به گزارش جامجم، اوایل سال ۸۴ خبر مرگ پسر معتادی به نام امیر در یک کمپ ترک اعتیاد در جاجرود به پلیس اعلام شد. مأموران وقتی به کمپ موردنظر رفتند با جسد امیر روبهرو شدند. مدیر کمپ ادعا داشت نمیداند این پسر چطور کشته شده است، اما آثار ضرب دیدگی روی سر امیر مشخص بود. در مسیر تحقیقهای پلیسی سرانجام مدیر کمپ به نام مهدی لب به اعتراف گشود و به قتل اعتراف کرد. وی گفت امیر چند بار از کمپ فرار کرده بود. آخرین بار وقتی به کمپ برگشت همراه خودش مواد مخدر داشت. به همین خاطر با او درگیر شدم و در یک لحظه کنترل اعصابم را از دست دادم و با لوله به سرش زدم.
وی پای میز محاکمه ایستاد و به درخواست اولیایدم به پرداخت دیه محکوم شد، اما چون توان پرداخت دیه را نداشت 13سال در زندان ماند و دیروز درخواست تقسیط دیه را مطرح کرد.
وی در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی زالی و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد و گفت: من مدیر کمپ بودم. امیر که به شیشه معتاد بود همراه مادرش به کمپ آمد و بستری شد، اما چند بار فرار کرد. او هر بار که به کمپ بازمیگشت همراه خودش مواد مخدر میآورد و به سایر معتادان میداد. چند بار به او تذکر داده بودم، اما گوشش بدهکار نبود. به همین خاطر آخرین بار وقتی به کمپ برگشت با او درگیر شدم و با لوله ضربهای به سرش زدم، ولی قصد کشتن او را نداشتم.
وی ادامه داد: در مدت 13 سالی که در زندان هستم همسرم از من جدا شد و رفت. در این مدت هیچکسی به ملاقاتم نیامد. من کسی را ندارم تا پیگیر پروندهام شود. ۶۱ سال دارم و هیچ پول یا ملکی ندارم که بتوانم دیه را پرداخت کنم. به همین خاطر از قضات دادگاه تقاضا دارم با تقسیط دیه موافقت کنند. در صورتی که آزاد شوم کار میکنم و دیه را قسطی به اولیای دم میپردازم .
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تادرباره درخواست اعسار متهم اظهار نظر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم