jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۱۱۹۰۱۸۵ ۱۸ آذر ۱۳۹۷  |  ۰۰:۰۱

حسین علیزاده با دریافت «شهروند افتخاری شیراز» اعلام کرد این نشان برایش از «شوالیه» فرانسه ارزشمندتر است

در ستایش اصالت

«احساس می‌کنم یک بار دیگر متولد شدم. افتخار می‌کنم در شهری قدم می‌گذارم که چنین شهردار فهیمی دارد و این چنین از هنر شهر خودش آگاه است و درک دارد. یاد روزهایی می‎افتم وقتی نشان شوالیه را نگرفتم. یک عده سوال می‌کردند؛ البته من هم توضیح می‌دادم. من می‌دانستم افتخارات بزرگ‌تری نصیبم خواهد شد. امروز تمام چیزهایی که فکر می‌کردم که چطور باید برای کسانی که متوجه نمی‌شوند توضیح دهم، به نظرم با شهروند افتخاری شدن شیراز دیگر همه متوجه شدند. اولین فعالیت‌های موسیقایی‌ام از همین شهر شروع شد. دست تک تک شما را می‌بوسم و خوشحالم که مرا به آغوش خودتان پذیرفتید.» اینها را می‌گوید و سیل سوت و تشویق حضار است که حواله آقای آهنگساز می‌شود. حسین علیزده رگ وطن‌پرستی خیلی‌ها را این سال‌ها قلنبه کرده و حالا در شیراز به بهانه اعطای شهروندی افتخاری به استاد، دوباره دست گذاشته روی همان رگ قدیمی. درست در همین شب‌ها که همه نصف شب‌ها ولو می‌شویم جلوی تلویزیون و شبکه تماشا را می‌گیریم و یحتمل برای مرتبه nاُم میخ سریال «در چشم باد» شده‌ایم و پلان به پلان و سکانس به سکانس را قورت می‌دهیم و با موسیقی متن سریال حسابی سرحال می‌آییم و از بی‌کله‌بازی‌های یک افسر وطن‎‌پرست به نام بیژن ایرانی، حسابی کیفور می‌شویم دوباره استاد علیزاده از راه رسیده و رگ میهن‌پرستی ما را قلقلک می‌‌دهد. این دو مساله را هم بگذارید کنار هم که موسیقی سریال هم کار استاد است. حالا ملتفت شدید چرا باید از دیدن یک ویدئو این همه ذوق‌زده شویم؟!

فوشه در آفساید
استاد البته برای بار اول نبود که این طور سر ذوق‌مان آورد. پاییز چهار سال قبل بود که پچپچه درگوشی بین فرهنگی‌ها به حقیقت پیوست و اعلام شد که استاد حائز دریافت نشان فرهنگی شوالیه دولت فرانسه شده و سفیر فرانسه در تهران در محل اقامتش این نشان را به استاد خواهد داد. نشانی که به چهره‌های مطرح فرهنگ و هنر در سطح جهان اعطا می‌شود و در ایران هم پیش از این از اصحاب فرهنگ و هنر کسانی مانند مرحوم عباس کیارستمی، مرحوم محمدرضا سپانلو، لیلا حاتمی، محمدرضا شجریان و شهرام ناظری آن را دریافت کرده بودند. برونو فوشه، سفیر کبیر فرانسه هم احتمالا داشت فهرست مهمانان و جزئیات مراسم را چک و نهایی می‎‌کرد که به یکباره انتشار یک نامه از علیزاده، همه را در شوک فرو برد: «علیزاده از دریافت شوالیه انصراف داد!»
نامه سرگشاده حسین
نامه سرگشاده و عمومی علیزاده هم مثل روحیه خودش و آثارش، لطیف بود. «به نام آنکه هنر را آفرید» نشسته بود بر سطر آغازین نامه. علیزاده با حسی نوستالژیک یادی از محلات کودکی و نوجوانی‌اش در جنوب تهران و خیابان خیام کرده بود تا برسد به این روزها که دیگر در هر کوی و برزنی نامی از او می‌برند و در نهایت تشکر و سپاس از مردمی که قدر هنر و هنرمند را خوب می‌دانند: « مرا مردم هنردوست و هموطنان عزیز و بزرگم بارها به اوج افتخار رسانده‌اند. افتخاری که در بلندای وجود و در دستان گرمشان بود و حالا ... نغمه عشق و محبت و سپاس از دیاری دگر با عنوان و معنی خاص. نه در ستایش من، بلکه در ستایش هنر و هنرمند و چه زیباست نام ایران بر بال هنر، در پرواز از دیاری به دیاری و از مردمی به مردمی.»
کنایه به مسؤولان غیرخودی دانستن شوالیه
وسط نامه استاد اما یکی دو تعریض هم به چشم می‌خورد. استاد مقدمتا از لطف دولت و سفارت فرانسه تشکر کرده و آن را هدیه‎ای از مردم فرانسه توصیف کرد که بر سینه هنرمندان ایرانی می‌نشیند اما در نهایت اعلام کرده بود که دوست دارد همچنان برای مردم خودش «حسین علیزاده» بماند بدون هیچ پیشوند و پسوندی. یعنی که جناب فوشه در سفارت فرانسه در خیابان نوفل لوشاتوی تهران برود کشکش را بسابد. تعریض دیگر استاد به بعضی مسؤولان بود که البته در ذات خودش دوباره تعریضی هم به شوالیه زده شده بود: «اگر در دیار ما توجه و درک از هنر والای موسیقی همان‌طور که نزد مردم است، نزد مسؤولان - که باید خدمتگزاران تاریخ و فرهنگ و هنر باشند - می‌بود، یک هدیه و عنوان غیرخودی این همه انعکاس نداشت...» التفات دارید؟! استاد نشان شوالیه را یک هدیه و عنوان «غیرخودی» توصیف کرده. یعنی این مرتبه هم بعضی مسؤولانی که طالب هنر سطحی هستند هم بروند کنار فوشه فرانسوی و کشک‌شان را بسابند.
این شیرازی‌های باحال
حالا دوباره و شنبه‌شب همین هفته استاد نشان داد که در فقره انصراف از شوالیه و پا نگذاشتن توی سفارت فرانسه و علاقه به مردم و وطن خودش و افتخار به آنها صرفا حرفی از روی جوگیری و لقلقه زبان و احیانا ترس از بعضی از واکنش‌های رادیکال نبوده بلکه عین اعتقادش بوده. هموطنان شیرازی ما استاد را در صدر نشانده و روی سن برده و از سال‌ها زحماتش تقدیر کرده و شهردارشان هم گردن‌آویز شهروند افتخاری شیراز را به گردن استاد آویخته و استاد هم کلی ذوق کرده و خوشحال شده و گفته که ارزش این جایزه از شوالیه برایش بیشتر است. استاد به گفتن این حرف بسنده نکرده و گفته من بعد از رد کردن شوالیه می‌دانستم که روزها و جایزه‌های ارزشمندی در انتظارم است و حالا یکی از آنها را دریافت کرده‌ام! روی این حساب باید یک خداقوت اساسی گفت به شیرازی‌های عزیز که این چنین حال استاد را خوب کرده‌اند.
این شوالیه که می‌گویی یعنی چه؟
دولت فرانسه برای تقدیر از هنرمندان، فعالان سیاسی و عموما افرادی که به موفقیت‌های قابل تقدیری نائل می‌آیند، نشان‌های مختلفی طراحی کرده که هرساله به شهروندانی از کشورهای مختلف اعطا می‌شود. قدیمی‌ترین این نشان‌ها «لژیون دونور» (Légion d’honneur) است. البته این نشان را به هر کسی نمی‌دهند و به کسی می‌دهند که پیراهن تنش اطلس باشد و الخ. خلاصه بعد از این جایزه و به دلیل شرایط سخت اعطای نشان لژیون دونور، فرانسوی‌ها افتادند دنبال این‌که نشان‌های دیگری با عنوان نشان ملی لیاقت و نشان هنر و ادب نیز ایجاد کنند.
وزارت فرهنگ فرانسه از سال 1957 میلادی نشان هنر و ادب را طراحی کرد. هدف جایزه هنر و ادب فرانسه به رسمیت شناختن نقش ویژه ادبیات و هنر در جهت گسترش این حوزه‌هاست و کسانی این جایزه را می‌توانند دریافت کنند که دست کم 30 ساله باشند و در توسعه و غنی ‌کردن فرهنگ فرانسه نقشی داشته باشند. این نشان به هنرمندان در رشته‌های مختلف هنری از سراسر جهان اعطا شده و دارای سه درجه‌بندی فرمانده، افسر و شوالیه است. هدف این نشان در جهت غنی نمودن میراث فرهنگی فرانسه ایجاد شده است. نشانی که از سوی سفارت فرانسه در ایران به اهل ادب و هنر اعطا می‌شود، بخش سوم جایزه هنر و ادب فرانسه است که شوالیه نام دارد.

شوالیه‌های ایرانی

علی دهباشی - پژوهشگر حوزه ادبیات - درباره این جایزه به ایسنا گفته است: جایزه هنر و ادب فرانسه سه بخش دارد که تاکنون به چندین نویسنده و هنرمند ایرانی اعطا شده است. مثلا فرخ غفاری - کارگردان فیلم «شب قوزی» - جایزه کماندور را به خود اختصاص داده و جایزه اوفیسیه هم بر سینه داریوش شایگان - و امیرهوشنگ کاووسی - منتقد سینما - نصب شده است. درجه سوم این جایزه یعنی شوالیه هم تاکنون به بسیاری از چهره‌های فرهنگی هنری کشور چون شهرام ناظری، محمدرضا شجریان، رضا سیدحسینی، محمدعلی سپانلو، عباس کیارستمی، لیلا حاتمی، پری صابری، لیلی گلستان، جلال ستاری، داریوش مهرجویی، کامبیز درمبخش و محمود دولت‌آبادی تعلق گرفته است.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
تکریم بسیج، پاسداشت جوانمردی و تضمین آینده است

تکریم بسیج، پاسداشت جوانمردی و تضمین آینده است

پنجم آذر، یادآور نام بسیج و خاطره عزیزترین نهاد و بزرگ‌ترین مردان تاریخ ماست. نهادی که به تعبیر امام راحل تشکیل آن «یقینا از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود» و «شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می‌دهد.

شورای‌ عالی اقتصادی چه بود و چه شد؟

شورای‌ عالی اقتصادی چه بود و چه شد؟

جلسات شورای‌ عالی هماهنگی اقتصادی قوا در ابتدای کار، امیدواری زیادی برای حل مشکلات اقتصادی ایجاد کرد، زیرا این احساس وجود داشت که یک نهاد بالادستی برای کنترل شرایط اقتصادی ایران و تعیین چشم‌انداز آتی آن ایجاد شده است اما به‌سرعت موانع متعددی در مقابل عملکرد این شورا ایجاد شد.

تدبیر و توکل در تحریم

تدبیر و توکل در تحریم

«دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیک‌تر»، با این‌که این عبارت را منسوب به چرچیل می‌دانند، ولی خلفای عباسی بیش از هزار سال پیش آن را زندگی کردند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر