یادداشت:

ما اینجوری نبودیم ...

از سرکار رسیده‌ام دم خانه، توی ماشین نشسته‌ام، منتظر خانواده هستم که بیایند برویم لوازم‌التحریر بخریم، تا پایین بیایند چند دقیقه‌ای طول می‌کشد، توی صفحات مجازی سرک می‌کشم، قیمت دلار، قیمت سکه، گرانی، بی‌کاری و یک مشت خبر حال بد‌کن دیگر، وسط این معرکه یک ویدئو خیلی محکم یقه‌ام را می‌گیرد، جوانکی بساط کرده سیب‌زمینی می‌فروشد، صدای اطراف زیاد است پیرمردی از جوان می‌پرسد، کیلویی چند؟
کد خبر: ۱۱۶۷۲۹۲

میگوید با خاک؛ چهار و پونصد!

سیبزمینی محصولی است که زیرزمین میروید و طبیعی است که خاک داشته باشد، ولی اینکه میگوید با خاک چهار و پانصد تومن را نمیفهمم، ویدئو ثانیه به ثانیه جلو میرود به زبان محلیشان یک چیزهایی میگویند و بعد در عین ناباوری میبینم که جوان دو دستش را کاسه میکند و دو کف دست پر خاک میریزد توی پلاستیک سیب زمینی که مرد سوا کرده بود، معامله به هم میخورد یا نه ویدئو نشان نمیدهد و شاید هم نشان بدهد، ولی من دیگر دل و دماغ ندارم بقیهاش را ببینم.

ما اینجوری نبودیم، کاری به این جوانک ندارم، حتما شما هم دیدهاید یا شنیدهاید از بیانصافیهایی که این روزها دچار آن شدهایم، بیانصافی به حرامخوری نزدیک است، خیلی سالهای دور نرویم. همین زلزله کرمانشاه، همین زلزله بم، چه کردند مردم؟ چه حماسهای در کمک به همنوع خلق شد؟ من فقط خدا خدا میکنم این بیانصافیها یک موج یا یک کف باشد و زود بگذرد، ما واقعا اینجوری نبودیم... .

حامد عسکری

شاعر و نویسنده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها