شیر ایرانی رفت، ببر مازندران خاطره شد و یوزپلنگها با انقراض دست و پنجه نرم میکنند. بسیاری از گونههای جانوری کشور شرایط مناسبی ندارند. این واقعیت تلخ را آمارهای نصفه و نیمهای که وجود دارد نیز تایید میکند. تا حدود چهار سال پیش تعداد گونههای جانوری کشورمان که در گروههای بحرانی، در معرض خطر انقراض و آسیبپذیر جای میگرفتند حدود 76گونه برآورد میشد، اما براساس آخرین اطلاعاتی که سازمان حفاظت محیطزیست در اختیار ما قرار داده و مربوط به سال 2017 است این آمار برای مهرهداران از مرز 140 گونه نیز عبور کرده است، به همین دلیل میتوان آب پاکی را روی دست آنهایی ریخت که ادعای حفاظت از حیاتوحش را دارند چرا که در چند سال گذشته جمعیت گونههای بحرانی و آسیبپذیر کشور بیش از دوبرابر شده است.
جادههایی که قلب زیستگاه را میشکافند، معدنهایی که زیستگاهها را ناامن میکنند، شکارچیانی که قلب حیات را نشانه میگیرند و... حیاتوحش برای بقا در زیستگاههای کشور با مشکلات زیادی روبهرو است، اما برنامههای مسؤولان برای نجات آنها هیچ وقت از مقام وعده فراتر نرفته است، برای نمونه میتوان به اجرای طرحهای توسعهای اشاره کرد که بدون ارزیابی زیستمحیطی اجرا میشوند. اجرای این طرحها بکرترین زیستگاههای کشور را به بهانههایی مانند اشتغال نابود میکنند. برای نمونه میتوان به اجرای طرح گردشگری در جزیره آشوراده اشاره کرد یا از برنامههایی مانند اجرای پروژه تلهکابین در جنگلهای الیمستان نوشت که در جریان آن 5/6 هکتار از مناطق جنگلی و مرتعی با تهدید روبهرو شده است.
طرحهای به ظاهر نجات
طرحهای نجات زیادی را نیز در بایگانی معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست میتوان یافت؛ طرحهایی که برای نجات گونههای در معرض خطر انقراضی مثل یوزپلنگ، خرسسیاه، گورخر ایرانی و... نوشته شدهاند. طرحهایی که به نظر میرسد فقط نوشته میشوند و با تغییر مدیران تنظیم و تهیهشان دوباره در دستور کار برخی مدیران قرار میگیرد. به قول معروف این طرحها شاید برای حیات وحش آب نداشته باشد، اما برای بسیاری از مدیران نان دارد.
این روزها نیز بسیاری از مدیران سازمان حفاظت محیطزیست در جلساتی شرکت میکنند که در خوشبینانهترین حالت خروجیشان طرحهایی است که بایگانی میشوند.
مساله دیگری که سبب شده مشکلات حیات وحش کشور بهدرستی حل و فصل نشود مدیرانی هستند که ترجیح میدهند از پشتمیزهایشان و در سازمان حفاظت محیطزیست برای حیاتوحش کشور نسخهبپیچند. پشتمیزنشینی در سازمان حفاظت محیطزیست را باید یکی از آفتهایی دانست که سبب شده محیطزیست کشور سیر نزولی داشته باشد؛ چراکه عموما تصمیمهایی برای مسائل زیستمحیطی گرفته میشود که باتوجه به شرایط و امکانات موجود امکان اجرا ندارد.
نبود درمانگر مخصوص حیاتوحش نیز سبب شده سازمان حفاظت محیطزیست در درمان گونههای جانوری آسیبدیده بهدرستی عملنکند.
این بیتوجهیها در حالی اتفاق میافتد که نباید فراموش کرد زندگی انسان و حیاتوحش مانند تار و پود قالی به هم گره خورده است و با حذف گونههای جانوری، اکوسیستم از حالت تعادل خارج میشود؛ برای نمونه با شکار گونههایی مانند یوزپلنگ یا پلنگ و شکارنشدن گونههای ضعیف در جمعیت چارپایان، بیماری در زیستگاه طغیان میکند و زیستگاه دچار آسیب میشود، آسیبی که درنهایت زندگی انسان را با چالش روبهرو خواهد کرد.
حیاتوحش خاطره میشود
اسماعیل کهرم /کارشناس محیط زیست
بقای حیات وحش درگرو حفظ زیستگاه است،اما زیستگاههای کشورما شرایط نامناسبی دارند، بنابراین میتوان گفت حیاتوحش ایران حال و روز خوبی ندارد. در کشورمان تا چند سال پیش، 252 تالاب داشتیم. حالا تمام تالابهای ایران در فهرست قرمز قرار دارند. هر سال یک تا 5/1 درصد از جنگلهای ایرانی نابود میشود.
بنابراین خیلی دور از ذهن نیست اگر بگوییم تا 80 یا صد سال دیگر ایران جنگلی نخواهد داشت.
به این ترتیب با از بین رفتن زیستگاه حیات وحش نیز از بین خواهد رفت.
این در حالی است که بسیاری از مراتع ما در قرق دام است و چرای بیش از اندازه سبب از بین بردن مراتع شده، با حذف مراتع نیز بسیاری از گونههای جانوری محکوم به مرگ میشوند. پوشش گیاهی کوهستانها نیز در حال نابودی است. با حذف پوشش گیاهی گونههایی مانند قوچ و میش نیز از بین خواهند رفت.
دال پشتسفید: دال پشتسفید، پرندهای از خانواده کرکسهاست. جمعیت دال پشتسفید بهشدت در حال کاهش است، به نحوی که این پرنده در ردیف حیوانات بهشدت در خطر انقراض قرار گرفته است. زیستگاه اصلی این پرنده را به منطقه جنوب شرقی آسیا و کشورهایی مثل کشورهای هند، مالزی و چین نسبت میدهند. البته تعدادی از آنها نیز در کشور ما یافت میشود. دستکاری انسان در زیستگاه دالهای پشتسفید به عنوان تهدیدهای اصلی برای ادامه حیات این جانور در سطح جهان محسوب میشود. به نحوی که میگویند برخی سموم که انسانها از آن استفاده میکنند، باعث نازک شدن پوست تخم این پرنده شده و همین موضوع، تولید مثل این پرنده را دچار مشکل کرده است.
گورخر ایرانی: گورخر ایرانی نیز در معرض خطر انقراض قرار دارد. این خطر ناشی از دو مساله است؛ یکی تخریب زیستگاه که فرصت حیات را از این جانور گرفته و دیگر، شکار بیرویه اینگونه جانوری، از سوی سودجویانی که هیچگاه به ارزشمندی حیاتوحش پی نبردهاند.
امروزه گورهای ایرانی فقط در چند منطقه محدود محصور شدهاند، از جمله سرخس، کالمند بهادران، سایت تکثیر و پرورش گور ایرانی در شهرستان مهریز و منطقه حفاظتشده توران؛ منطقهای که همین چند ماه پیش ده گور آن به پارک ملی کویر منتقل شدند و در این فرآیند انتقال، پنج گورخر ایرانی و تنها گونه نر گروه قربانی بیتدبیری مسؤولان آن پروژه شدند.
هوبره: پرنده شکاری زیبای شرق ایران، امروز بهدلیل فعالیت دو گروه سودجو جزو گونههای جانوری آسیبپذیر کشور قرار گرفته است. نخست شکارچیان ایرانی که هوبرهها را زندهگیری میکنند و دوم، خریدارانی که آن سوی آب نشستهاند و با پولهای بادآورده، جان این پرندگان زیبای کویرهای ایران را به خطر میاندازند.
همدستی این دو گروه سالهاست زندگی سختی را برای هوبرهها ساخته و ضعف نظارتی آنقدر شدید بوده است که گروه خارجی که اغلب از شیوخ عرب کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند، گاهی شخصا وارد خاک ایران میشوند و هوبرهها را زنده یا مرده از سرزمینمان خارج میکنند.
درنای سیبری: «امید» هنوز زنده است و امسال نیز به ایران مهاجرت کرد و 97 روز در فریدونکنار ماند. اما «امید»، تنها پرندهای از میان درناهای سیبری است که در سالهای اخیر برای گذران زمستان به کشورمان مهاجرت میکند.
درناهای سیبری را به سه جمعیت شرقی، مرکزی و غربی منطقه سیبری تقسیم میکنند که بجز جمعیت شرقی، دیگر درناهای این دسته تقریبا منقرض شدهاند. از درناهای سیبری شرقی، حدود 3000قطعه باقی مانده است. امروزه اینگونه جانوری در سراسر جهان به علت شکار بیرویه، استخراج نفت از زیستگاههای این حیوان، مسموم شدن و خشک شدن تالابها و رودخانهها به شدت در معرض خطر انقراض قرار گرفته است.
فک خزر: فک، تنها پستاندار دریای خزر است. جمعیت این گونه جانوری به حدی کم شده که خیلی از افراد اساسا از وجود فک در این دریاچه بیاطلاع هستند. این جانور، سه فصل از سال را در آبهای شمال ایران شنا میکند و در زمستان، برای زایمان به مناطق شمال دریای خزر
میرود.
این رفتوآمد اما همراه است با خطرات بسیار برای این گونه جانوری نادر. بسیاری از آنها هنگام مهاجرت به مناطق شمالی دریای خزر، در تورهای ماهیگیران گرفتار میشوند. به این ترتیب، جمعیت فکهای خزری هر سال کمتر از قبل میشود؛ به نحوی که امروز این جانور در زمره گونههای در معرض انقراض ایران قرار دارد.
سمندر لرستانی: سمندر لرستانی یا سمندر امپراتور، گونه نادری از سمندر است که در استان لرستان و در حاشیه رشته کوههای زاگرس زندگی میکند. این حیوان معمولا به دلیل داشتن رنگهای متنوع روی پوست و زیبایی خیرهکننده، از سوی صیادان شکار و گاهی هم به خارج از کشور قاچاق میشود و بهعنوان حیوان زینتی به فروش میرسد. به همین دلیل این گونه جانوری به شدت در معرض خطر انقراض قرار گرفته است و گفته میشود فقط هزار عدد از آن در محیط زیست کشور باقی مانده است.
اوزون برون: اوزون برون به زبان آذری یعنی دماغ دراز که اشارهاش به پوزه دراز و باریک این ماهی است که روی بدن کشیدهاش سوار شده است. طول اوزون برونها گاهی تا دومتر هم میرسد که هم گوشت آن خواهان زیادی دارد و هم خاویارهای
درون شکمش.
یک ماهی اوزون برون برای این که به سن باروری برسد، باید حداقل 12 سال از عمرش بگذرد، اما در طول سالهای گذشته، صیادان اجازه ندادهاند این زمان طی شود و به همین علت اوزون برونهای بالغ نسلی از خود به جا نگداشتهاند. علت اصلی بحرانی بودن شرایط این گونه آبزی نیز این است که همچنان تقاضا برای گوشت و خاویار درون شکم آن وجود دارد. از این رو، میتوان گفت اگر خوردن ماهی اوزون برون همچنان رواج نداشت، شاید این ماهی باارزش خاویاری در شرایط بحرانی قرار نمیگرفت.
خروس کولی دشتی: خروس کولی دشتی یا خروس کولی اجتماعی در قزاقستان و روسیه تولید مثل میکند و در فصل زمستان به ایران میآید. شمال غربی کشور، دریای خزر و سواحل خلیج فارس، از جمله زیستگاههای اینگونه جانوری در ایران محسوب میشود. اما خراب شدن لانههای این پرنده به وسیله دامهای گلهداران روسیه و کاهش شدید مساحت زیستگاههای آن در کشورهای گوناگون باعث شده خروس کولی دشتی در زمره جانورانی قرار بگیرد که بهشدت در معرض خطر انقراض هستند، به نحوی که در بهترین حالت برآورد میشود فقط هزار قطعه از این پرنده در سراسر دنیا وجود دارد.
گیلانشاه خالدار: گیلانشاه خالدار، پرندهای نادر است که در مناطق جنوب دریای خزر، خلیج فارس و سیستان دیده میشود. این پرنده کوچک به شدت در حال انقراض است، به گونهای که گفته میشود جمعیت آن در سراسر جهان به حدود 50 قطعه رسیده است.
گیلانشاه خالدار را باید پرندهای مهاجر و عبوری به حساب آورد که به پروازهای
طولانیاش شهره است. مسافتی که این پرنده طی میکند، اصلابه جثه او نمیآید، چراکه گیلانشاه خالدار هر سال از آفریقای جنوبی تا سواحل مازندران را پرواز میکند.
پلنگ: گربهسان زیبای ایران، امروزه در معرض خطر انقراض قرار گرفته است. پلنگ با این که معمولا از شر دشمنان طبیعی در امان میماند، ولی تاکنون نتوانسته از چنگ تهدیدات انسانی در کشورمان جان سالم به در برد. آمار دقیقی از جمعیت پلنگهای ایرانی در دست نیست، اما گفته میشود احتمالا حدود 600 قلاده پلنگ در زیستگاههای مختلف کشور زندگی میکنند. این در حالی است که هنوز هم هر از گاهی خبر کشته شدن پلنگهای ایرانی به علت شکار، تصادف با اتومبیل، دستکاری شدن زیستگاهها یا دیگر عوامل انسانی از گوشه و کنار کشور به گوش میرسد. مرگهایی که خطر انقراض این گربهسان دوستداشتنی را تشدید میکند.
سمندر کردستانی: سمندر کردستانی یا آتشخوار، عاشق آب است. زیستگاه این سمندر در ایران، استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجانغربی است.
البته اینگونه جانوری در حال انقراض در شمالشرق عراق و جنوب شرق ترکیه نیز دیده شده است.
علاوه بر خطر شکار شدن، آلودگیهای زیستمحیطی نیز ادامه حیات این دوزیست را تهدید میکند.
خشکسالی و کمآبی، استفاده افراطی کشاورزان از آبهای جاری و ورود فاضلابهای روستایی به زیستگاه این جانور از جمله آسیبهایی است که ادامه زندگی سمندر کردستانی را با خطر انقراض قطعی مواجه کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: