مشروح سخنان هاشمی رفسنجانی درجمع برخی روحانیون و ائمه جماعات

ایسنا: حجتالاسلام والمسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی در میان جمعی از روحانیون و ائمه جماعات در شهر ری ضمن تشریح نقش روحانیت در حفظ کشورمان از حوادث روزگار
کد خبر: ۱۱۸۶۲۶
، درباره چگونگی قرار گرفتن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی و چگونگی انتصاب حضرت آیت الله خامنه ای به رهبری انقلاب اسلامی پس از رحلت حضرت امام (ره) سخنرانی کرد.
وی در این سخنان همچنین درباره گزارش کمیته آمریکایی درباره وضعیت آمریکا در عراق نیز مباحثی را مطرح کرد.
هاشمی رفسنجانی در ابتدای سخنان خود گفت: من در تجربیات و مطالعات خود به این جا رسیدهام و یقین دارم که محور استحکام جوامع، دین است. از قدیم هم این طور بوده ادیان الهی همیشه محور استحکام و پیشرفت و سلامت جوامع بودهاند.
وی در ادامه گفت:از زمانی که اسلام وارد تاریخ شده محور حرکت بالنده تاریخ، اسلام بوده است و معارف اسلامی سرمایه سلامت و سعادت و پیشرفت جامعه است. طبعا نفس این معارف کافی نیست و احتیاج به مبلغان و کسانی که در تحولات زمانه بتوانند آنها را با شرایط زمانی اجتهاد کنند جزو ارکان کار است. در زمان ائمه معصوم آنها و یارانشان بودند و در زمان غیبت کبری، فعلا علما و روحانیت هستند و علما و فقها و مبلغان و مفسران هستند که گرد و غبار را از روی دین میزدایند تا مردم آن را ببینند و ایمان بیاورند.
هاشمی در ادامه با اشاره به تلاش دشمنان بشریت برای ضربه زدن به دین و هادیان دین گفت:«کسانی که در این راه وارد می شوند شکست می خورند تنها ممکن است مدتی جولان داشته باشند.»
وی در ادامه به بحث ولایت فقیه اشاره کرد و گفت:«بعد از ائمه، فقهای جامع الشرایط وظیفه ولایی را در غیبت آنها انجام می دهند. من فکر نمی کنم حتی کسانی که ولایت فقیه به این شکل را قبول نداشته باشند منکر این باشند که فقها در بسیاری از مسایل جامعه به ولایتی که ترسیم شده بوده است باید عمل کنند. همه این ولایت را قبول دارند.»
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره علت پرداختن کمتر علما به بحث ولایت فقیه گفت:«این که در کتاب های فقهی این مباحث نسبت به سایر مباحث کمتر است. علت آن هم این بوده است که معمولا فقها و علما در انزوا بودند و این مباحث برایشان خاصیت عملی نداشته است.»
وی در ادامه به نقش روحانیت در مقابله با استکبار پرداخت و گفت:«با ریشه استکباری، دشمنان ایران و اسلام که به خاطر دوران طولانی انزوای روحانیت از نقش آنها غافل شده بودند، کودتای خزنده ای را آغاز کرده اند و به فکر از میدان به در کردن روحانیت در جامعه هستند. شیوه های آنها بسیار پیچیده است. علت آن هم این است که در منطقه آنها و به خصوص در جاهایی که افکار اهل بیت نفوذ دارد نمی توانند استحکام جامعه بشکنند و تنها ممکن است با موجی برای مدتی مشکل ایجاد کنند.»
وی ضمن درخواست از روحانیون برای بررسی تاریخ خدمات روحانیت در ایران با بیان برخی از مقاطع تاریخی نقش روحانیت در حفظ حوادث انقلاب را ستود و گفت:« بعد از غیبت امام زمان در فرصتی که آل بویه پیش آورد روحانیت در تقویت پایگاه اهل بیت نقش ارزنده ای داشت و بعدها حوزه نجف را پایه گذاری کرد که هزار سال است برکات زیادی در تاریخ داشته است. همچنین منطقه جبل عامل که پایگاه بسیار مستحکمی ایجاد شده است. بعد از حمله مغول هم انسان های زیرکی از روحانیت وارد شدند و با نفوذ در آنها توانستند آنها را جذب اسلام کنند و از دل ویرانه های به جامانده از تمدن اسلام، تشیع و اسلام از اسلام برخواست.»
وی افزود:« مردم هر جا مشکل پیدا کرده اند روحانیت وارد صحنه شده و هیچ پناه مطمئنی برای مردم جز روحانیت وجود نداشته است. نقطه اصلی تاثیرگذاری روحانیت همیشه این است که به خاطر عقاید و برداشتشان از دین به دنبال مردم بودند و مردم هم به اینها اعتماد داشتند. بسیار کم هستند از روحانیون، افرادی که به مردم خیانت کنند. اما جریان روحانیت با جریان مردم آمیخته به هم است. هر گاه بروزشان بیشتر شده است قدرت هم چربیده به طرف مردم و روحانیت.»
هاشمی رفسنجانی با اشاره به دوران مشروطه نیز گفت:« در مشروطه استکبار قدرت روحانیت را کشف کرد برنامه ریزی کردند و فکر کردند که روحانیت را به زمین بزنند و موقتا هم این کار را کردند و کسانی که با قدرت روحاینت مشروطه را به وجود آورده بودند بر سر سفره روحانیت نشسته بودند و علیه روحانیت فعالیت میکردند و حتی کار را به اعدام رساندند. آنها با این کار ریشه خود را زدند و باعث شدند کسی مثل رضاخان آمد و همه را یا در سختی قرار داد و یا تبعید کرد و یا اعدام نمود.»
در ادامه هاشمی به دوران رضا خان اشاره کرد و گفت:« پهلوی همه چیز را خرد کرد و مساجد و حسینه ها را از بین برد به محض این که او را بیرون کردند همه چیزها با شدت بیشتری به میدان آمد این بار خیال می کردند که ریشه روحاینت را زده است. اما دو سال بعد از رفتن رضاخان آنها تحت تاثیر عظمت مراسمی قرار گرفتند که به مناسبت رحلت آیتالله آسیدابوالحسن اصفهانی بود. یک باره ایران سرتاپا عزادار شد و حتی پادشاه اعتراف کرد که رحلت ایشان آذربایجان که در دست پیشه وری بود را نجات داد.»
وی در ادامه افزود:« پس از آن آقای بروجردی با سیاست بسیار درستی که نشان از اوج درک ایشان بود؛ یک مدت دندان روی جگر گذاشتند و خیلی وارد سیاست نشدند و حوزه را به وجود آوردند و هزاران طلبه فاضل را تحویل دادند. که وقتی این سرمایه عظیم می خواست وارد شود که دوران امام رسید.»
هاشمی به بحث ملی شدن صنعت نفت اشاره کرد و گفت:« آنچه به نام پیروزی ملی گراها مطرح شده حقیقتا پیروزی آیت الله کاشانی و فداییان اسلام بود؛ اینها بودند که توانستند مردم را به صحنه برگردانند.»
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه به خفقان دوران پهلوی دوم اشاره کرد و گفت:« در اواخر دهه سی و چهل دیگر نفس کشی در ایران باقی نمانده بود که با این سرمایه روحانیت و مردم امام آمدند و میدان را پر کردند و کاری کردند کارستان، که همین انقلاب اسلامی است. تا قبل از انقلاب این زمان مساله ولایت و نیابت و مسوولیت فقها در تاریخ ایران به شکل ساختاری و رسمی به خود نگرفته بودند. بعد از پیروزی انقلاب ساختاری برای مهمترین مساله ما شیعیان تاسیس شد.»
وی در ادامه به چگونگی قرار گرفتن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی پرداخت و گفت:« این مساله انقدر مطرود بود که روز های اول انقلاب حتی در فکر پیشتازان انقلاب هم نبودند. وقتی انقلاب شد ما زود انتخابات برگزار کردیم و جمهوری اسلامی را مردم با 99 درصد رای تصویب کردند. تصور می کردیم که همین تصویب یعنی حکومت اسلام و کافی است که در مجلس چیزی بگذارند که قوانین اسلامی شود و ناظری داشته باشد یا قرار بر همان قانون مشروطه باشد و لذا در پیشنویس قانون اساسی که امام دستور داده بود و حقوقدانان ارائه داده بودند ولایت فقیه در آن نبود.»
وی گفت:« پیش نویس آمد در شورای انقلاب که ما هم همه در آن بودیم و عاشق این کار بودیم و برای این کار مبارزه کرده بودیم به ذهن ما هم نرسید که چنین چیزی را در قانون بیاوریم متن آماده شده و به امام دادیم امام هم به ذهنش این نرسید. بعد به آیات عظام مرعشی نجفی و گلپایگانی رفت و آنها هم حاشیه هایی زده بودند که من آن حاشیه ها را هنوز هم دارم.»
هاشمی گفت:« امام در آن زمان می گفت مجلس موسسان تشکیل و قانون اساسی را تغییر می دهیم. ما هم که همین کار را می خواستیم انجام دهیم مجلس موسسان که ترکیبی از مجلس شورای ملی و مجلس سنا بود که اینها منحل شده بودند . عده ای گفتند که عده ای را کاندیدا کنیم که مردم رای دهند. بحث های زیادی در شورای انقلاب بین ما و آقایان نهضت آزادی و دیگران درگرفت بارها پیش امام برای حل اختلاف رفتیم در آخرین باری که نزد امام رفتیم آقای طالقانی پیشنهاد دادند که به جای مجلس موسسان مجلس خبرگان یعنی مجلس کسانی که خبرویت برای قانون اساسی دارند تشکیل دهیم. خبره برای تاسیس قانون اساسی بود، امام هم پسندیدند. در مورد تعداد بحث کردیم و به هفتاد و هشتاد نفر رسیدیم. خبرگان اول تشکیل شد که شخصیت های معتبر و موثر و بزرگی در آن بودند. وقتی آنها جمع شدند بحث ولایت فقیه در قانون اساسی بین آنها شروع شد این که چه کسی این بحث را شروع کرد خود یک بحث دیگری است. من و آقای خامنه ای به دلیل گرفتاری هایی که در شورای انقلاب داشتیم عضو خبرگان نبودیم. آقایان بهشتی و موسوی اردبیلی و خیلی از دوستان دیگر در آن بودند.»
وی افزود:« اول به این صورت وارد شد که یا فردی به طور طبیعی مردم او را رهبر انتخاب کردند مثل امام. یا اگر چنین فردی نبود شورایی از علمای ذیصلاح رهبر را انتخاب کنند. در آن زمان بحث های عجیب غریبی بود خیلی ها مخالفت کردند خیلی ها می خواستند انتخابات را تحریم کنند. خیلی ها هم استقبال کردند. اما این مساله بالاخره تمام شد.»
هاشمی ادامه داد:« این هم تمام شد و الحمدلله کشور را پیش برد و یک ساختاری بنا شد که منتخبان مردم که خبره هستند آنها را از میان فقهای واجد شرایط فرد اصلح را انتخاب کنند. آن دوره گذشت رسیدیم به بازنگری قانون اساسی باز هم بحث های عجیب و غریبی پیش آمد. حضرت امام هم از میان ما رفتند و جایشان خالی بود و کشور هم هنوز در شرایطی بود که دشمنان چشم دوخته بودند که با رحلت امام کشور را به جایی دیگر ببرند. در آن زمان خیلی ها نفس هایشان در سینه ها حبس بود.»
وی گفت:« خبرگان آنجا عظمت و ارزش خود را نشان داد. جلسه یک روزه بود. هنوز جسد امام دفن نشده بود که آقایان جمع شدند و به سرعت تصمیم گرفتند و بهترین تصمیم را گرفتند. بحث و جدلی هم آنجا بود که حالا ما فرد انتخاب کنیم یا شورا. طبق قانون اساسی برای ما یک مشکل بود که فرد را انتخاب کنیم. اما امام از پیش راهنمایی کرده بودند که آن راهنمایی به درد ما خورد و سند شرعی شد برای ما که ما توانستیم مخیر شویم بین فرد و شورا. شورای آن را هم تعیین کردیم. سه نفر را مشخص و در آن زمان اعلام کردیم. که آیت الله مشکینی، مقام معظم رهبری و آیت الله موسوی اردبیلی بودند. آقایان دیگری از علمای بزرگوار قم بودند که آیت الله العظمی گلپایگانی را پیشنهاد کردند که آن فرد بود. بنا شد اول بحث کنیم فرد باشد یا شورا. بحث داغی بود که مهم ترین مخالف فرد، مقام معظم رهبری بودند که مخالفت صریحی کردند من هم وقت گرفتم اما دیگر نوبت نشد که بتوانم صحبت کنم. رای گرفتیم 45 نفر به فرد رای دادند و بقیه که حدود 25 نفر بودند، به شورا رای دادند.»
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه افزود:« از مرحله سختی عبور کردیم که حالا قرار بود در مورد فرد بحث کنیم. آقایان علمای قم که جامعه مدرسین بودند آیت الله گلپایگانی را پیشنهاد کردند. این که شورا رای نیاورد دلیل خاصی داشت. عده ای طرفدار شخص آقای گلپایگانی بودند و فرد می خواستند و عده ای هم طرفدار آیت الله خامنه ای بودند و فرد می خواستند. از ترکیب این دو جریان یک اجماع نسبی به وجود آمد و رای دادند به فرد. ایشان حدود 13 یا 14 رای آورد و بعد رای گیری کردیم مقام فعلی رهبری رای بالایی آورد ما آن زمان حدود دو سوم رای می خواستیم که این رای به دست آمد، اما پیش از ر ای گیری ایشان قبول نداشت که کاندیدا شود چون می گفت که خود مخالف یک فرد بودن رهبر بوده است؛ اما با صحبت هایی که با ایشان شد و خود من با ایشان صحبت کردم، ایشان پذیرفت که کاندیدا شود که نامزد شدند و رای بسیار خوبی هم آوردند و تمام شد.»
هاشمی با تاکید براهمیت مجلس خبرگان رهبری گفت:« اهمیت خبرگان به مشکلات معیشتی مردم نیست. خبرگان ناظر بر عملکرد رهبری هستند و می توانند برای پیگیری اجرای سیاست های کلی رهبری ببینند که آیا این سیاست ها در دستگاه های اجرا می شود؛ بنابراین اگر خبرگان مایل باشند می توانند سراغ مجمع تشخیص مصلحت بیایند و بگویند که رهبری ما را برای این کار قرار داده که سیاست ها اجرا شود و چه گونه نظارت کرده اید و جواب بخواهند. بروند سراغ صدا و سیما و ارتش و همه تشکیلات حتی قوه قضاییه.»
وی با ستایش از نحوهی انتخاب خبرگان و رهبری گفت:« بهترین شکل است ما اسلامی عمل کردیم از طرفی شرایطی برای رهبری قرار داده ایم که که ولایت فقها بوده است از یک طرف حق مردم را در نظر گرفتیم که حقی است که پیامبر هم در نظر می گرفت. پیامبر کارهای بزرگ را با بیعت انجام می داد. این یک حق اسلامی برای مردم است و مردم حر و آزاد آفریده شده اند.»
وی با اشاره به سخنان برخی مبنی بر انتخاب مستقیم رهبری گفت:« قبول کنید که مردم نمی توانند از بین فقهای فراوانی که در هر عصری دارند اصلح آنها را انتخاب کنند. این کار آسانی نیست. هوی و هوس ها و باندبازی ها و احزاب می توانند دخالت کنند؛ اما وقتی هشتاد و چند نفر مجتهد عادل انتخاب می شوند که فقیه شناس و تاریخ شناس و رهبر شناس هستند می توانند یک تصمیم عاقلانه بگیرند.عقلا و شرعا و عرفا و مصلحتا این کار درستی است و واقعا از افتخارات انقلاب اسلامی است که ساختار ولایت را این طور تنظیم کرده است. کم هزینه پر فایده و اطمینان بخش.ما باید مواظب باشیم که این را حفظ کنیم انتخابات ها را باید نیرومند کنیم و مردم باید شرکت کنند.»
هاشمی در ادامه سخنان خود به بحث کمیسیون تحقیق آمریکا در خصوص عراق اشاره کرد و گفت:« این کمیسیون دیروز گزارش نهایی را به کاخ سفید دادند. جالب است اینها صریح گفتند که جنگ عراق پیروزی ندارد و فاجعه شده و راه حل نظامی هم ندارد و حداکثر وقتی که کاخ سفید دارد تا آخر 2008 است که ممکن است کمتر هم باشد.»
وی گفت:« در این گزارش اشاره شده است که برای حل مساله عراق مسایل دیگری حل شوند که از جمله مساله اعراب و فلسطین که اگر حل نشود نمی گذارد مساله بعدی آنها یعنی ایران و سوریه هستند . گویا هشتاد بار در این گزارش اسم ایران آمده است. من هنوز متن را نخوانده ام گویا خیلی روی ایران حساب کرده اند، البته مواظب بودهاند که ایران بهای سنگینی برای این مطالبه نکند. شکل رندانه ای است اما اهل نظر می فهمند که ایران چه موقعیتی دارد.»
هاشمی گفت:« معلوم می شود آنها فاجعه و بن بست را جدی گرفته اند و راه حل نظامی را منتفی کرده اند و راه سیاسی را انتخاب کرده اند که چیزی جز ایران و سوریه برجسته نشده باشد. اگر یادتان باشد قبل از جنگ عراق در یکی از خطبه های نماز جمعه گفتم که ما نمی خواهیم صدام بماند اما اگر آمریکا وارد عراق شود در باتلاق گرفتار می شود و آنچنان فرو می رود که هیچ بوکسلی نمی تواند او را در بیاورد. در آن زمان در داخل و خارج سخنان من اغراق تلقی شد. همین هم در مورد افغانستان ایجاد شده است . باتلاق افغاانستان کمتر از عراق نیست، اما به این شدت نیست. البته آمریکا در آنجا خود را نجات داده و ناتو را آورده است. نه توانستند مواد مخدر را کنترل کنند نه امنیت آوردند و نه عمران و آبادانی کردند. نه فساد را برطرف کردند نه جنگ داخلی را از بین بردند . هیچ کاری نکردند. تنها از القاعده و طالبان تعدادی زندانی گرفتند و به گوانتانامو بردند که برایشان گران تمام شد.»
وی خاطرنشان کرد:« آمریکا گیر کرده است و استحکام ایران مثال زدنی است. هدف اول آنها از آمدن به خاورمیانه ایران بود که فکر کردند اول محاصره کنند بعد ایران را بشکنند.»
هاشمی رفسنجانی با اشاره به بحث محاصره ایران توسط آمریکا گفت:« من در خطبه ای در نماز جمعه گفتم که ایران محاصره نیست، آمریکا در محاصره ماست. الان در تیررس ماست. الان اگر بخواهیم می توانیم برای آمریکا مشکل درست کنیم که نمی خواهیم در کار دیگر کشورها دخالت کنیم.الان دو سه سال است که کشور ما در نقطه خاصی است که همان پرونده هستهای است. این پرونده هنوز خطرناک است و نباید احساس امنیت کنیم، اما اگر با تدبیر جلو برویم کار قابل حل است. من چند روز پیش سفری به اصفهان داشتم و به جایی که خودم شروع کرده بودم سر زدم که به کجا رسیده است و با رضایت برگشتم.»
وی تاکید کرد:« ما این تکنولوژی را داریم اگر درها را ببندند می توانیم آن را به نقطه اعلی برسانیم با این همه فشارها با مردانگی ایستادگی کردیم و با میدان دادن به استعدادها توانستیم برسیم و این میدانها در ایران باز است. شرطش این است که درست عمل کنیم و داخل کشورمواظب باشیم.»
وی در ادامه با اشاره به پرونده هسته ای ایران گفت:« این مسائل با شعار و ادعا حل نمی شود و تدبیر می خواهد و کار متراکم می خواهد و حوصله می خواهد که چنین چیزهایی به حمدالله در ایران قابل تحقق است. ما احتیاج به انسجام داریم.»
وی گفت:« الان بزرگترین مساله و نیاز ما مساله انسجام است. نباید علائمی بدهیم که دشمن فکر کند می تواند ما را از درون به جان هم بیندازد. هر کس این کار را بکند به مردم ظلم می کند. ممکن است به یک باند و گروهی و فردی خدمت کند اما این خدمت نیست.حتی اگر مسایلی از دست برود اما انسجام باقی بماند و بتوانیم باهم در مقابل دشمنان تصمیم بگیریم، از این مرحله به خوبی عبور میکنیم.»
وی افزود:« روحانیت در مساله انسجام بسیار مهم است. آنهایی که فکر می کنند می توان روحانیت را حذف کرد اشتباه می کنند، چرا که ریشه خود را می زنند. روحانیت و مردم ماندنی هستند و باید سعی کنیم علما و مراجع و بزرگان همکاری وهمراهی داشته باشند.»
هاشمی در پایان گفت:« این علما در سراسر کشور هزاران مرید و مقلد دارند دل آنها را رنجاندن کار خوبی نیست و جو ایجاد می کند. آقایان علما در این میدان به خاطر موقعیتی که دارید و مسوولیت مهمی که دارید تلاش کنید که انسجام و اتحاد حفظ شود. موقعیت فعلی اگر درست عمل کنیم طلایی است و اگر بد عمل کنیم کشنده است.»
پیش از سخنان هاشمی حجج اسلام ابراهیمی و اراکی نیز ضمن خوشامد گویی دربارهی نقش روحانیون در انتخابات اشاراتی داشتند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها