وحدت سپاه و ارتش

: در مورد حال و هوای حاکم بر روابط میان ارتش و سپاه در دفاع 8 ساله ایران علیه عراق باید بگویم ما بیشتر اوایل جنگ دچار مشکلات شده بودیم.
کد خبر: ۱۲۰۲۵۰

مثلا آموزش رزمی بچه های بسیج و سپاه بخصوص کم سن و سالهایشان کم بود و اکثر آنها فقط عاشق بودند و شجاع و دوست داشتند باتمام وجود در خدمت مملکت باشند و در این جنگ علیه دشمن شرکت کنند. لذا به علت همین کمبود آموزش رزمی در میان آنها دچار مشکلاتی می شدیم.
اما این قضایا همان طور که گفتم بیشتر مربوط به ماههای نخستین جنگ بود و خوشبختانه در زمان عملیات شکست حصر آبادان (ثامن الائمه) مدتی از این ماجراها می گذشت و این بچه ها هم با حال و هوای نظامی آشنا شده بودند. در عملیات ثامن الائمه در میان یگان هایی که از سپاه برای کمک در این عملیات اعزام شده بودند ، فرمانده ای حضور داشت به نام حسن باقری که خدا رحمتش کند.
او فوق العاده جوان پرشور و فعالی بود و طی عملیات های قبلی یا تماسها و ارتباطات گذشته نسبت به بنده لطف داشت. تا آنجا که در خاطر دارم ، سمت او در سپاه ، در واحد اطلاعات و عملیات بود؛ اما هنگام عملیات شکست حصر آبادان ، به اصطلاح به عنوان سرپرست سپاه با من همکاری داشتند.
این همکاری فوق العاده صمیمانه بود و من خاطره بسیار خوشی از آن در ذهن دارم. فکر می کنم این گونه دوستی ها و همکاری و هماهنگی میان افراد ارتش و سپاه بود که نتیجه و ثمره اش مثل موفقیت کاملی که در این عملیات نائل آمد به همراه داشت.
پس حال و هوای این گونه همکاری ها میان ارتش و سپاه در عملیات ها ، آکنده از انس و صمیمت بود و مخصوصا اگر با پیروزی همراه می شد! خاطره زیبای دیگری که از شهید حسن باقری در ذهن دارم ، مربوط می شود به عملیات منطقه چزابه که طی آن مشکلی پیش آمده بود و ایشان تیپ بنده را احضار کرده بودند. در لشکر 91 زرهی جلسه ای برگزار شد و من هم در آن شرکت کردم.
حسن باقری پس از آن جلسه مرا بیرون کشید و گفت : «نمی دانم از این که به این عملیات آمده ای راضی هستی یا ناراحت ، اما می خواستم بدانی که این من بودم که به محسن (رضایی) گفتم تیپ شما (تیپ 3) را بخواهد تا شاید بتوانید مشکلی را که در آنجا به وجود آمده رفع کنید.»
این نهایت بزرگواری شهید باقری بود که به تیپ 3 با این دید نگاه و برخورد می کرد. این برخورد ، خاطره بسیار شیرینی برای من به وجود آورد. فکر می کنم پس از حدود یک سالی از این ماجرا ، حسن باقری شهید شد. من همیشه و در هر موقعیت و وضعیتی که پیش می آید ، از علاقه مندی و عشق او و زحمتی که ایشان در ارتش متحمل می شد، یاد می کنم.

مهدی فرمنش
فرماندهی تیپ 3 لشکر 77 پیاده خراسان


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها