در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما جنگ نمیتواند برای همیشه بتازد. قدرت زندگی از جنگ، از مرگ و از هر چیز دیگری بیشتر است. جنگ ویران میکند، مرگ با خودش آدمها را میبرد، اما زندگی متوقف نمیشود. کشورهای جنگزده دوباره زندگی را از سر میگیرند، کودکان از درختان میوه بالا میروند و هلهله زنان شادی که عروس را همراهی میکنند باز هم در گوش جهان میپیچد. این اگر پیروزی زندگی نیست، پس چیست؟
افغانستان کشور همسایه ماست. جنگ سالها و سالها در آن یکهتازی کرد و هر چند زندگی را از خیلیها گرفت، اما نتوانست برای همیشه مقابل نیروی حیات بایستد.
حالا در تصاویری که محمد موسی اکبری، عکاس افغانستانی از کشورش منتشر کرده، میتوان زندگی را تماشا کرد؛ آدمها را، زنها و مردها و کودکان را که زندگی میکنند بیآنکه جنگ توانسته باشد جلوی زیستنشان را بگیرد.
عکسهای اکبری که بهتازگی در فرهنگسرای نیاوران هم به نمایش گذاشته شد، در دو دسته کلی جای میگیرند. دستهای از عکسها در خود، تصاویری از مردم افغانستان دارند، تصاویری که نشاندهنده زندگی ساده و معمولی آدمهایی است که برخی حتی نمیدانند دوربینی در حال ثبت آنهاست و سرگرم زندگی هستند.
زنان کشاورز، دخترک توتفروش، دخترک چوپان، پسرک دهقان یا عکسهایی که ثبتکننده جنگ خروسها، آیین بزکشی، آیین ژنده بالا و ... هستند، همگی تصاویری ساده از زندگی را در خود دارند و اگر نباشد تصاویر ساختمانهایی که جای گلوله روی بدنهشان مانده و جای خالی مجسمه بودا در عکسها، اصلا نمیشود تصور کرد روزی و روزگاری نه چندان دور افغانستان درگیر جنگ بوده است؛ جنگی طولانی که بسیاری از مردمان این سرزمین را راهی کشورهای دور و نزدیک کرده است.
از نکات جالب عکسهای دسته دوم که دربر دارنده میراث فرهنگی افغاستان است، نزدیکی و شباهت معماری بناهای مختلف به ایران است. هر چند با دانستن اینکه افغانستان جزئی از ایران بوده است موضوع عادی به نظر میآید، اما همین که مخاطب ایرانی تماشا کند بناهایی را که مشابهش اینجا در خاک ایران وجود دارد، هم اتفاق جالب توجهی است. در ادامه بخشی از عکسها را با هم تماشا میکنیم و این مشابهتها و زیباییها را مرور میکنیم.
افغانستان، جنگ و قاچاق نیست
اولین روز بهار 1340 در چنداول کابل به دنیا آمده است.
سال 60 در دانشکده هنرهای زیبای کابل نقاشی خوانده و بعد کولهبار مهاجرت بسته و راهی ایران شده است. مهاجرت هم محمدموسی اکبری را عوض نمیکند و او در کشور میزبان هم پی هنر را میگیرد. سال 65 وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شده و گرافیک میخواند. در کنار آن دوربین به دست میگیرد و عکاسی را هم بهعنوان موضوعی جدی در زندگیاش انتخاب کرده
و پی میگیرد.
اکبری با هدف معرفی افغانستان بهعنوان کشوری دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی نمایشگاههای متعدد عکس را در ایران و کشورهای دیگر جهان برگزار میکند.
یکی از نمایشگاههای به یاد ماندنی او مربوط به عکسهایی است که او از ماه محرم در افغانستان ثبت کرده است.
او تمام این فعالیتها را ادای دین به کشورش میداند؛ کشوری که به گفته اکبری حالا تبلیغات منفی و نامناسب رسانههای جهان از آن تصویری محو و گنگ و غبارگرفته ساخته که نمیگذارد افغانستان و مردمش را آنطور که باید ببینند. او با زبان هنر سعی دارد این تصویر نادرست را اصلاح کرده و گرد و غبارهایی را که جلوی دید واقعی و درست جهان را گرفته بزداید.
اکبری، عکاس پیشکسوت افغانستان است که تجربه نقاشی هم دارد و حالا بیشتر مشغول عکاسی است تا به گفته خودش بتواند چهره واقعی افغانستان را نشان بدهد. او میگوید: از بدیهای افغانستان حرف زیاد است و درباره این دست موضوعات بسیار سخن میگویند. مثلا جنگ، قاچاق و ... مواردی است که همه دربارهاش حرف میزنند اما کسی از فضای اجتماعی و فرهنگی این کشور چندان چیزی نمیداند.
او ادامه میدهد: افغانستان نیازمند معرفی بیشتر آثار تاریخی این کشور است. فضای اجتماعی افغانستان باید به نمایش گذاشته شود به شکلی که مردم فضای زندگی آن جامعه را لمس کنند و بیننده احساس کند در آن جامعه زندگی وجود دارد.
اکبری میافزاید: اگر دقت کرده باشید خارجیها اکثرا از وضعیت خراب افغانستان کار میکنند و بدیهای افغانستان را به نمایش میگذارند. این وظیفه هنرمندان افغانستانی است تا زیباییهای افغانستان را به جهانیان نشان دهند.
او تاکید میکند: گرچه ما در همسایگی ایران هستیم ولی ایرانیها هیچ شناختی نسبت به افغانستانیها ندارند. حتی مهاجرانی که اینجا متولد شده اند آنها نیز از افغانستان یک فضای دیگری حس میکنند و با افغانستان آشنایی ندارند. به نظر من ما باید بیشتر روی این فضاها کار کنیم و چهره واقعی افغانستان را به نمایش بگذاریم.
زینب مرتضاییفرد
ادبیات و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: