آیا نشر چشمه از نویسندگان تفتیش عقاید می‌کند؟

«چشمه» ‌ای که فقط برای بعضی‌ها می‌جوشد

اگر کتابی نوشته باشم و بخواهم آن را به انتشارات بسپارم، این اثرم است که باید حرف بزند نه من. قرار نیست خودم را به کتاب یا کتاب خودش را به من الصاق کند. قرار نیست من بروم کتابم را توضیح دهم یا کتابم مرا توضیح دهد. اینها بارها نه به این سادگی که پیچیده و جنجالی در فضاهای آکادمیک و رسمی جهان مطرح و مورد بررسی قرار گرفته‌اند. آخرش هم جهان حتی در امر مهم نقد، رسیده به نظریه مرگ مولف رولان بارت و هنوز هم در نقد درست و اصولی نوشته مورد بحث قرار می‌گیرد، نه این‌که نویسنده فلان روز کجا بوده و چه کرده، چگونه زندگی کرده. البته واقعیتش این است که ما هرگز به این وضعیت منطقی نرسیدیم و هر وقت خواستیم کسی را نقد کنیم، هر چه را که شد و توانستیم تبدیل به چماق کردیم و کوبیدیم توی سرش. تقریبا همه مان با هر نگرش فکری همین مسیر را در پیش گرفتیم و آخرش هم منطقی نشدیم که نشدیم! بیش از یک ماه پیش «فرم درخواست بررسی اثر در نشر چشمه» در فضای مجازی دست به دست شد و کاربران مواضع متفاوتی درباره اش گرفتند. برخی آن را تفتیش عقاید دانستند و برخی دیگر هم تاکید کردند که با مسؤولان انتشارات صحبت کرده‌اند و ماجرا این‌طور نیست. ماجرا اما فراموش شد تا رسید به این‌که حدود ده روز پیش نویسنده‌ای جوان در صفحه اینستاگرامش فرم درخواستی که از آن حرف زدیم را دوباره منتشر کرد و نوشت: «وقتی کتاب دومم را برای نشر به چشمه فرستادم، فرم تفتیش عقاید ارسال کردند. نشر چشمه مافیای کتاب است و خون نویسندگان گمنام را در شیشه می‌کند تا به بیرون درز نکند.... نویسنده گمنام پس از پر کردن فرم تفتیش عقاید دو سال یا بیشتر در انتظار می‌ماند و سپس جواب رد می‌شنود....»
کد خبر: ۱۱۸۱۸۵۰

1. فرم جنجالی چیست؟
فرم با سوالات معمول اغلب فرم‌ها آغاز می‌شود؛ نام و نام خانوادگی، سال تولد، عنوان اثر، سال تالیف اثر، تعداد کلمه، شماره تماس و آدرس ایمیل. بعد هم سوالات اصلی آغاز می‌شود.
سوال اول و دوم مضمون و پیرنگ اثر را می‌خواهد. دو پرسش بعدی راجع به کتاب‌هایی است که نویسنده می‌خواند، ده اثر داستانی و ده اثر غیرداستانی که هر دو با این نکته به پایان می‌رسد که لطفا دلیل علاقه خود به دو کتاب را در پنج سطر بنویسید. سوال پنجم این‌که ساختار روایی اثرتان را در ده سطر بنویسید. سوال ششم این است که نوشتن کتابتان چقدر زمان برده و سوال بعدی هم از نویسنده می‌پرسد برای نوشتن کتاب خود چه آثاری را مطالعه کرده است. سوال هشتم درباره آثار قبلی نویسنده و مترجم می‌پرسد و سوالاتی متفاوت با آنچه تا اینجای فرم نوشته روبه رو می‌شویم؛ ده سطر درباره تاریخ ده سال اخیر ایران توضیح دهید. نظر شما درباره وضعیت امروز خاورمیانه چیست؟‌ نظر شما درباره فوتبال تماشا کردن چیست؟‌ چقدر به رابطه نویسنده، سیگار و کافه اعتقاد دارید؟‌ درباره رابطه ناشر و مولف چه فکر می‌کنید؟‌ سایت‌ها و مجلات خبری ـ تحلیلی تاثیرگذار ادبی امروز از نظرتان کدام هستند؟ و در پایان هم این سوال که بهترین فیلم‌های دهه نود ایران از نظر شما کدام هستند؟

2. مشکل فرم چیست؟
شاید بشود یک نگاه کلی به فرم انداخت و گفت مشکلی ندارد. اما راستش باید چند باری سوالات را نگاه کرد و دنبال خط و ربط آنها با مسؤولان و دست اندرکاران انتشارات گشت. ظاهرا چشمه قرار است نویسندگانی با مواضع خاص خود را بپذیرد و به همین دلیل هم می‌رود سراغ نظر ده سطری نویسنده درباره تاریخ ده سال گذشته ایران و نگاه او به جریانات خاورمیانه و به نوعی نظرات سیاسی پرکننده فرم را شخم می‌زند. از طرف دیگر نویسنده واقعی نمی‌تواند به چنین سوالی پاسخ دهد که مثلا برای نوشتن داستان خود چه کتابی خوانده است.
اصلا مگر نویسنده می‌تواند به چنین سوالی پاسخ دهد و مثلا بگوید که فلان داستان را خواندم و داستانم را نوشتم! نویسنده مجموعه خوانده‌هایی دارد که در یک یا چند جلد کتاب نمی‌گنجد و طبعا هم نمی‌تواند براساس یکی از آنها اثری نوشته باشد که اگر نوشته باشد، اصلا نویسنده خوبی است؟
راستش برخی سوال‌ها طوری است که اگر نویسنده و مترجم کار درستی باشی، یا اندک سوادی داشته باشی، اصلا دلت نخواهد به آنها پاسخی بدهی.

3. اصلا چرا این همه سوال؟
باید حق داد به نویسنده‌هایی که می‌گویند فرم مورد نظر شبیه تفتیش عقاید است. بعضی‌شان می‌گویند انگار چشمه قرار است مروج تفکرات و موضع گیری‌های حزب کارگزاران سازندگی شود. آن‌طور که از موضع گیری‌های نویسندگان جوانی که با «فرم درخواست بررسی اثر در نشر چشمه» و یا رد کتاب‌هایشان روبه‌رو شده‌اند، چشمه شیوه‌ای کاملا سیاسی را در برخورد با کتاب‌هایی که برای نشر به او سپرده می‌شود اتخاذ کرده و چند مدتی هم هست که این دایره بسته تر و تنگ‌تر می‌شود.
ضمن این‌که طی سال‌های گذشته هم بارها این نکته بیان شده که چشمه، نویسندگان را مهندسی می‌کند و هر کسی را که صلاح ببیند، بالا می‌برد و و معرفی می‌کند. حالا با انتشار فرم و موضعگیری نویسندگانی که بعضا دو سال منتظر پاسخ برای انتشار کتابشان می‌مانند، اظهارنظرها درباره چشمه، رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و تندتر هم شده است. اظهار نظرهایی که البته مانند همیشه با سکوت دست اندرکاران این نشر روبه‌روست. این را هم اضافه کنیم که ما برای پرس و جو درباره این فرم و تکمیل اطلاعاتمان با مهدی یزدانی خرم، دبیر بخش ادبیات داستانی هم تماس گرفتیم، ایشان گفت باید با نشر چشمه تماس گرفته و با بهرنگ کیاییان صحبت کنیم. به‌رغم پیگیری هایمان موفق نشدیم با مسؤولان نشر صحبت کنیم. البته همین حالا هم که شما دارید این گزارش را می‌خوانید اگر مسوولان این نشر توضیحی داشته باشند با کمال میل آن را منتشر می‌کنیم.

4. فقط چشمه نیست!‌
فضای مجازی حالا وسیله‌ای است که خیلی‌ها حرف هایشان را می‌زنند و به گوش دیگران می‌رسانند. هر چند در این فضا شایعه و دروغ هم کم وجود ندارد، اما بالاخره ما مردم مصداق همان فرهنگ تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها هستیم. کاربرانی که البته نویسندگان جوانی هستند اشاره کرده‌اند، مثلا نوشته اند یک انتشارات حالا در گرانی دلار برای انتشار هر کتاب از نویسندگان جوان فلان مبلغ را می‌گیرد و قبل تر با نصف همین مبلغ کتاب چاپ می‌کرده است. نویسنده دیگری هم اضافه کرده که حالا نشر دیگری هم به همین چرخه پیوسته است. در کنار این موارد یاد گزارش دیروز خودمان هم می‌افتیم که به بودجه خاص حمایت از نشر کتاب و مطبوعات در وزارت ارشاد پرداخته بودیم. راستی کجا هستند نهادها و موسساتی که قرار بود برای نویسندگان جوان مامنی شوند و به آنها فضا بدهند تا برخی ناشران این‌طور یکه تازی نکنند و شرایط امن تری برای کار همه فراهم باشد؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها