در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، شامگاه هشتم شهریور امسال مردی با حضور در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران از دو سارق شکایت کرد. پس از این شکایت با دستور بازپرس علی ایردموسی، تحقیقات پلیس آغاز شد .
شاکی به افسر تحقیق گفت: شب از محل کارم به خانه بازمیگشتم که در خیابان مدنی تهران دو مرد موتورسوار راهم را سد کردند و با تهدید قمه، گوشی تلفن همراه گرانقیمتم، یک میلیون تومان پول و عینکم را دزدیدند.
پلیس در جستوجوی دو سارق موتورسوار بود که افراد دیگری نیز با حضور در پلیس آگاهی شکایتهای مشابهی را مطرح کردند. در جریان تحقیقات معلوم شد که تصاویر چهرهنگاری از سارقان با هم مطابقت دارد. در این مرحله معلوم شد سارقان زمانی که در مقابل مقاومت برخی مالباختگان قرار گرفته اند آنها را با قمه زخمی کردهاند. شش ماه از این ماجرا گذشته بودکه ماموران رد مالخر حرفهای به نام سعید را در این پرونده به دست آوردندو او چند روز پیش بازداشت شد. او ابتدا منکر هر گونه خریدو فروش گوشیهای تلفن همراه شد، اما سرانجام اعتراف کرد با دوستش مهدی 60 ساله معروف به «گل گلی» گوشیهای دزدی میخریدند.
سعید به افسر تحقیق گفت: من و مهدی سالها پیش در زندان آشنا شدیم و بعد از آزادی، خرید گوشیهای دزدی را ادامه دادیم. او مغازه فروش و تعمیر گوشی داشت. ابتدا گوشیهای دزدی را از معتادان میخرید و بعد از شکستن قفلش آن را میفروخت. بعد از مدتی برای درآمد بیشتر تصمیم گرفتیم از سارقان و زورگیرها گوشی بخریم. سفارش انواع گوشیها از جمله آیفون را به سارقان و زورگیرها میدادیم و در تلگرام عکس نمونه گوشی را برایشان ارسال میکردیم. بعد طبق سفارشمان گوشیها را سرقت و به ما میفروختند. این اواخر او گوشیها را در مغازه جدیدش که عطاری بود میفروخت.
با اعتراف وی مهدی معروف به گل گلی بازداشت شد. او مدعی بود که مدتی است با سعید کاری نداشته و چون با هم اختلاف کاری داشتهاند، سعید با دروغپردازی میخواهدوی را گرفتارو روانه زندان کند. بررسی سوابق وی نشان میداد، او از سال 59 تا 94 ، 20 بار به اتهام سرقت، نگهداری و خرید و فروش مواد مخدر، سرقت مسلحانه، شروع به سرقت و آزار و اذیت پسران خردسال و خرید و فروش گوشیهای سرقتی به زندان رفته است. تحقیقات برای رازگشایی از دیگر جرایمشان و نیز دستگیری دو سارق خشن فراری ادامه داشت تا اینکه سعید زمانی که نزد بازپرس پرونده رفت اینبار گفت باید دروغ بگوید تا همجرمش مهدی آزاد شود در غیر این صورت نوچههای او، خانوادهاش را به قتل میرسانند.
ماموران موضوع را بررسی کردندکه معلوم شد ماجرای تهدیدهای مرگبار صحت دارد و افرادی برای کشتن اعضای خانواده سعید اجیر شدهاند. ماموران وارد عمل شدند که این افراد فرار کردند.
در این مرحله مهدی 60 ساله دوباره مورد تحقیقات قرار گرفت و به افسر تحقیق گفت: چهار دختر دارم که همه ازدواج کردهاند. سالها جرایم مختلف را انجام داده و 20 بار به زندان افتادم. 20 سال بود هروئین مصرف میکردم که چند سال است ترک کردم. سالها مغازه تعمیر و فروش گوشی تلفن همراه داشتم و از چهار سال پیش مغازه قبلیام را تعطیل و عطاری راهاندازی کردم.
وی افزود: چندی قبل دستگیر شدم و پنج ماه در زندان بودم که خانوادهام با سند 200 میلیون تومانی آزادم کردند. مدتی با سعید گوشیهای دزدی را سفارش داده و از دزدها میخریدیم و میفروختیم اما با هم به مشکل برخوردیم و هر کسی کار خودش را پیش گرفت. چون به دروغ اعتراف کرد که مالخریهای جدید را با من انجام داده، در بازداشتگاه خانوادهاش را تهدید به قتل کردم و از دوستانم در بیرون بازداشتگاه خواستم که به خانوادهاش آسیب برسانند تا اعترافات دروغش را پس بگیرد.
تحقیقات از دو خریدار گوشیهای سرقتی در حالی ادامه دارد که پلیس در جستوجوی دو سارق حرفهای است که سفارش گوشیهای گرانقیمت را میگرفتند و به این دو مالخر به قیمت پایینی میفروختند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: