نیم‌نگاهی به روابط یک قرن اخیر عربستان و آمریکا انداخته‌ایم

اول خدا، بعد آمریکا !

اف-15 سعودی جنگنده ایرانی را تا خروج از حریم هوایی عربستان همراهی می‌کرد. لحظات آخر و خروج از آسمان عربستان بود که خلبان ایرانی سکوت را شکست و به حرف آمد: «ان‌شاءا... روزی برسه که بال در بال هم اسرائیل را بزنیم!» واکنش خلبان سعودی سکوت بود و نگاهی تند و حرکتی شدید و دور شدن از فانتوم ایرانی. خلبان ایرانی از میان آب‌های خلیج‌فارس به سمت بوشهر بازگشت تا خلبان سعودی هم به سمت پایگاهش درون خاک عربستان برود. شاید اوایل دهه 60 و زمانی که کاپیتان ایرانی از درون کابین فانتومش برای همتای سعودی‌اش آرزوی حمله به اسرائیل را می‌کرد تصورش را نمی‌کرد که بعد از سه دهه آرزویش در مقام یک رویا باقی خواهد ماند. زدن اسرائیل که بماند، حتی حمایت نیم‌بند از جریان‌ها و گروه‌های ضداسرائیلی و ضداستکباری هم در سیاست‌ سعودی‌ها جایی نخواهد داشت و یکی از دو قطب اصلی کشورهای اسلامی، نه سنگ جهان اسلام بلکه منافع غرب را به سینه خواهد کوبید و در همه این سال‌ها هم حمایت همه‌جانبه ایالات متحده را پشت خودشان خواهند داشت؛ حتی زمانی که در خرداد 1363 یکی از اف-4های ایرانی با آتش جنگنده سعودی در خلیج فارس سرنگون شد و بعدها شایع شد که این عملیات با هدایت معلم خلبان آمریکایی انجام شده باشد.
کد خبر: ۱۱۹۷۳۰۴

اول خدا، بعدا شما

روابط پادشاهی سعودی و ایالات متحده در یک قرن اخیر چیزی ورای ارتباطات متقابل سیاسی و نظامی بین دو کشوری است که منافع مشترک دارند. ملک‌فیصل سومین پادشاه سعودی که تقریبا معاصر با محمدرضا پهلوی، سلطنت را در دست داشت زمانی با تمجید از آمریکایی‌ها گفته بود: «ما بعد از خداوند به ایالات متحده اتکا داریم!» با همه کش و قوس‌ها و تغییر شخص اول مملکت در عربستان سعودی، هرچند روابط ویژه این کشور با ایالات متحده با فراز و فرودهایی همراه بوده و اختلافاتی را هم به خود دیده است، اما هیچ‌گاه روابط استراتژیک طرفین به سطح یک رابطه عادی تنزل پیدا نکرده است؛ حتی زمانی که عربستان در اعتراض به حمایت آمریکا از تشکیل اسرائیل، تهدید به کاهش تولید و عرضه نفت کرد.
به روایت رابرت لیستی، روزنامه‌نگار انگلیسی، رابطه آل‌سعود با آمریکایی‌ها هرچند رابطه‌ای مبتنی بر پول بوده اما در ادامه، بعد عاطفی و شخصی هم برای سعودی‌ها پیدا می‌کند. 85 سال قبل زمانی که کفگیر اوضاع اقتصادی عبدالعزیز آل‌سعود (اولین پادشاه و بنیانگذار نظام سلطنتی آل‌سعود در عربستان) به ته‌دیگ خورده بود، سروکله یک شرکت آمریکایی در عربستان پیدا شد. مسؤولان شرکت سوکال کالیفرنیا، مشغول بو کشیدن غرب آسیا برای اکتشاف نفت بودند که پایشان به عربستان باز شد. انگلیسی‌ها میخشان را در حوزه‌های نفتی عراق و ایران کوبیده بودند و به همین دلیل ‌نمی‌‍‌شد آن سمت رفت. مانده بود سرزمین حجاز.
این یانکی‌های مهربان
اوضاع نامناسب اقتصادی ملک‌عبدالعزیز از یک طرف و اشتهای شرکت آمریکایی از سوی دیگر باعث شد اولین امتیاز اکتشاف نفت به این شرکت واگذار شود. حتی به مخیله کسی خطور هم نمی‌کرد که این شرکت کالیفرنیایی پنج سال بعد یکی از بزرگ‌ترین سفره‌های زیرزمینی نفتی جهان را در سرزمین تحت پادشاهی ملک‌عبدالعزیز کشف کند و حالا در سال 2018 میلادی به یکی از غول‌های نفتی جهان تبدیل شود. اینگونه بود که دلارهای نفتی آمریکایی کمک‌حال بنیانگذار آل‌سعود شد که کسادی بازار حج، بدجور کشورش را به سمت احتضار رانده بود. اما این تمام ماجرا نبود.

ملک‌عبدالعزیز از مدت‌ها پیش از باز شدن پای آمریکایی‌ها به سفره نفت حجاز هم نگاه مثبتی به آنها داشت. میسیونرهای مذهبی آمریکایی که در قالب پزشکان و پرستاران در بحرین اقامت داشتند هر از چندی راهی شبه‌جزیره می‌شدند و اعراب حجاز را درمان می‌کردند. پدر پادشاه یکی از همین کسانی بود که توسط این تیم مورد عمل جراحی هم قرار گرفته بود. به همین جهت عقبه ذهنی ملک عبدالعزیز سعودی نسبت به آمریکایی‌ها مثبت بود. او در همان سال‌ امضای قرارداد اکتشاف نفت به هیات آمریکایی گفته بود: «شما با بقیه فرق دارید!»
گذر از تک‌همسری کاتولیک به چند همسری سعودی
سعودی‌ها در همه 60-70 سال گذشته بر مبنای چنین رابطه‌ای با آمریکایی‌ها حشرونشر داشته‌اند. رابطه‌ای که تحلیلگران سیاسی آن را به یک ازدواج تشبیه کرده‌اند که زوجین نفع متقابل از یکدیگر می‌برند. هرچند به تعبیر مسؤولان سعودی این رابطه در سال‌های اخیر از یک ازدواج کاتولیک‌گونه تک‌همسری به یک ازدواج سعودی نزدیک شده که چند همسری را مجاز می‌داند.
(از دید سعودی‌ها، آنها در جایگاه زوج قرار گرفته و طرف مقابل‌شان در جایگاه زوجه است) نزدیک شدن سعودی‌ها به روسیه، چین و اروپا و خروج از رابطه تک‌همسری با آمریکا را باید در تغییر این شکل ازدواج و میل سعودی‌ها به چند همسری در روابط بین‌الملل ارزیابی کرد. هرچند در میان این همسران، آمریکایی‌ها باز هم نقش ویژه‌ای دارند؛ چرا که اولین مغازله‌های سعودی‌ها از یکصد سال قبل با آنها بوده است.
ارتش صلیبی‌ها در حجاز
حمله صدام به کویت و استفاده ارتش ایالات متحده از خاک عربستان و استقرار رسمی نیرو و ناوگان نظامی در این کشور میخ رابطه طرفین را محکم‌تر کرد. آل‌سعود در تنگنای بدی گیر کرده بود. جو عمومی داخل عربستان، باز شدن پای ارتش صلیبی‌ها(آمریکا) به سرزمین حجاز را نمی‌پسندید بویژه که این موضوع برای نبرد با یک ارتش عربی دیگر(صدام) بود اما رابطه آل‌سعود و ایالات متحده چیزی نبود که با این حساسیت‌ها دچار تلاطم شود. فتوای علمای جامعه وهابی عربستان که عموما نقش کاتالیزور سیاست‌های آل‌سعود و تطبیق آنها با مسائل دنیای مدرن را بر عهده داشته است این مشکل را هم با فتوای جدید حل کرد.
همه علیه ایران

حالا دو جناح تندروی آمریکایی - سعودی به‌هم رسیده‌اند. جمهوریخواهان جنگ‌طلب در ایالات متحده(دونالد ترامپ) و جناح تـــــــــنــدروی آل‌ســــــــــعود در شبــــــه‌جزیــــــــره عربستان (پادشاه ملک‌سلمان و ولیعهدش بن‌سلمان). وجه مشترک هر دو هم هوا کردن چهارشاخ در جهت منافع غربی-اسرائیلی در خاورمیانه و فشار بر بدنه جهان اسلام. همین هم هســــــت کـــــــه هر جا پای جـــــریان ضدصهیونیستی در میان بوده، دلارهای نفتی سعودی و حمایت سیاسی - نظامی آمریکایی‎ها هم حاضر بوده. فرقی نمی‌کند پای تکفیری‌ها در سوریه باشد یا داعش عراق یا حوثی‌ها در یمن یا دعواهای هسته‌ای و موشکی با ایران یا ضربه زدن به حزب‌ا... و حماس در مقابل اسرائیل یا حتی حرکت‌های تروریستی تند در داخل خاک این کشورها. در همه اینها پای نطفه مشترک سعودی-آمریکایی دیده می‌شود. تو گویی سعودی‌ها، ماهیت خودشان را در نفی جریان ضدسلطه در خاورمیانه تعریف کرده‌اند.

محمدصادق علیزاده

روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها