام خود منتشر کنید؟ آیا چنین کسانی به سایت دیوار و فضاهای مشابه رسیدهاند؟ آیا پیش از این هم شما با چنین خرید و فروشی مواجه شدهاید؟ آیا اساسا این آگهی واقعی است یا مثل بسیاری از آگهیهای سر کاری دیگر برای خنده و برانگیختن تعجب ملت در این سایت منتشر شده؟ سعی میکنیم خیلی کوتاه به این پرسشها پاسخ دهیم.
آیا این آگهی واقعی است؟
آگهی فروش یک دفتر شعر به مبلغ دو میلیارد تومان حالا از سایت دیوار حذف شده است.
ممکن است اساسا متن آگهی بهعنوان شوخی از طرف آگهیدهنده منتشر شده باشد چنانکه انتشار بسیاری از آگهیهایی با محتواهایی سرگرمکننده و آشکارا غیرواقعی و البته مهمتر از آن، تعیین مبلغ عجیب دو میلیاردتومان برای این دفتر شعر، این گمانه را تقویت میکند. تلاش ما برای تماس با شماره تلفن آگهیدهنده هم بینتیجه ماند و نتوانستیم صدق و کذب آن را بسنجیم. اما به هر حال نمیتوان واقعیتی با این مضمون را کتمان کرد که عدهای نوشتههایشان را میفروشند تا عدهای دیگر از آنها بهعنوان نوشتههای خودشان بهره ببرند.
واقعا فروش متن ادبی رایج است؟
اگر پاسخ ما به این سوال یک مثبت با تاکید باشد، چندان بهرهای از حقیقت نبرده است. نه اینکه نیست، که مصداقهایی هم موجود است اما اگر بگوییم رایج و متداول است و مرتب رخ میدهد، شاید گزاف باشد. با این حال روایتهایی از این دست موجودند.
سالها پیش با مردی ایرانی که همه عمر خود را در فرانسه زندگی کرده بود و از این رو بهسختی هم فارسی حرف میزد، آشنا شدم که از من میخواست رمانش را ویرایش کنم و به دست ناشر بسپارم. ویرایش رمانش را پذیرفتم اما بهدستناشرسپردنش را نه. چند صفحهای از متن را که خواندم متوجه شدم کار از اساس خراب است و نمیشود با ویرایش آن را به جایی رساند. وقتی ماجرا را با نویسنده در میان گذاشتنم بهصراحت گفت نویسنده این اثر او نیست و متن را به قیمت چهار میلیونتومان خریداری کرده است! حالا قرار بود چنین مبلغی را هم به من بدهد تا آن را ویرایش و آماده سپردن به ناشر کنم. البته متن را به او پس دادم و عذر خواستم و فقط پرسیدم چرا میخواهد در حالی که خودش نویسنده این متن نیست آن را به نام خود منتشر کند. میگفت در مدتی که در ایران بوده متوجه شده خیلی از آشنایانش کتاب منتشر کردهاند و شأن بهخصوصی در این انتشار دیده و خواسته از آنها عقب نماند. عجب صداقت آزاردهندهای!
و البته که روایتهایی از این دست بسیارند.
صابر محمدی
ادبیات و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم