حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاهزاده به همه دخترهای دمبخت یک عدد دانه داد و گفت: «این دانه را بکارید. بعد از سه ماه، هریک از شما که گلدان زیباتری آورد، زن من و ملکه آینده مملکت خواهد شد.»
دختر روابطعمومی به خانه رفت و دانه را کاشت، اما هرچه آب و کود و کمپوست به گلدان داد، گیاهی سبز نشد. سه ماه بعد، دخترها با گلدانهایی در رنگها و سایزهای رنگارنگ و دختر روابطعمومی با گلدانی خالی در صف ایستادند. شاهزاده همه گلدانها را دید، سپس دختر روابطعمومی را به وزیر تشریفات نشان داد و گفت: «ملکه آینده مملکت ایشان است.» بانگ اعتراض از همگان برخاست.شاهزاده گفت: «خفه. بروید و از جلوی چشمم دور شوید. همه آن دانهها که به شما دادم عقیم بودند و این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده و آن گل صداقت است.»
سپس رو به دوربین کرد و گفت: «مادیات، زیبایی ظاهر و اتصال به منبع قدرت سیاسی خیلی مهم است، اما اگر میخواهید شوهر کنید، دروغ نگویید.» بعد از این پند عبرتآموز شاهزاده، دوربین خاموش شد!
امید مهدینژاد
طنزنویس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....