در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ساعت 2بامداد بیستم مرداد امسال مردی با پلیس تماس گرفت و از درگیری خونین میان چند جوان مقابل پارک قائم خبر داد. ماموران کلانتری 153 شهرک ولیعصر(عج) با حضور در آنجا مرد 21 ساله زخمی را با کمک امدادگران اورژانس به بیمارستان شهدای تجریش منتقل کردند. ماموران با تحقیق از شاهدان ماجرا متوجه شدند درگیری میان چند جوان بوده که یکی از آنها به نام سامان او را زخمی کرده و در حالی که خودش نیز زخمی بوده، فرار کرده است. دو روز بعداز این ماجرا به پلیس خبر رسید، پسر 21ساله به دلیل مرگ مغزی فوت شده است.
پلیس در جستوجوی سامان بود تا اینکه دو روز پیش او که برای درمان به بیمارستان شریعتی تهران رفته بود، بازداشت شد. متهم 31 ساله به بازپرس جنایی گفت: من بساط فروش قلیان و فلافل داشتم. اما فروش ساندویچ فلافل خوب نبود، بنابراین به همان فروش بساط قلیان بسنده کردم. جوان دیگری به نام اشکان در همان جا بساط اجاره قلیان داشت و مقتول دوست مشترک ما بود. مدتی بود که میان من و اشکان اختلاف بهوجود آمده بود. مقتول از دوستش طرفداری میکرد. آن شب من مشروب خورده و در خانه خوابیده بودم که کارگرم سراغم آمد و گفت اشکان و دوستانش با برادرم دعوایشان شده و بساطشان را به هم ریختهاند. من هم برای ترساندن آنها چاقویی برداشته و به آنجا رفتم و ناخواسته مرتکب قتل شدم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: