مقطع ابتدایی ؛ ساختارها و نیازها

: جامعه شناسان آدمی را طبعا «مدنی و اجتماعی» می دانند و معتقدند نیازها ، خصایص و ساختار وجودی او ایجاب می کند در زندگی دسته جمعی و مشترک وارد شده ، برای رفع احتیاجات خویش از تعاون ، تعامل و همفکری مشترک با دیگران
کد خبر: ۱۱۹۳۵۵
استفاده کند.
تنوع نیازها، گسترش دانشها و مهارتهای بشری ، توسعه و تکامل اشکال مختلف زندگی موجب گسترش سازمان های متعددی شده است. یکی از مهمترین ، موثرترین و گسترده ترین نهادهای اجتماعی که مسوولیت انتخاب و انتقال عناصر فرهنگی را به نسل نوخاسته جامعه بر عهده دارد ، سازمان آموزش و پرورش هر کشور است که موضوع اساسی و محور اصلی این سازمان «انسان» است. صاحب نظران تعلیم و تربیت ، آزادی عمل مجریان آموزش و پرورش را در دو بعد «برنامه و خط مشی ها» و «اجرای برنامه ها» ضروری می دانند و معتقدند که آموزش و پرورش ناشی از نیاز مردم و برای آنان است و باید با کمک و مشارکت همه جانبه مردم اداره شود.
هدف از این گزارش خبری - تحقیقی ، ارائه بخشی از مشکلات و نارسایی های موجود در سازمان آموزش و پرورش ، بویژه مقطع ابتدایی است. امیدواریم که این گزارش را همه مسوولان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت و سایر سازمان هایی که به نوعی با آموزش و پرورش در ارتباط هستند ، مدنظر قرار داده باشند که از این رهگذر گامهای موثری در پیشبرد اهداف عالی نظام اسلامی برداشته ، مشکلات موجود را به حداقل برسانند.

مدارس کنونی ایران حاصل تحولاتی است که در دوران های مختلف گذشته در بافت و ساختار موسسات آموزشی و پرورشی پدید آمده است. تاسیس دارالفنون در سال 1230 شمسی و توسعه مدارس ایران در برخی از شهرستان های بزرگ را می توان سرآغاز معرفی نظام جدید مدارس و از اقدامات مهم فرهنگی دانست که این در دو سطح متوسطه و عالی بود که فقط فرزندان اعیان و اشراف از امکانات آن بهره می بردند. اولین مدرسه در سال 1251 شمسی با شکل و طرح جدید در تهران به وجود آمد.
از اواخر حکومت قاجاریه و اوایل دوران پهلوی مدارس متعددی از سوی خارجیان یا ایرانیان به صورت ملی و خصوصی تاسیس و اداره گردید. در سال 1289 شمسی برنامه مقطع ابتدایی به صورت مدون برای اجرا به همه مدارس ابلاغ شد. برای نظام دادن به مدارس و تعیین سیاست های کلی در کشور ، در سال 1290 شمسی قانون اساسی معارف به تصویب رسید که در پی آن ، تعلیمات ابتدایی اجباری و چند مورد دیگر برای ایرانیان جامه عمل پوشید.
با تصویب مجلس در سال 1313 شمسی دوره های تحصیلی ایران شامل 6 سال دوره ابتدایی و 3 سال متوسطه اول و 3 سال متوسطه دوم تعیین شد. ساختار نظام آموزش و پرورش براساس مطالعاتی در سال 1345 شمسی به شرح زیر تغییر یافت:
1 دوره کودکستان از 3 سالگی تا پیش دبستانی ؛ 2 دوره ابتدایی ، پنج سال ، 3 دوره راهنمایی ، سه سال ؛ 4 دوره متوسطه ، چهار سال. اما پس از این دوره ، در سال 1370 شمسی دوره تحصیلی به شکل زیر تعیین و اعلام شد:
1 دوره کودکستان از 3 سالگی به مدت 2 سال ؛ 2 دوره آموزش ابتدایی (دبستان)، 5 سال ؛ 3 دوره راهنمایی ، 3سال ؛ 4 دوره متوسطه در یکی از رشته های نظری ، فنی و حرفه ای ، کار و دانش ، 3 سال ؛ 5 دوره پیش دانشگاهی یک سال ، فقط برای یکی از شاخه های نظری (ریاضی ، تجربی ، ادبیات و علوم انسانی) که تاکنون اجرا می شود.
تاریخچه نظام آموزشی مقطع ابتدایی در ایران
آموزش ابتدایی در ایران با برنامه ها و شیوه های مختلف آموزش ، سابقه ای طولانی دارد. این نوع از آموزش ، پیش از تشکیل دبستان ها به سبک جدید ، در خانه ها، مساجد و بویژه مکتبخانه ها انجام می گرفته است که دارای اهدافی چون : پرورش دینی و اخلاقی ، سوادآموزی و دانش اندوزی بوده است که دروسی مانند قرآن ، تعلیم الفبا ، حفظ اشعار و حکایات پندآموز و متونی چون گلستان سعدی و دیوان حافظ و موش و گربه عبید زاکانی تدریس می شد.
از ویژگی های بارز مکتبخانه ها، آزادی های سنی ، زمان ورود به مکتب و شروع تحصیل ، برنامه و مدت تحصیل بود. معایبی نیز از نظر روش تربیت و استفاده از تنبیه بدنی در خیلی از مکتبخانه ها وجود داشت. فکر تاسیس مدارس ، از جمله مدارس ابتدایی ، با تاسیس وزارت علوم در سال 1272 قمری بتدریج گسترش یافت که سن ورود به مدارس و مکاتب ابتدایی 7 سال تعیین و تعلیمات ابتدایی برای همه ایرانیان اجباری شد.
با افزایش تعداد مدارس جدید و اعزام معلمان از شهر به روستاها ، بتدریج تعداد مکتبخانه ها کاهش یافت و به جای آنها مدارس ابتدایی در روستاها توسعه پیدا کرد که تاکنون این مدارس به فعالیت های آموزشی و پرورشی خود ادامه می دهند. در حال حاضر روی طرحی به نام توسعه آموزش و پرورش در ایران کار می شود. بعد از فعالیت های موفق ، امروزه آموزش و پرورش طراحان را معتمد خودش می داند و طرحهای آنها را می پذیرد. در مقطع ابتدایی ، دانش آموز باید محیط پیرامونش را بشناسد و در دوره های دیگر استعداد خودش را پیدا کند. ما باید در دبستان به بچه ها 4 عنصر نظم ، ارتباط، استقلال و سلامت را آموزش دهیم.
این بچه دیگر وابسته نیست و وقتی تنهاست ، گرسنه نمی ماند و کارهایش را خودش انجام می دهد. در این حالت ما می توانیم بگوییم که یک عنصر مستقل تربیت کرده ایم.
ساختار دوره ابتدایی (دبستان)
دوره ابتدایی به لحاظ رشد، تربیت و تکوین شخصیت کودکان ، دوره بسیار مهمی است. این دوره را دوره اطاعت ، تادیب ، خلاقیت و بروز استعدادهای عمومی هم گفته اند. این سطح از آموزش ، به نامهای «تعلیمات ابتدایی» ، «تعلیمات اجباری» ، «آموزش همگانی» و «آموزش عمومی» خوانده شده است. دبستان یک سازمان مهم اجتماعی است که باید هر یک از اعضای آن در کار خود بصیر و متبحر بوده و تصمیم های گرفته شده در این سازمان از سوی معلمان و سایر کارکنان با رهبری مدیر مدرسه به صورت هماهنگ اجرا شود تا اهداف آموزشی و پرورشی مدرسه ابتدایی تحقق یابد.
برقراری نظم و اجرای مطلوب برنامه های امتحانی در این دوره بسیار مهم است. هر سال برای ثبت نام و امتحانات مدارس ابتدایی ، آیین نامه های مصوب و بخشنامه های لازم به کلیه مدارس فرستاده می شود. بعضی از این مقررات عبارت است از:
- کودکانی که در اول مهر ماه هر سال دست کم 5 سال تمام دارند و می توانند در کلاسهای آمادگی ثبت نام کنند.
- کودکانی که در اول مهر ماه هر سال دست کم 6 سال تمام دارند و می توانند در پایه اول ابتدایی ثبت نام کنند.
- حداکثر سن ادامه تحصیل دانش آموزان دوره ابتدایی در شهرها 15 سال تمام و در روستاها و عشایر 17 سال است.
- ثبت نام مجدد قبول شدگان در یک پایه تحصیلی مجاز نیست و ثبت نام دانش آموزانی که در دو سال متوالی در یک پایه مردود شده اند ، با رعایت شرایط سنی و دیگر مقررات برای سومین بار در همان پایه بلامانع است.
و چند مفاد و مقررات که هر سال از سوی آموزش و پرورش اعلام می شود.
مهمترین وظایف مسوولان دوره ابتدایی
در درجه بندی مدارس ابتدایی مطرح شد که در بعضی از مدارس روستایی ، مدیر مدرسه علاوه بر ادای وظایف مدیریت ، به تدریس نیز می پردازد و وظایف متعددی دارد.

درجه بندی مدارس ابتدایی در ایران


مدارس ابتدایی در ایران از نظر میزان سرمایه گذاری و نظارت دولت یا مشارکت مردم در اداره آنها ، از نظر ویژگی های دانش آموزان و از دیدگاه درجه بندی ، نامهای گوناگون دارند:
- مدارس دولتی: به مدارسی اطلاق می شود که کلیه امور آموزشی و پرورشی ، مالی و اداری را دولت تقبل می کند.
- مدارس غیرانتفاعی: مدارسی هستند که از طریق مشارکت مردم ، مطابق با اهداف و قوانین آموزش و پرورش اداره می شوند.
- مدارس استثنایی: مدارسی که در آنها دانش آموزان نابینا ، ناشنوا ، نیمه ناشنوا ، عقب مانده ذهنی و ناسازگار ، تعلیم و تربیت می بینند.
- مدارس عشایری: مدارسی هستند که در آنها فرزندان عشایر تحصیل می کنند و معمولا به صورت مدارس یک معلمی در مناطق عشایری فعالیت دارند.
- مدارس شاهد: این گونه مدارس ، مختص فرزندان یا خانواده شاهد و جانبازان است و در سطوح ابتدایی ، راهنمایی و دبیرستان دایر هستند.
- مدارس نمونه: مدارسی که طبق آیین نامه مصوب شورای عالی آموزش و پرورش ، شاگردان مستعدتری را می پذیرند.
- مدارس خارجی: به مدارسی گفته می شود که سفارتخانه های کشورهای خارجی برابر مقررات خاصی برای تحصیل فرزندان اتباع خود دایر می کنند.
- مدارس تطبیقی: مدارسی هستند که برای آماده کردن دانش آموزانی که زبان فارسی نمی دانند و مایل به ادامه تحصیل در مدارس ایرانی هستند ، تاسیس می شود.
- مدارس شبانه عمومی و تکمیلی بزرگسال: مختص افرادی است که به دلایل گوناگون در مدارس روزانه تحصیل نمی کنند.
- مدارس اقلیت های مذهبی: مدارسی که در آنها بیشتر فرزندان اقلیت های مذهبی تحصیل می کنند و در آموزش مطالب دینی ، برابر مذهب خود عمل می کنند

در ضمن کلیه کارها و اقداماتی که در محیط مدرسه انجام می پذیرد ، زیرنظر مدیر آموزگار مدرسه است. مدیر آموزگار مدرسه از نظر حسن اجرای امور پرورشی ، آموزشی و اداری در مقابل اداره آموزش و پرورش محل مسوولیت تام دارد. در دبستان هایی که درجه بندی بالاتری دارند ، تدریس به عهده آموزگاران است. وظایف مدیران مدارس ابتدایی در حیطه آموزشی ، پرورشی و اداری به شرح زیر است:
- نظارت بر حسن اجرای برنامه ها و فعالیت های فوق برنامه
-اقدام به تشکیل شوراها ، بویژه شورای معلمان و گروههای آموزشی و پرورشی
- حضور در کلاس درس معلمان و مشاهده روش تدریس و کار آنها
-کوشش در جهت گسترش فضای مدرسه و تجهیز آن به نمازخانه ، کتابخانه و...
- اقدام بموقع برای تشکیل انجمن اولیا و مربیان
- جلب مشارکت اولیای دانش آموزان در انجام دادن امور واحد آموزشی
- کوشش و اهتمام در شناسایی دانش آموزانی که ناهنجاری های رفتاری دارند
- تلاش در جهت حل مشکلات اخلاقی و خانوادگی دانش آموزان
- تقسیم کار با توجه به شرح وظایف افراد و تنظیم برنامه کار هفتگی کلاسها
- کسب اطلاع دقیق از پیشرفت یا عقب ماندگی تحصیلی دانش آموزان
-ارزشیابی کارکنان ، طبق ضوابط مقرر
- نظارت مستقیم و دقیق بر تهیه و تنظیم دفتر امتحانات ، دفتر آمار و فهرست دانش آموزان
- مراقبت از اموال مدرسه و نظارت بر حسن اجرای امور مالی
-اعلام بموقع نتایج و کارنامه امتحانات
- شناسایی کارکنان شایسته و فعال و علاقه مند و معرفی به مقامات برای تشویق و قدردانی
- رسیدگی به حضور و غیاب کارکنان و ثبت آن در دفتر
مشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، آموزشی و بهداشتی مقطع ابتدایی
وجود 19 میلیون دانش آموز در حدود 110 هزار واحد آموزشی و بیش از یک میلیون نفر کادر اداری و 650 منطقه آموزشی و صدها دفتر و اداره کل که تنها 15 درصد از بودجه سالانه را به خود اختصاص داده ، قابل تامل و بررسی توسط کارشناسان است.
طبق اصل 30 قانون اساسی ، آموزش و پرورش حق گرفتن شهریه را ندارد ؛ اما در قانون شوراها ماده ای را گنجانده اند که براساس آن ، مدیران مدارس موظفند مدرسه تحت مدیریت خود را براساس بودجه اعتبارات دولتی اختصاص یافته به مدرسه ، کمکهای مردمی مهم اختصاص یافته از طریق شورای آموزش و پرورش منطقه و وجوه حاصل از ارائه خدمات آموزشی و پرورشی فوق برنامه در مدارس اداره کنند. به گفته تعدادی از کارشناسان ، شهریه های مدارس غیرانتفاعی در مقاطع اول تا پنجم ابتدایی به قدری بالاست که «فریادها به آسمان بلند شده است». آنها معتقدند که این شهریه های سرسام آور گاهی به یک میلیون و 500 هزار تومان رسیده است و باید نادیده نگیریم که 900 میلیارد تومان به اعتبارات کشور در سال توسط این مراکز کمک می شود.
دولت سالانه برای هر نفر در مقطع ابتدایی فقط (200 یورو) هزینه می کند ، که این در مقایسه با آلمان که در حدود (3300یورو) است ، بسیار اندک است. مشکل مدارس چند پایه در بسیاری از شهرها حتی پایتخت و کمبود فضای مناسب آموزشی برای خانوارهای عشایر ، از مهمترین مشکلات اقتصادی است. از مشکلات اجتماعی می توان به تامین نشدن رفاه آموزشی ، بهداشتی ، درمانی و مالی برای معلمان و کارکنان اشاره کرد.
برای مثال ، تعداد درمانگاه فرهنگیان 108 واحد در کل کشور است. 70 درصد دانش آموزان نیز از رفاه مناسبی برخوردار نیستند. برای رفع نیازهای ضروری و اضطراری فرهنگیان و دانش آموزان ، سالانه بین 5 تا 6 میلیارد تومان بودجه اختصاص یافته که این بخشی از آن نیازها را می تواند برآورده کند. از نظر امکانات تفریحی نیز می توان گفت که در مقایسه با کشورهای اروپایی ، بسیار پایین است.
طبقاتی کردن نظام آموزشی نیز از معضلات اجتماعی به شمار می رود. وجود مدارس چند پایه و تدریس معلمان بدون گذراندن دوره آموزشی خاص که باید 30 کتاب درسی را برای پنج پایه طی 132 ساعت در حداقل فضا و امکانات تدریس کنند بزرگترین مشکل از نظر آموزشی به حساب می آید. کیفیت آموزشی به دلیل کمبود معلمان کارشناس و دوره دیده در مقایسه با کشورهای اروپایی و امریکایی در این مقطع بسیار پایین است.
مثلا سطح کیفی مدارس غیرانتفاعی در مقایسه با سایر مدارس ، روند نزولی را نشان می دهد. همچنین در استان های محروم به دلیل کمبود معلم ، بسیاری از دانش آموزان در طی سال ، چند ماهی بیکارند. یا اکثر معلمان این مناطق را مشمولان خدمت سربازی تشکیل می دهند ، که باید برای جایگزین آنها فکری اساسی کرد. برخی از کارشناسان اعتقاد دارندبا وجود کاهش تعداد دانش آموزان در سال های اخیر ، تسهیلات کافی برای تحصیل آنان مهیا نیست.
در آیین نامه اداره کل تغذیه و هماهنگی بهداشتی مدارس چنین آمده است که محل احداث مدارس باید به دور از مسیر وسایل نقلیه عمومی (فرودگاه ، مترو ، ایستگاه قطار و...) ، بهره مندی از آب و برق و سیستم جمع آوری زباله و فاضلاب ، و از کارخانجات ، بیمارستان ها ، گورستان ها ، کشتارگاه ها و مراکز پرسروصدا و دود و غبار به دور باشد.
ولی متاسفانه در 50 درصد از مشاهدات و در اکثر مناطق ، خیلی از این موارد محسوس بوده است. در 70 درصد از مدارس ، کمبود وسایل بهداشتی ، عدم حضور پزشک و یا مددکار در مواقع ضروری و در اسرع وقت محسوس بوده و آبخوری ها ، سرویس های دستشویی و توالت ، بوفه و سالن غذاخوری و راهروهای قابل شستشو ، نامناسب بوده و روشنایی در محیط کلاسها ، در خیلی از مدارس ناکافی بوده است. گفته ها درباره آموزش و پرورش و در سطح کلان آن بسیار وسیع بوده و در این مختصر نمی توان همه جوانب آن را مورد نقد و بررسی قرار داد ؛ اما آنچه که قابل لمس است و هر فرد فرهیخته در وهله اول به آن فکر می کند و علل و موجبات مثلا پیشرفت و یا عقب ماندگی ها را احساس می کند که اغلب دست اندرکاران آموزش و پرورش با آن مواجهند و دست و پنجه نرم می کنند می توان در جمع بندی کلی و در موارد زیر بیان کرد.
رسیدگی به وضع اقتصادی معلمان و دانش آموزان کم درآمد ، که از مهمترین مقولات و مشکلات موجود است. بالا بردن ارزش و مقام معلمان را در جامعه نیز می توان از مولفه های اساسی در پیشبرد مقاصد آموزشی دانست. بهداشتی ساختن مناطق محروم و آشنایی دانش آموزان و اولیای آنها از محاسن بهداشت می تواند بار سنگینی را از دوش آموزش و پرورش برداشته و رسیدن به نقطه مقصود را سریع تر کند.
ایجاد فضاهای آموزشی با مدلها و معیارهای منطقه ای و اقلیمی که در امر آموزش بسیار تاثیرگذار خواهد بود. توسعه مراکز آموزشی برای تیزهوشان و یا عقب مانده ها و افراد استثنایی و کم هوش با بهره گرفتن از معلمان متخصص و متبحر. مجهز ساختن همه مراکز آموزشی به وسایل کمک آموزشی ، که این امر سبب تغییر آموزش از تدریس و آموزش شفاهی و قدیمی به روشن جدید و عملی خواهد شد. در این گونه فضاها، استعدادهای پنهان بخوبی خود نمایی خواهند کرد. همچنین وجود کتابخانه های معتبر و فضاهای تفریحی و فرهنگی در روحیه دانش آموزان و معلمان بسیار موثر و مفید خواهد بود.
در پایان می توان به یکی دیگر از مواردی که آموزش و پرورش را می تواند دگرگون کند و به نقطه مطلوب برساند، اشاره کرد و آن ، اختصاص دادن بودجه های قابل قبول به این بخش مهم است. با توجه به موارد یاد شده ، اگر همه این مولفه ها بموقع و کارشناسانه انجام پذیرد ، می توان امیدوار بود که تحول عظیمی در آموزش و پرورش به وجود خواهد آمد و گام به گام و همراه با قافله آموزشی جهانی پیش خواهد رفت. به امید چنین روزی.

سیده فرانک ثنایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها