شاکی به افسر تحقیق گفت: شب هنگام از مسجد محلهمان در جنوب تهران خارج شدم و پیاده به سمت خانهام میرفتم که با شنیدن بوق خودروی مزدایی توقف کردم. دو مرد و یک زن که سرنشینان آن بودند پیاده شده و برای حرف زدن سمتم آمدند. زن مدعی شد ساکن لبنان هستند و برای سفر به ایران آمدهاند. او میگفت برای سلامت دختر بیمارش به نیازمندان کمک مالی میکند. از من سراغ نیازمندان محلهمان را گرفت. یاد خانوادهای افتادم و درباره آنها حرف زدم که گفت پنج میلیون تومان کمک مالی میکند.
وی افزود: زن جوان با دیدن طلاهایم گفت فرزندش بیماری سرطان دارد و شنیده اگر آب طلای افراد خیر را به بیمارش بدهد او شفا پیدا میکند. فریبش را خوردم، طلاهایم را به او دادم که آن را در بطری آب ریخت و بعد طلاها را داخل نایلونی قرار داد وهمراه بستهای که میگفت چک پول داخلش است، به من داد. بعد از رفتن آنها کیسه را باز کرده و متوجه سرقت طلاهایم شدم. در کیسه به جای چک پول، کاغذ باطله بود.
تحقیقات در این باره در حالی آغاز شده بود که زنان میانسال و سالخورده دیگری نیز که در دام همان متهمان فراری گرفتار شده بودند، با حضور در پلیس آگاهی شکایتهای مشابهی را مطرح کردند. سرانجام ماموران چند روز پیش هنگام گشتزنی در پایتخت، سارقان را در حال فریب زن سالخوردهای شناسایی کردند. متهمان با مشاهده پلیس قصد فرار داشتند که زن سالخورده، یکی از آنها را با کتک دستگیر کرد. زن جوان پس از دستگیری با انتقال به پلیس آگاهی به دزدیهایش با همدستی دو برادر سابقهدارش اعتراف کرد.
شیوا به افسر تحقیق گفت: ما خانوادگی سرقت میکنیم. چند بار به همین شیوه دزدی کرده و به زندان افتادیم. اوایل سال 96 از زندان آزاد شدیم و دوباره دزدیها را از سرگرفتیم. با سفر به کرج، یاسوج، اصفهان،، شیراز ، شهرهای غربی و شمالی کشور سرقتها را به شیوه مشابه انجام میدادیم.
با اعتراف وی، دو برادرش که دزدان سابقهداری بودند نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و در مخفیگاههایشان شناسایی و بازداشت شدند. این دو نفرهم به سرقتهای سریالی از سال 96 تاکنون اعتراف کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم