محمدکاظم کاظمی از شعر اعتراضی دوران معاصر می‌گوید، شعری که از چپ و راست ضربه می‌خورد و هنوز سرپاست

هست، حتی اگر نبینیدش!

بیش از یک سال است که صدای اعتراضشان می‌آید، آن‌قدر بلند که بخش‌هایی از آن سر از شبکه‌های بیگانه هم درآورده اما آن‌گونه که شایسته است ما رسانه‌ها و مسؤولان هنوز نشنیده‌ایم. واقعا نشنیده‌ایم؟ مگر می‌شود؟ مگر می‌شود فریاد دادخواهی بلند شود و شنیده نشود؟ از این گلایه دارند که کسی از رسانه‌ها سراغشان نمی‌رود. این سوال تلخ و پاسخ ترش امروز ما را به این مساله واداشت که آیا در ادبیات امروز و بخصوص شعر، جایی برای اعتراض هست یا این اتفاق اجتماعی مهم در ادبیات نظم امروز کمرنگ شده و گاهی خودش را در سروده‌های طنز نشان می‌دهد.
کد خبر: ۱۱۷۷۱۳۲

جست و جوهایمان ما را اینجا رساند که امید مهدینژاد و محمد مهدی سیار دو شاعر جوان مجموعهای به نام «دادخواست» را که دربردارنده صد شعر اعتراضی امروز است، جمعآوری و در انتشارات سپیده باوران منتشر کردهاند. محمدکاظم کاظمی هم بر آن مقدمهای نوشته که نکات مهمی در آن ذکر شده است. سراغ این نویسنده و شاعر افغان که سالهاست در ایران زندگی میکند و چهرهای شناخته شده است، رفتیم تا روایتش از شعر اعتراضی امروز را جویا شویم. البته این را هم بگوییم که همکارانمان در صفحه 10 امروز سراغ موضوع اعتراض و ادبیات کارگری در حوزه داستان رفته اند و آن را بررسی کردهاند. ادبیات اعتراضی موضوع مهمی است که خواست ها، نیازها، نابرابری ها و نارضایتی های اقشار مختلف یک جامعه را در خود منعکس می کند و تصویری واقعی و شفاف از آنچه در یک جامعه می گذرد، ارائه می کند. پس می توان با این شعرها و داستان ها شناختی از یک جامعه پیدا کرد و مشکلات و معضلات بسیاری را شناسایی کرد، نه این که سرسری از کنارش گذشت یا ندیده اش گرفت، چرا که این رفتار می تواند در گذر زمان آسیبهای سنگینی برای یک جامعه داشته باشد.

شعر اعتراضی امروز

شعر اعتراض، دیروز و امروز از راه نرسیده است. از زمانهای دور بوده و رگههای جدی از آن در سرودههای ناصرخسرو و سنایی و دیگران شاعران کهن ایران دیده میشود. بعدتر هم در عصر مشروطه ادبیات محملی میشود برای بیان اعتراضات و به نوعی اصلاح شرایط، اما حالا شعر اعتراض کجاست و چرا کمتر صدایی از آن شنیده میشود؟

کاظمی میگوید شعر اعتراض هنوز هم هست، اما بنابه دلایل متعددی کمتر دیده میشود. او از یک طرف مسؤولان را مسبب این ماجرا میداند و از طرف دیگر هم مخاطبان ادبیات را. او مساله را اینطور برای جامجم توضیح میدهد: مسؤولان و مدیران به مرور زمان به انجام کارهای کمضررتر و پر بازده تر عادت کردهاند. پس طبیعی است به سمت ترویج شعرهایی بروند که چنین شرایطی را
داشته باشد.

از این روست که در فضای فرهنگی امروز ایران شاهد هستیم که جشنوارههایی با موضوعات متنوع برگزار میشود، اما کمتر فضایی برای شعرهای اعتراضی وجود دارد.

او ادامه میدهد: طرف دیگر ماجرا مخاطبان شعر هستند. آنها بهطور طبیعی بیشتر شعری را میپسندند که عاشقانه یا مذهبی باشد. یعنی یا متکی بر احساس باشد یا باورهای مذهبیشان را در خود داشته باشد و با خواندنش احساس آرامش کنند. بنابراین شعرهای اعتراضی تنها میمانند و کمتر کسی سراغشان میرود.

مخاطبانی با دستهای خالی

شعرهای اعتراضی از کمبودهای جامعه میگویند و نسبت به آنچه باید باشد و نیست و برعکسش، اعتراض میکنند. طبعا دغدغه نان و مشکلات اقتصادی هم خود را در این شعرها نشان میدهند. پس چطور این آثار مخاطب ندارند؟ کاظمی میگوید: این شعرها در بین گروههایی از مردم مخاطب دارند و در واقع تنها کسانی که حافظ و مروج این شعرها هستند، همین گروههای رنج دیدهای هستند که البته دستشان هم برای حمایت از آن خالی است.

این شاعر و نویسنده میافزاید: خریدار متاع ادبیات در جامعه قشر متوسط رو به مرفه است و طبقه متوسط رو به محروم کمتر میتواند خریدار ادبیات باشد و با آن همراهی کند. در نتیجه اگر اثری در این نوع، جایی دیده شود و بپیچد این قشر هم آن را میبیند و میشنود و همراهیاش میکند.

این شاعر معتقد است مخاطبان اصلی ادبیات و شعر اعتراض فرصت مواجهه با آن را پیدا نمیکنند و به همین دلیل هم این آثار

مسکوت میمانند.

بخواهی و نخواهی، هست

شعر اعتراضی امروز فقط طنز است یا آثاری جدی هم دارد؟ پاسخ این است که آثار جدی هم فراوان هستند و در همین مجموعه «دادخواست» صد شعر اعتراضی جدی
آمده است.

پس یعنی شعرهای جدی این عرصه هم زیاد هستند اما باز هم چون مردم و مدیران در مواجهه با این نوع شعر طنزش را به جدی اش ترجیح میدهند و نمیخواهند چندان کامشان تلخ شود، از این رو میروند سراغ طنز که هم سرگرم کننده است و هم تلخی اش کمتر.

کاظمی در این باره توضیح میدهد: مسؤولان شعر طنز را ترجیح میدهند، چون خشونت ذاتی شعر جدی را ندارد و با ملاحت از مساله مورد نظر حرف
میزند.

شعر اعتراضی هر قدر هم مانند خود اعتراض نادیده گرفته شود، باز هم هست و سرپاست. شعری که از بی عدالتیها و رنجها حرف میزند و با همه تلخیاش حسها، فکرها و دغدغههایی را در جامعه زنده نگه میدارد و نمیگذارد رنجها از حافظه روزگار و زمانه حیاتش پاک شود.

زینب مرتضاییفرد

فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها