گفت‌وگو با کارگری که به‌جای حق سنوات 3000 بطری نوشابه گرفت

حق سنوات گازدار!

صدا به صدا نمی‌رسید، صدای بلندگوی موکب‌ها گوشمان را مالامال کرده بود و ما از تهران و سیدکمال از کربلا هر دو مجبور بودیم از پشت تلفن فریاد بزنیم؛ او داستان رنج‌‌هایش را می‌گفت و ما می‌پرسیدیم شرکت پرآوازه زمزم با نیروهای بازنشسته‌اش چه می‌کند. بعید است تا الان کسی باشد که ماجرای نوشابه‌هایی را که زمزم به عنوان سنوات به بازنشسته‌ها می‌دهد، نشنیده باشد، نوشابه‌هایی که برای بازنشسته‌های بخت برگشته‌اش طعم تلخ دارد. سید‌کمال در پیاده‌روی اربعین، 24ساعت مانده به کربلا بود که ما با او تماس گرفتیم و از میان هیاهوی فضا پاسخ سوالاتمان را از او پرسیدیم. سید کمال52 ساله،‌13 ماه پس از بازنشستگی دل پری از زمزم دارد، دو بار بابت سنواتش نوشابه گرفته و حالا هم که دنبال بقیه سنوات است نه پول می‌دهند و نه دیگر نوشابه. سیدکمال امسال رفته است کربلا تا برای باز شدن گره سنواتش دعا کند و دست به دامان امام حسین(ع) شود. این مصاحبه مروری کوتاه است بر رنج‌هایی که آدم‌هایی مثل او می‌کشند.
کد خبر: ۱۱۷۲۵۶۱

چه سالی بازنشسته شدید؟

شهریور 96، حالا میشود 13 ماه.

زمزم به شما هم بابت سنوات نوشابه داد؟

بله، دو بار به من نوشابه دادند.

سنوات شما چقدر شده بود؟

حدود 21 میلیون تومان.

چقدر بابتش نوشابه دادند؟

دوبار 250 بسته نوشابه 6 تایی دادند که شد 500 بسته.

این میشود 3000 بطری! چه نوع نوشابهای دادند؟

نوشابه خانواده.

نوشابهها را چه کار کردید؟

راهی نداشتم جز این که بفروشم. در دو مرحله نوشابهها را بار ماشین کردم، 40 هزار تومان کرایه دادم تا رساندم دست مغازهداری که آنها را از من خرید.

مغازه کجا بود؟

میدان گل قدیم، گرگانیها میشناسند.

نوشابهها را به قیمت خرید؟

نه، یک مقدار از قیمتشان کم کرد و بعد یک چک یک ماهه داد تا یک ماه هم اینجوری ضرر کنم.

نوشابهها را جمعا چقدر فروختید؟

شد حدود هفت میلیون تومان. حالا از زمزم
13 میلیون و 700 هزار تومان طلب دارم.

شرکت زمزم نوشابهها را به چه قیمتی به شما داد؟

250 بسته اول را 13 هزار و خردهای و 250 بسته دوم را 16 هزار و خردهای.

یعنی به قیمت مصرفکننده با شما
حساب کرد؟

بله.

چرا قبول کردید به جای پول
نوشابه بگیرید؟

به ما اجبار کردند .

چه جوری اجبار کردند؟

گفتند اگر نگیرید پول هم نمیدهیم. الان 13 ماه است بازنشسته شدهام. اول گفتند تا یکسال سراغ سنواتتان نیایید، چون بعد از یک سال خودمان سنوات را میدهیم. بعد از یکسال که آمدیم شرکت گفتند باید نوشابه بگیرید. حالا هم دو ماه است که نه پول میدهند و نه نوشابه.

یعنی حاضرید باز هم نوشابه بگیرید؟

چه کار کنیم، مجبوریم، چند ماه است که سرگردان شدهایم. دختری دارم که دو سه سال است نامزد دارد و نمیتوانم بفرستمش خانه شوهر. شوهرش آماده است، ولی ما آماده نیستیم.

اگر سنوات را بگیرید با آن چه کار میکنید؟

برای دخترم جهیزیه میخرم. دخترم فوقلیسانس دارد، ولی هنوز کار پیدا نکرده.

وقتی به مسؤولان شرکت زمزم میگویید پولمان را بدهید، چه میگویند؟

میگویند پول نداریم. آخر مگر میشود، این شرکت تولید دارد چطور میشود پول
نداشته باشد.

چند سال برای شرکت زمزم کار کردید؟

26 سال.

آخرین حقوقی که گرفتید چقدر بود؟

یک میلیون و250 هزار تومان.

از کارتان راضی بودید؟ زمزم شرکت خوبی بود؟

دو سه سال آخر ما را خیلی اذیت کردند. همه جا بابت مرخصیهای ذخیره شده پرسنل پول میدهند، ولی اینها ما را فرستادند مرخصی اجباری و گفتند اگر مرخصی نروید هیچ پولی بابت مرخصیهای مانده به شما نمیدهیم.

شما هم رفتید مرخصی!

بله چارهای نبود. درعرض سه چهار ماه مدام مرخصی گرفتیم.

شغلتان در کارخانه چه بود؟

در خط تولید با سختترین شرایط کار میکردم. کارم اول با پرس بود، این آخریها روی دستگاه شیشه کار میکردم. الان پا درد دارم و تحت درمان هستم.

هیچ وقت به رئیس کارخانه شکایت کردید، مثلا تجمعی، اعتراضی؟

من رزمنده و جانباز هستم، برادر رئیس کارخانه هم شهید است، من به حرمت آن شهید هیچ وقت چیزی به او نمیگویم.

حتی سنواتتان را از او نخواستهاید؟

بله، خواستهام اما میگوید چشم و نمیدهد و باز دست خالی برمیگردم. فقط میگوید سید برای ما دعا کن.

حالا با این پا درد چرا به پیادهروی اربعین رفتهاید؟

آمدهام از امام حسین(ع) بخواهم مشکلم را حل کند، من کارگرم و ضعیف، واقعا به این پول احتیاج دارم. همه کسانی که مثل من سال 96 بازنشسته شدهاند همین وضع را دارند. به همه نوشابه دادهاند، یک نفر که نمیخواست به هیچ وجه نوشابه بگیرد را مجبور کردند که بگیرد، آخر چرا باید اینطوری باشد.

سنوات نوشابهای از زبان روابط عمومی زمزم

پیدا کردن کسی در شرکت زمزم که جوابگو باشد، کار سختی است. شماره تلفن کارخانه زمزم گرگان که اصلا در شبکه نیست و اپراتورهای زمزم تهران هم که چند خط در میان پاسخ میدهند. با همه این دشواریها اما بالاخره رسیدیم به ربیعی روابط عمومی شرکت زمزم، مردی که بیشتر ما را دست میانداخت. گفتوگو با او جنس عجیبی داشت، اما فایدهاش این بود که دانستیم گرچه آسمان زندگی بازنشستههای زمزم تیره و تار است، ولی آنچه مدیران این شرکت میبینند آسمان آبی است.

من پیگیر ماجرای سنوات پرسنل زمزم هستم.

آن ماجرا که تمام شد.

اصلا تمام نشده.

به قول شما خبرنگارها این ماجرا بیات شده.

به هیچوجه بیات نیست، اتفافا تازه تازه است. نمیخواهم مطلبی که مینویسیم یکطرفه باشد.

ما چیزی نداریم به شما بگوییم.

درباره رفتار شرکت با پرسنل بگویید.

مثل این که از خبرها اصلا خبر نداری.

شما فرض کنید من هیچ چیز نمیدانم.

همان طور که در اخبار تلویزیون هم آمد این پرسنل به درخواست خودشان نوشابه گرفتند.

البته به ما چیز دیگری گفتهاند.

به شما چه گفتند؟

گفتند به زور به آنها نوشابه دادهاند.

الان درخواست این افراد برای دریافت نوشابه در شرکت موجود است.

این افراد کلا 9 نفر بودند که خودشان درخواست کردهاند.

میشود آدم کسی را مجبور کند تا به جای سنوات نوشابه بگیرد؟

چرا نمیشود؟

ما در موقعیتی هستیم که مواد اولیه برای تولید نوشابه نداریم و مواد خیلی محدود است.

اگر دوسال پیش میگفتید ما آنها را مجبور کردهایم میتوانست درست باشد چون انبارها پر از نوشابه بود، اما الان خودمان لنگیم و نمایندگی‌‌هایمان دنبال نوشابهاند و میگویند اگر بار به ما ندهید بازارمان را از دست میدهیم. خب ما نمیتوانیم تولید کنیم پس درچنین شرایطی به نظر شما چطور میتوانیم به پرسنلمان نوشابه بدهیم آن هم 20 تا 25 درصد زیر قیمت.

پس پولشان را بدهید.

میگویم که خودشان درخواست نوشابه کردهاند، مثل این که شما خبرنگار هستید و از نشریهتان بخواهید به جای پول به شما روزنامه بدهد، چون امکان فروشش را دارید. به من اگر نوشابه بدهند نمیتوانم بفروشم، اما کسی که در بخش فروش است خیلی راحت میتواند این کار را بکند. تازه ما 20 تا 30 درصد از سنواتشان را نوشابه دادهایم، چون اگر میخواستیم همه پولشان را نوشابه بدهیم خودمان به مشکل میخوردیم.

با این حال شرکت یک امتیاز به پرسنلش داد تا با فروش نوشابهها اگر چهار میلیون تومان جنس دریافت کنند مثلا هشت میلیون تومان گیرشان بیاید.

اما پیگیریهای ما خلاف اینها را نشان میدهد. بازنشستههای زمزم پول میخواهند نه نوشابه.

شما باید بیایید شرکت و درخواست کتبی این آقایان را ببینید.

به هرحال این کارهای رسانهای است و شما خودتان میدانید که خبرنگارها چه جوری یک موضوع کوچک را بزرگ میکنند.

چیزهای پشت پرده مهم است.

آن چیزهای پشت پرده را باید برد دایره جنایی.

دادگاه هم براساس مستندات رای صادر میکند مگر غیراین است؟

اما دادگاه اصالت سند را هم بررسی میکند.

به هرحال مستندات مهم است من حتی اگر شما را کتک هم زده باشم و مدرکی گرفته باشم آن مدرک مهم است مگر این که بروید بابت کتک خوردن شکایت کنید.

البته این اتفاق اصلا برای آن 9 نفر نیفتاده و این خبری است که متاسفانه یکسری افراد در گرگان جوسازی کردهاند و کسی که این حرف را زده میخواهد از این طریق نماینده مجلس شود.

مریم خباز

جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها