وجیهه سامانی در متاخرترین رمانش، قصه پسری نوجوان را روایت کرده که بهزاد نام دارد و ناگهان مسیرش به انقلاب گره خورده است. بهزاد درگیر ترسهایی است که شاید هر نوجوانی در گیر آنهاست، اما این ترسها در وجود بهزاد پررنگتر هم است. اما برادر بزرگترش بهروز رفتار و تفکرات انقلابی دارد و این آغازی است برای داستان آن مرد با باران میآید.این کتاب توسط کتابستان معرفت منتشر شده و به چاپ چهارم رسیده است.