:
واقعیت های ژرفی در حوزه تخصصی رسانه ای در برابر انتقاداتی که از رسانه ملی می شود ، قرار دارد.
کد خبر: ۱۱۸۶۷۴
این واقعیت ها را می توان در فرآیند پاسخگویی به انتقاداتی که مطرح می شود ، در چند وجه مدنظر قرار داد: یکم ) اثرگذاری : با توجه به اهمیت رسانه ملی در میان مردم و اعتماد عمومی ای که این رسانه نزد افکار عمومی به دست می آورد ، اساسا توقعات از آن وسیع بوده و از این حیث ، برآورده کردن همه توقعات ، دشوار است. دوم ) قواعد بی طرفی : بی طرفی قواعدی دارد که رعایت آن بس دشوار است. در عین حال رسانه ملی مطابق قانون وظیفه دارد ایده ها و مواضع نظام را برای برقرار کردن رابطه سالم و مستقیم بین حاکمیت و مردم منعکس سازد بنابراین به طور طبیعی در فرآیند انعکاس دیدگاه های مختلف ، ضرورت تام دارد که پایبندی خود را بر وظایف محوله محفوظ دارد. اگر مثلا نظام در ارتباط با موضوعی در سیاست خارجی موضعی دارد و ممکن است در این زمینه موضع احزاب یا گروههایی با موضع نظام سازگار نباشد ، بدیهی است که انعکاس دیدگاه های احزاب با تنظیمات خاص باید صورت پذیرد و چنین اقدامی ، علی الاصول اقدام جانبدارانه محسوب نمی شود. از این نظر اگر انتقاداتی مطرح شود ، قابل قبول نیست. سوم ) معذورات قانونی : تعاریف قانونی اساسا تفاسیر خاص خود را دارد. با این حال مرجع تفسیر قانون را قانون خود مشخص کرده است بنابراین سلایق سیاسی که فارغ از نظرات مرجع قانونی ، به تفسیر تعاریف قانونی می پردازد ، ملاک عمل نمی تواند باشد. به همین دلیل معیارهای انتخاباتی به گونه ای است که امکان اندازه گیری معیارها بر مبنای سلایق غیرمسوول وجود ندارد. در مورد التزام عملی به اسلام که در قوانین ما وجود دارد ، هر کس می تواند نسبت به داوطلبی در این زمینه ، موضع مخالف یا موافق داشته باشد. حال درخصوص قوانین حاکم بر عملکرد رسانه ملی در قبال انتخابات هم همین اصل حاکم است به این معنا که اگر رفتار رسانه ملی بر مبنای قانون یا سلایق سیاسی ارزیابی شود ، ممکن است نتایج متفاوت داشته باشد. بنابراین اگر بر مبنای اول ، رفتار رسانه ملی مثبت ارزیابی شود و اندازه گیری بر بستر سلایق ، نتیجه معکوس به دست دهد ، مبنای دوم نفی ارزیابی قانون محسوب نمی شود. چهارم ) معذورات تخصصی : به لحاظ نحوه سفارش تولید در رسانه ملی ، آنچنان که برای منتقدان قابل تصور است ، روند عملیات تولید از دید مدیریتی قابل کنترل نیست. یعنی همه تولیدکنندگان ، کارمندان صداوسیما نیستند بلکه در سفارشی که برای یک پروژه انتخاباتی ، رسانه ملی به تولیدکننده می دهد ، لزوما قید نمی شود که در برنامه تولیدی از چه کسی دعوت شود یا از چه کسی دعوت نشود. حتی قید نمی شود که چه ادبیاتی بر کلام افرادی که از آنها نظرخواهی می شود ، حاکم باشد بنابراین در این جزئیات ، کار از دید مدیریتی قابل کنترل نیست و منتقدین به این وجه فنی توجهی ندارند و طوری انتقادات خود را مطرح می کنند که تو گویی رسانه ملی باید همه مباحث و مسائل را به نحوی پردازش کند که کمترین وجه تمایز در محصول فرآیند سفارش و تولید وجود نداشته باشد. باید دانست که به طور طبیعی در یک برنامه تولیدی ، همه عوامل تولید ، اعم از مجری ، گزارشگر ، تصویربردار و... تاثیرات خاص خود را بر جای می گذارند. پنجم ) متشابهات : تفاوت ها و تشابهات موجود در دیدگاه های احزاب در جامعه ما آنقدر به هم نزدیک است که چه در بعد اختلافات و چه در وجه اشتراکات ، جداسازی آنها بسادگی امکانپذیر نیست و طبیعی است که در این شرایط ، منتقدین هر نکته و زاویه ای را که در یک برنامه انتخاباتی مطرح می شود ، قادرند به موضعگیری علیه خود تفسیر کنند. ششم ) ذات شتابزدگی : شتابزدگی در برنامه هایی که در فضای انتخابات تولید می شود ، عنصری ذاتی است. این عنصر را می توان دلیلی برای برخی غفلت ها و تساهل ها به حساب آورد در حالی که در لابه لای انتقادات به رسانه ملی ، بدون توجه به این واقعیت ، اظهارنظر درباره برنامه های انتخاباتی سیاسی ، به وجود فیلترهای گوناگون ربط داده می شود که عمدتا نادرست است.
ایرج ندیمی
عضو فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی
و نماینده مردم لاهیجان