به گزارش جامجم، عصر هفدهم آبان امسال مرد 31ساله افغان با یکی از مددکاران اجتماعی بهزیستی تهران تماس گرفت و او را در جریان مرگ همسر 35سالهاش به نام فرزانه قرار داد. با این گزارش مددکار اجتماعی برای بررسی ماجرا در خانه آنها در خیابان 27 محدوده شهرک نفت حاضر شد. او با حضور در این خانه مشاهده کرد زن جوان براثر ضربههای متعدد چاقو به نقاط مختلف بدن و صورتش فوت کرده است. پنج فرزند مقتول که یک ساله تا 13 ساله بودند هم در خانه حضور داشتند. وسایل خانه به هم ریخته بود. او ابتدا به گفتوگو با شوهر متوفی پرداخت که او مدعی شد همسرش با برداشتن چاقو خودزنی کرده و به زندگیاش پایان داده است، اما مددکار اجتماعی بعد از شنیدن گفتههای مرد افغان به ماجرا مشکوک شد، چرا که زن جوان فردی نبود که دست به خودکشی بزند. بنابراین با پلیس تماس گرفت و ماجرای مرگ او را خبر داد. در ادامه ماموران کلانتری باغ فیض در محل حاضر شدند. آنها در بررسی اولیه مشاهده کردند آثار 12 تا 15 ضربه روی نقاط بدن این زن افغان وجود دارد و همین باعث شد که ماموران اطمینان یابند زن به قتل رسیده است. یکی از ماموران با بازپرس محسن مدیر روستا، کشیک قتل دادسرای جنایی پایتخت تماس گرفت و او را در جریان این جنایت قرار داد.
بازپرس جنایی همراه تیمی از ماموران اداره دهم و بررسی صحنه جرم پلیس آگاهی در آنجا حاضر شدند. در این مرحله بازپرس جنایی به تحقیق از شوهر مقتول پرداخت که وی گفت: من، همسرم و پنج دختر و پسرم چند سالی است به ایران آمدهایم. کار درستی ندارم و گاهی در ساختمانهای نیمه کاره کار میکنم و مزد میگیرم. به خاطر شرایط بد مالی و وجود پنج فرزندمان بهزیستی ما را حمایت میکند.
وی افزود: مددکاری هم هر از گاهی برای سرکشی به وضع خانواده مان به این اتاقک که خانهمان شده سرکشی میکرد. بعدازظهر من و همسرم با هم دوباره برسر مسائل خانوادگی و زندگی دعوایمان شد. چاقو را برداشتم و دو ضربه به صورتش زدم که زخمی شد، اما او مرا به کناری پرت کرد. چاقو را از دستم گرفت و ضربهای به شاهرگش زد و خودکشی کرد. با فوت او من با مددکاری که به امورمان رسیدگی میکرد تماس گرفتم و موضوع را خبردادم و بعد او و ماموران آمدند. در مرگ او نقشی نداشتم. با توجه به گفتههای این مرد، ماموران به تحقیق از دختر 13ساله مقتول پرداختند که او ابتدا به دروغ پردازی پرداخت و مدعی شد که پدرش راست میگوید و مادرشان خودکشی کرده است. اما این دختر بشدت نگران و پریشان بود. ماموران دوباره و به طور جداگانه از او تحقیق کردند که این بار در حالی که بشدت از مرگ مادرش شوکه بود و گریه میکرد گفت: پدرم قاتل است، او مادرمان را با چاقو کشت و با تهدید از من خواست به دروغ بگویم مادرمان خودکشی کرده است.
در جریان تحقیقات بعدی بازپرس جنایی متوجه شد که روی بدن زن جوان آثار دفاعی وجود دارد که نشان میداد قبل از مرگ با قاتلش درگیر بوده است تا از دست او نجات پیدا کند، 12 تا 15 ضربه به نقاط مختلف بدن او از جمله صورت اصابت کرده بود. همچنین ضربههایی که به قفسه سینه این زن اصابت کرده است، باعث مرگ او شده و ضربه چاقویی به شاهرگ وی اصابت نکرده و نیز روی بدن او آثار کبودی، زخم و جراحات دیگری هم بود که نشان میداد او پیش از این زخمی شده و بارها کتک خورده است. علاوه بر آن همه ضربههایی که در زمان جنایت به او وارد شده به سمت راست بدن وی اصابت کرده است. با به دست آمدن این دلایل، ماموران به تحقیق از همسایهها پرداختند که مشخص شد بارها زن جوان از سوی شوهرش مورد شکنجه قرار گرفته و کتک خورده است. حتی زمان جنایت هم دوباره صدای دعوا و درگیری و کمکخواهی آن زن را شنیدهاند. همین دلایل کافی بود که شوهر دروغپرداز فرزانه به اتهام قتل وی در همان محل جنایت بازداشت شود. متهم در بازجویی پلیسی در اداره دهم پلیس آگاهی تهران همچنان مدعی بود که همسرش خودکشی کرده و وی قاتل نیست. تحقیقات از او در حالی ادامه دارد که فرزندان مقتول تحویل اداره بهزیستی شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم