به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از تابستان سال۹۶ بهدنبال دزدیده شدن یک دختر ۱۸ ساله به نام مهسا در دستور کار پلیس پاکدشت قرار گرفت. پدر مهسا به پلیس گفت: مدتی است دخترم خواستگاری به نام محمد دارد، اما من مخالف این ازدواج هستم. دیروز دخترم از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت. گمان میکنم محمد دخترم را ربوده باشد.
با این شکایت پلیس به تحقیق پرداخت و محمد را دستگیر کرد. روشن شد محمد دختر جوان را ربوده و به خانه یکی از دوستانش در شهریار برده و او را یک شب و دو روز آنجا نگه داشته است.
به این ترتیب دوست متاهل محمد نیز به اتهام معاونت در آدمربایی بازداشت شد . آنها دیروز در شعبه ۱۲ دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند. در این جلسه دخترجوان گفت: پدرم مخالف ازدواج من و محمد است. من نمیتوانم روی حرف پدرم حرفی بزنم و به خاطر اینکه محمد مرا ربوده از او و دوستش شکایت دارم.
سپس محمد ۲۲ ساله روبهروی قضات ایستاد و گفت:ما یک رسم قدیمی به نام «دختر بردن» داریم. وقتی کسی به خواستگاری دختر مورد علاقهاش میرود اما با مخالفت خانوادهاش روبهرو میشود، دختر جوان را همراه خود میبرد تا خانوادهاش راضی به این وصلت شود. من هم طبق این رسم قدیمی مهسا را همراه خودم به خانه دوست متاهلم بردم. اما کاری با او نداشتم و فقط برای راضی کردن خانوادهاش با این ازدواج از او خواستم یک شب در خانه دوستم بماند.
وی ادامه داد: من نمیدانستم کاری که انجام دادهام مصداق آدمربایی است و مجازات ۱۵ سال زندان را بهدنبال دارد. من اشتباه کردم و طبق رسم قدیمی دست به این کار زدم .
دوست محمد نیز به دفاع پرداخت و گفت: وقتی محمد به من گفت با مخالفت خانواده مهسا برای ازدواج روبهرو شده به او اجازه دادم برای یک شب مهسا را به خانهام بیاورد تا شاید از این طریق پدر مهسا به این ازدواج راضی شود. ما در فامیل و بستگانمان موردهای اینچنینی زیادی داریم و این رسم قدیمی را بخوبی میدانند. ما قصد آدمربایی یا آزار و اذیت دختر جوان را نداشتیم .
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و اظهارات دو متهم را پذیرفت. به این ترتیب با تخفیف در مجازات، محمد را به پنج سال زندان و دوستش را به دو سال زندان محکوم کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم