در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نقشهای شاخص
جمشید مشایخی به لحاظ کمیت، یکی از پرکارترین بازیگران بود و انبوهی فیلم و سریال و نمایش در کارنامه دارد. او باوجود اینکه در سالهای اخیر چند بار دچار کسالت و بستری شد، اما باز هم در آثاری همچون بن بست وثوق و در جست و جوی آرامش حضور یافت. اما در این حضور، همواره چند نقش مشایخی بیش از سایر آثارش دیده و پسندیده شد.
نقش خاندایی در «قیصر» (مسعود کیمیایی)، یکی از شاخص ترین نقشهای کارنامه مشایخی است؛ او با اینکه سه سال از وثوقی، بازیگر نقش قیصر کوچکتر بود، در نقش دایی سن و سال دار او حضور مقبول و باورپذیری داشت. بازی مشایخی در شازده احتجاب (بهمن فرمانآرا) و در نقش آخرین بازمانده قاجار که به بیماری سل مبتلاست هم از دیگر نقشهای شاخص مشایخی بهشمار میرود.
او در «سوتهدلان» (علی حاتمی) و در نقش حبیبآقا ظروفچی، یکی دیگر از کاراکترهای مشهور کارنامهاش را بازی میکند. یکی از بهیادماندنیترین دیالوگهای تاریخ سینمای ایران از زبان نقش او (البته با صداپیشگی چنگیز جلیلوند) جاری میشود: «همه عمر دیر رسیدیم».
یکی از ماندگارترین نقشهای تاریخ تلویزیون ایران و کارنامه مشایخی، نقش رضا خوشنویس/ رضا تفنگچی مجموعه «هزاردستان» (علی حاتمی) بود که به گفته فیلمساز، شخصیتش در قصه تلفیقی از عمادالکتاب، میرزا رضا کلهر، کریم دواتگر و علی حاتمی است.
شاید مهمترین نقش سینمایی مشایخی، کمالالملک (علی حاتمی) باشد؛ فیلمی که پنج بازیگر شاخص نسل اول بازیگری ایران (عزتا... انتظامی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز، داوود رشیدی و جمشید مشایخی) در آن ایفای نقش میکردند، اما حاتمی در این اثر همه چیز را در خدمت جلوهگری مشایخی به نقش نقاش برجسته ایران قرار داده بود. اینجا هم برخی از مشهورترین دیالوگهای تاریخ سینمای ایران از زبان مشایخی بیان میشود، نظیر: «من آرزو طلب نمیکنم، آرزو میسازم.» یا «کار من تمام نشده، حال من، حال تشنه دیر رسیده به آب است. حال فقط شوق نوشیدن دارم. چشمه گوارا کجاست؟ حدیث دیگریست.»
صحبت از شاه نقش کمالالملک بدون اشاره به هنر صداپیشگی منوچهر اسماعیلی، حتما چیزی کم خواهد داشت. این استاد دوبله در فیلم و سریالهای زیادی به جای مشایخی صحبت کرد.
بازی در نقش استوار هدایت، در فیلم گلهای داوودی (رسول صدرعاملی)، یکی دیگر از نقشهای بهیادماندنی جمشید مشایخی است. کاراکتر او در این فیلم، وظیفه پرچالش گفتن حقیقت به خانواده صفاری را بهعهده دارد. اینجا هم یکی از دیالوگ های مهم فیلم را مشایخی میگوید: «امیدوارم اون دنیا تو سوال و جواب، زیاد شرمنده نباشم.» رسول صدرعاملی به مناسبت درگذشت مشایخی، گزیدهای از صحنههای گلهای داوودی را با موسیقی کامبیز روشنروان منتشر کرده که با همین دیالوگ به پایان میرسد.
جمشید مشایخی برای بازیاش در دو فیلم کمالالملک و گلهای داوودی، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را از سومین جشنواره فیلم فجر در سال 1363 دریافت کرد.
بازی در نقش پهلوان خلیل سریال «پهلوانان نمیمیرند»، از دیگر نقشهای بهیادماندنی مشایخی است. همچنین باید به نقش مشرحمان، یک رفتگر شهرداری در سریال «پیک سحر» (خسرو ملکان) اشاره کرد که در زمان پخش بسیار موردتوجه مردم قرار گرفت.
فیلم «پدربزرگ» (مجید قاری زاده) هم از آثار موفق کارنامه مشایخی است که او در آن نقش یک پدربزرگ دوست داشتنی را بازی میکرد. مشایخی برای بازی خوبش در این نقش، جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره بینالمللی فیلم پیونگ یانگ را در سال 1364 به دست آورد. یکی دیگر از نقشهای شاخص کارنامه جمشید مشایخی، بازی در نقش شازده فیلم «طلسم» (داریوش فرهنگ) است؛ مردی که با همه مقام و جایگاهش، بازیچه مباشرش میشود و عشق و زندگی اش اسیر و در اختیار اوست.
دریافت بزرگترین جایزه
سال قبل و در گزارشی با عنوان «ما هنوز زندهایم!» اشاره کرده بودیم که استاد جمشید مشایخی بدون شک رکورددار شایعه درگذشت است! در چند سال اخیر، بارها شایعهسازان خبر درگذشت این هنرمند را در فضای مجازی منتشر کرده بودند که هر بار با خبر سلامتی استاد تکذیب میشد. در پی یکی از همین شایعات همیشگی، مشایخی واکنش جالبی نشان داده و گفته بود: «من قبلا گفتهام و باز هم میگویم که بزرگترین جایزهای که خدا به انسان میدهد، مرگ است، ولی من هنوز لیاقت دریافت این جایزه را پیدا نکرده ام. آدم چه بد باشد و چه خوب، بالاخره روزی میمیرد. درد و مرگ برای همه وجود دارد، بنابراین این که بگویند فلانی مرده است، جنبه توهین ندارد و ناراحت نمیشوم. فحش که نداده! چرا ناراحت شوم؟!»
وقتی استاد، مهمان جامجمیها شد
یکی از خوش ترین خاطرات ما اهالی روزنامه جامجم، روزی بود که استاد جمشید مشایخی به مناسبت تولد 82 سالگیاش، به مهمانی ما جامجمیها آمد و به قدر بضاعت، جشن تولدی صمیمانه برای ایشان برگزار کردیم. استاد که با موها و محاسنی بلند و سپید به دفتر روزنامه آمده بود، با وجود اینکه به تازگی از بستر بیماری برخاسته بود، به گرمی و با انرژی و روحیهای خاص و مثالزدنی با همه همکاران مجموعه جامجم خوش و بش و احوالپرسی کرد.
اندکی قبل از تولدبازی و فوت کردن شمع تولد، یکی از همکاران شیطنت و به استاد عرض کرد که بنده حقیر، یعنی نگارنده این گزارش، در تقلید صدا و حرکات شما (یعنی استاد مشایخی) تبحر دارد! در آن لحظه هم قیافه من دیدن داشت که از خجالت سرخ شده و در موقعیت ناگزیری گرفتار شده بودم و هم چهره استاد که احساس کردم مقادیری معذب و برافروخته شدهاند. به هرحال من با رخصت گرفتن از ایشان و به نرمی و با تلطیف، خیلی کوتاه نقش استاد مشایخی را مقابل خودشان بازی کردم. استاد هم با بزرگواری و منش پهلوانی همیشگی و دیده خطاپوششان، این جسارت را زیرسبیلی و شاید هم زیرمحاسنی رد کردند و به ادامه جشن تولد پرداختند. روح استاد شاد و در آرامش باشد.
زمزمه همیشگی استاد
جمشید مشایخی معمولا در مراسم، محافل و مصاحبهها، بخشهایی از این شعر غبار همدانی را با حس و حال ویژه و باصفایی قرائت میکرد و صحبتها و سخنرانیهایش را هم معمولا با عبارت «یا علی مدد» به پایان میبرد. بخشی از شعر غبار همدانی از این قرار است:
روزی که کلک تقدیر در پنجه قضا بود
بر لوح آفرینش غم سرنوشت ما بود
زان پیشتر که نوشد خضر آب زندگانی
ما را خیال لعلت سرمایه بقا بود
روزی که میگرفتند پیمان ز نسل آدم
عشق از میان ذرات در جستوجوی ما بود
می خواستم که دل را از غم خلاص یابم
داغ جدایی آمد، این آخر الدوا بود
علی رستگار
سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: