1. «دهکده خاک بر سر» روایت خانم فائضه غفارحدادی است از سفر بیش از یک سالهاش با همسر و فرزندشان به لوزان سوئیس .
آغاز این سفر همزمان میشود با رسیدن خبر خوش در راه بودن فرزند دوم آنها.
همان اول کتاب به این فکر میکردم خانمنویسنده میتوانسته این را بهانه کند و قید سفر به غربت را بزند. دلیلش هم کاملا موجه بود. اما او ترجیح میدهد برود و به هیچکس هم درباره بارداریاش چیزی نگوید تا در کار و هدفش خللی وارد نشود.
سفر هم سفر ساده و تفریحی نیست. از جذابیت ذاتی سفر که بگذریم، رفتن با یک فرزند سه چهارساله و با شرایط بارداری به سرزمینی که زبان آنها را بلد نیستیم و انگلیسی را هم که بلد باشیم آنجا رایج نباشد سخت میشود.
با این احوال خانم نویسنده به رفتن و رسیدن به هدفهایش مصمم است.
آنها در یک واحد سی چهل متری ساکن میشوند؛ بیامکانات. پشت سر گذاشتن سختیهای دیگر، از جذابیتهای این روایت ۲۸۰ صفحهای است که نشر قاف چاپ کرده است.
اما شاید جذابترین بخش کتاب برای من این بود که نویسنده، هم مادر است و هم پرتکاپو و فعال. مدام بهدنبال پیدا کردن قانعکنندهترین پاسخها برای سوالهای ذهنیاش میگردد. آنقدر که وقتی به بهانه مهدکودک فرزند و یادگیری زبان خود، پایش به مرکز زنان شهر لوزان باز میشود، تبدیل به یک کنشگر فعال اجتماعی میشود.
او در کنار همه اینها به اصولش هم مقید است. دغدغه دینی دارد. مراقب است تا نماز صبحاش در پرواز قضا نشود؛ خانه را آب و آبکشی میکند تا پاک پاک شود؛ از دست دادن با مردان نامحرم اجتناب میکند هرچند شاید خیلی هم از واکنش آنها مطمئن نبوده و مراقبت در مورد خوردن غذاهای حلال. از تاثرش در دهه اول محرم در لوزان میگوید و سرانجام دست به کارشدنش برای پخت شلهزرد با حداقل امکانات در روز تاسوعا تا فکر کردن و مراقبت از ارزشها و باورها و حتی بعضی موقعیتها که در مواجهه با موضوعاتی حرف برای گفتن دارد، دغدغه گفتن دارد و حسرت و تاسف میخورد از اینکه زبان بلد نیست تا دغدغههایش را مطرح کند. اینها گوشهای از روحیه پویا و مقید این مادر دغدغهمند اجتماعی است.
مادری که هم نقش مادریاش را به بهترین شکل میخواهد انجام دهد و هم کنشگریاش را و همزمان در نقش یک همسر، وظیفه خود را همراهی با همسر میداند برای پشت سر گذاشتن دوره مطالعاتی همسر و فراهم کردن زمینه رشد و پیشرفت او.
از سویی دیگر او که تا این اندازه محکم از اصول زندگیاش مراقبت میکند، وضعیت اروپا را نه پرزرق و برق روایت میکند و نه شعاری. دغدغههای ذهنیاش را با روایتی ساده و صمیمی میگوید که مخاطب احساس میکند در حال قدم زدن با راوی در خیابانهای لوزان و یافتن پاسخ برای سوالهایی است که راوی با او به اشتراک گذاشته است. در روایت و توصیف او، هم نظم اجتماعی است و هم کیفقاپی و جیببری در لوزان. هم خوشاخلاقی مردم برایش سوژه نوشتن میشود و هم روحیه ماشینی آدمها (ماجرای برگرداندن لپتاپ توسط پستچی).
2. تا اینجا را داشته باشید و از لوزان به میدان ولیعصر(عج) بیایید؛ میدانی که اخیرا طرح دیوارنگارههایش محل بحث و صحبت است و حتی میتواند جریان
بسازد.
اینبار دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) به مناسبت روز ولادت حضرت زهرا سلاما... علیها و روز زن و روز مادر به طرحی اختصاص پیدا کرده که در آن تصویر یک مادر در حال رسیدگی به احوال سه فرزندش را میبینیم؛ تصویری شاد و سرزنده که در آن هم مادر خشنود است و همه بچهها بهواسطه سایه الطاف مادر در آرامش هستند.
اما این دیوارنگاره باعث طرح نقدهایی هم شده است. منتقدان معتقدند زن نقشهای متفاوتی دارد و نشان دادن نقش «مادری» در میان همه نقشهای زن، محدود کردن زنان است و شاید برای آنها برخورنده هم باشد.
نقدی که شاید طرح آن و حتی پاسخش بستگی دارد به جامعه پیرامونی پاسخدهنده.
اگر براساس دغدغههای غیردینی قضاوت شود حتما پاسخ مثبت است اما اگر براساس ارزشهای دینی مورد قضاوت قرار گیرد حتما این دیوارنگاره روایت تصویری یک ارزش والای جامعه دینی است به نام مادری. چرا که زن قبل از هر نقشی، انسانساز است و زمینهساز رشد جامعه؛ نقشی که مادر بهواسطه تربیت صحیح فرزندان ایفا میکند.
3. حالا دوباره برویم لوزان. «دهکده خاک بر سر» یک نمونه از همین نقشی است که گفتم و البته مثالها و نمونههای زیاد دیگری هم برای اثبات این ادعا وجود دارد. نمونههای دیگری که شاید مادر، خواهر و همسر شما هم از این دسته باشند. نمونههایی که همسرمن هم یکی از آنهاست. جوانی که بین همه فرصتهای خوب و جذاب، سختیهای مادری را بین همه تفریحها و سرگرمیها و نقشهای دیگر اجتماعی برمیگزیند و امروز همزمان با تربیت دو پسر بازیگوش دغدغههای دیگرش را همزمان پی میگیرد. نقاشی حرفه ای، کارآفرینی در حوزههای مختلف آشپزی خانگی و...
همه ما نمونههای زیادی دور و برمان سراغ داریم. تفاوت این دسته از بانوان با منتقدان دیوار نگاره میدان ولی عصر(عج) شاید این باشد که آنها نقش مادر بودن را محور میدانند و در کنارش همسری و پیگیری فعالیتهای اجتماعی و حرفهای و کار و کارآفرینی. یکی معلم و یکی روزنامه نگار و یکی هنرمند یکی پزشک و یکی پرستار و ...
شاید اصلا دارم همه اینها را میگویم که منتقدان دیوارنگاره، دهکده خاک بر سر را بخوانند تا هم بدانند یک بانوی جوان چطور فعال اجتماعی است در عین مادر بودن و از آن مهمتر بدانند خیلی چیزها که برایشان ضد ارزش است، در دل اروپا هم ارزش است مثل همین مادری!
محمدهادی ناصری طاهری
فعال فرهنگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم