طالعبینان با استخراج احکام نجوم (که ساز و کار آن از منظر علم قابل بررسی نیست) معتقد بودند این زمانی نیکو برای انجام کارهای اساسی است و مثلا اگر کودکی در زمان چنین مقارنهای متولد شود، قدم پربرکت و آیندهای درخشان خواهد داشت. این در حالی است که اساسا پیشگوهای اینچنینی با روش علمی قابل آزمایش نبوده و در صورت آزمایش نیز معمولا نتایجش از نظر علم آمار معنیدار نیست. از نظر آموزههای مذهبی نیز جز خداوند متعال، هیچکس از سرنوشت افراد باخبر نیست.
اما بگذارید جنبه دیگری از مقارنهها را در تاریخ برایتان بگویم. احتمالا واژه صاحبقران را شنیدهاید. این لقب معمولا به حاکمانی داده میشد که بنا بر رأی منجمان هنگام قِران سیارهها، بهویژه قران سعدین، یعنی در زمان مقارنه ماه با سیاره زهره یا مقارنه ماه با سیاره مشتری متولد شده بودند.
هر چند میتوان حدس زد این عنوان بیشتر تشریفاتی بوده تا واقعی و البته که تاریخ نشان میدهد، تولد بسیاری از این شاهان لزوما برای مردمشان با خیر و برکت همراه نبوده است. چنان که معروف است لقب صاحبقران برای تیمور لنگ (تیموریان)، شاهاسماعیل اول و شاهعباس اول (صفویان) و نادرشاه (افشاریان) به کار برده میشد. در این میان فتحعلیشاه و ناصرالدینشاه که بیش از 30 سال سلطنت کردند، لقب «خسرویصاحبقران» را به پیشوند نام خود افزودند! در دوران قاجار واژه صاحبقران را بر پشت سکهها و بر سردر ابنیه و عمارتها بهکار میبردند که نشان از اهمیت تفسیر رویداد مقارنه ماه و زهره میان مردم داشت.
از همه جالبتر تیمور است که شواهد تاریخی بیشتری از همزمانی تولدش با مقارنهای سعد در دست است. با این حال تاریخ سراسر کشورگشایی و خونریزی دوران او نشان از بیاعتباری چنین احکام نجومی در دنیای واقعی دارد!
استفاده از لقب صاحبقران محدود به ایران نبود و برخی سلاطین هند نیز از آن استفاده میکردند. برای مثال، فیروزشاه با این لقب خوانده میشد و بهطور کلی صاحبقران لقبی معمول در سلسله گورکانیان هند بوده است.
اما به هر حال مفهوم مستتر در مقارنههای سعد برای مردم و درباریان آنقدر جذاب بوده است که امروز رد پای آن را بر پرچم کشورهایی چون پاکستان، تونس، ترکیه و مالزی میتوان بهوضوح دید!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم