در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساخت سریال ۵۰ قسمتی برخلاف سینما مانند یک ماراتن است. ۱۴-۱۵ ماه ضبط کار، بسیار سنگین است. ما برای یک فیلم سینمایی دو سه ماه پیشتولید، دو ماه فیلمبرداری و در نهایت مونتاژ داریم، اما اینجا یک سال وقت برای نگارش فیلمنامه گذاشته شد، شش ماه پیشتولید سنگین داشتیم، بعد از ۱۵ ماه فیلمبرداری سخت، باید حواسمان باشد که با ضوابط تلویزیون که متفاوت از سینماست، همخوانی داشته باشد.
بهترین مدل کار کردن تاریخی این است که بگویید دوره قاجار میخواهم کار کنم. به این ترتیب یک شهرک سینمایی با لوکیشن داخلی برای ضبط وجود دارد، چهار تا ماشین قدیمی و کالسکه هم برای این کار دارید، اما بدترین دوره تاریخی، تاریخ معاصر
است.
من سال ۵۷ در خیابان انقلاب بارها رفتم و آمدم؛ خیابان انقلاب در ظاهر هیچ فرقی نکرده است، اما هیچ شباهتی هم به آن دوران ندارد. دکور هم نیست که بگویید میروم در شهرک سینمایی میگیرم. از این رو قصههای تاریخی برای ۵۰ سال پیش یعنی دورههای پهلوی اول و قاجار راحت است.
روایت این سریال در بازه زمانی ۲۰ ساله اتفاق میافتد و شما باید با تعدادی بازیگر از ۱۸ تا ۴۰ سالگی آنها را به تصویر میکشیدید. استفاده از گریمهای آکوستیک نیز به دلیل هزینه و زمانبر بودن آن و همچنین طولانی بودن زمان سریال انتخاب درستی نبود که همین موضوع کار را برای ما بسیار سختتر میکرد، چرا که در یک سریال چنین فرصتی ندارید و بازیگر نیز تحمل نمیکند. حالا اینکه چه میزان در باورپذیر بودن گریمها در این سه دهه موفق عمل کردهایم، بستگی به قضاوت مردم
دارد.
سرعت تحولات و تغییر نسلها در ایران آنقدر زیاد است که فیلم سینمایی هم که میسازی، همیشه باید نگران ذائقه مخاطب باشی. عشقی که من در سریال به تصویر میکشم، برگرفته از عاشقانههایی است که خودم در زندگی دیدهام یا داشتهام گرچه ممکن است اینها برای مخاطب امروزی جذاب نباشد و به گونهای دیگر عاشق شود و بگوید این موضوعات کهنه است. نمیتوانم چیزی که برای من نیست را به تصویر بکشم. من حس و حالی که خودم داشتهام را به نمایش گذاشتهام و امیدوارم مخاطب نیز با آن ارتباط برقرار کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: