به گزارش جامجم، ساعت 21 نوزدهم خرداد امسال مردی با پلیس تهران تماس گرفت و خبردادکه سه مرد قویهیکل که چاقو و قمه دارند در ربودن دو جوان ناکام مانده و باسرقت پژو 206 آنها متواری شدند. پس از این تماس، ماموران در کوچهای در شهرک استقلال تهران که محل حادثه بود حاضر شدند. دو جوان کتک خورده به افسران تحقیق گفتند مهاجمان با قمه زخمیشان کردهاند و قصد ربودنشان را داشتند با کمک مردم نجات یافتند، اما آدمرباها خودروی پژویشان را بههمراه 37 میلیون و 500هزارتومان پول و مدارک داخل آن، سرقت کردند.
یکی از شاکیان به افسر تحقیق گفت: کارپرداز شرکتی هستم. پولهای سرقتی متعلق به شرکت است و قرار بود روز بعد به حساب مدیر شرکت واریزکنم . یکی از مهاجمان ورزشکار بدنساز و دیگری رد چاقو روی صورتش بود که به نظر میرسید خلافکار باشد. نفر سوم را که برادرزن عمویم بود شناختم. ما باعمویم اختلاف خانوادگی و ملکی داریم. عمویم به واسطه برادرزنش به نام امیر، من و اعضای خانوادهام را به آدمربایی و مرگ تهدید کرده بود. حتی در لایواینستاگرام برایم کری میخواند و شمارش معکوس برای قتل مرا آغاز کرده بود که آن شب در اجرای نقشهاش ناکام ماند و فقط سرقت کرد.
در این مرحله با دستور علی ایرد موسی، بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه 34 تهران، تحقیقات پلیسی برای دستگیری متهمان آغاز شد. با گذشت هشت ماه، امیردر آخرین مخفیگاهش بازداشت شد. متهم 34 ساله به افسر تحقیق گفت: کارم محوطهسازی باغ است. اصل درگیری شاکی از 21 سال پیش با عمویش بود. او یک روز مقابل مغازه عمویش در یکی از محلههای شهریار آمد. همه شیشههای آنجا و خانه خواهرم را شکست و همه را به مرگ تهدید کرد و با زخمی کردن عمویش با قمه فرار کرد. او شکایت کرد و برادرزادهاش مدتی پیش بازداشت و به زندان افتاد. بعد هم با وثیقه بیرون آمد، اما بابت این پرونده به شش ماه حبس و پرداخت دیه در حق دامادمان محکوم شد .برادرزاده دامادمان دست بردار نبود و خواهرم، شوهرش و دیگر اعضای خانواده او را تلفنی و حضوری تهدید و ایجاد مزاحمت میکرد. همچنین در لایو اینستاگرامی خانواده دامادمان را به مرگ و ربودن اعضای خانوادهاش تهدید کرده و مدام فحاشی میکرد. از ترس جان اعضای خانواده از او شکایت نکردند. زمانی که من به هواخواهی از دامادمان پرداختم، مرد مزاحم حتی مرا هم در لایو اینستاگرامی به مرگ تهدید کرد. آن شب دوباره برایم کریخوانی کرد. چهاربار محل دعوا با مراتغییر داد و آخر مرا به شهرک استقلال کشاند. این بار تصمیم گرفتم او را با دوستانم کتک بزنیم که تنبیه شود. او و دوستش آمده بودند. یکی از آنها سمت مغازهای رفت، شیشه نوشابه را شکست تا زخمیمان کند. در این دعوا کتکشان زدیم و با سرقت خودروی پژو، آن را در محله دیگری رها کردیم و نمیدانیم چه کسی پول و کیف داخل آن را برداشته است.
با اعتراف متهم پرونده، دو همدست فراری او تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم