به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از زمستان سال ۹۲ به دنبال کشته شدن نگهبان کارخانه تولیدی پوشاک در شهرری در دستور کار پلیس قرار گرفت. شواهد نشان میداد به کارخانه دستبرد زده شده و نگهبان آنجا با ضرباتی به سرش از پا درآمده است. جسد مسعود به پزشکی قانونی منتقل و معلوم شد دزد یا دزدان در باز کردن در گاوصندوق ناکام ماندهاند. پلیس به تحقیق پرداخت و چند مظنون را بازداشت کرد .در فهرست مظنونان این پرونده نام پیمان که کارگر اخراجی کارخانه بود نیز به چشم میخورد که چند روز قبل از کارخانه اخراج شده بود. وی مورد بازجویی قرار گرفت و در تحقیقات لب به اعتراف گشود و به قتل نگهبان کارخانه با همدستی دوستش اعتراف کرد. دوست پیمان به نام ساسان نیز بازداشت شد و معاونت در قتل و سرقت را گردن گرفت.
در ادامه آنها پای میز محاکمه ایستادند. براساس درخواست اولیایدم پیمان به قصاص و ده سال زندان و ساسان به ۱۵ سال زندان محکوم شد .این حکم در دیوان عالی کشور مهر تایید خورده و قطعی شده بود که پیمان توانست با پرداخت ۲۳۰ میلیون تومان به اولیای دم رضایت آنها را جلب کند. به این ترتیب از قصاص رهایی یافت و دیروز از جنبه عمومی جرم در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی زالی و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد .
در این جلسه پیمان گفت: در کارخانه کار میکردم اما مدیر کارخانه مرا اخراج کرد. وضع مالی بدی داشتم و از پس مخارج زندگیام برنمیآمدم. چون با تمام ورودی و خروجیهای کارخانه آشنایی داشتم نقشه سرقت از گاوصندوق کارخانه را کشیدم و آن را با دوست صمیمیام ساسان در میان گذاشتم. قرار شد شبانه به آنجا دستبرد بزنیم. ما نیمه شب به کارخانه رفتیم، اما نتوانستیم در گاوصندوق را باز کنیم. فقط یک تراول ۵۰ تومانی که روی میز رئیس بود را برداشتیم. در حال خروج از کارخانه بودیم که نگهبان سر رسید و با ما درگیر شد. من از ترسم با مشت به صورت او زدم که روی زمین افتاد و از سرش خون جاری شد. ما همان موقع فرار کردیم . فکر نمیکردم ضربه باعث مرگ مسعود شده باشد.
قاتل ادامه داد: حکم قصاصم تایید شده و امیدی به بازگشت به زندگی نداشتم تا اینکه اولیای دم حاضر به گذشت شدند. آنها به خاطر فرزند صغیر مسعود با دریافت دیه از قصاص گذشتند و خانواده ام با سختی فراوان توانستند مبلغ دیه را فراهم کنند. من آن شب بدون هیچ سلاحی به قصد سرقت به کارخانه رفته بودم و قصد آسیب رساندن به کسی را نداشتم. مرگ نگهبان یک حادثه بود. از ماجرایی که پیش آمد خیلی پشیمانم و پنج سال از بهترین روزهای زندگیام را در زندان با سختی و کابوس اعدام پشت سر گذاشتم. به همین خاطر از قضات دادگاه تقاضا دارم در مجازات تخفیف قائل شوند.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم