رمان‌های عامه‌پسند و پرفروش چند دهه اخیر چه آثاری بودند و چرا پرفروش شدند

اگه می‌تونی نخون!

دنیای ادبیات به رمان‌های عامه‌پسند مدیون است؛ کم‌نیستند کسانی که از مسیر همین رمان‌ها به خواندن و همیشه خواندن دعوت شده‌اند و چه بسا از فرط بسیار خواندن، دست به قلم شده و نوشته‌اند. براساس حافظه تاریخی ادبیات به سراغ عامه‌پسندها رفته‌ایم؛ برخی کتاب‌هایی که بیش از ده بار تجدید چاپ شده‌اند و انتشار آنها با موجی از استقبال مواجه شده، هرچند در میان رمان‌های عامه‌پسند آثاری بوده‌ که با استقبال چندانی مواجه نشده و در بازار نشر راه به جایی نبرده‌اند و نیز هستند بسیار کتاب‌هایی که با تعاریف و معیارهای عامه‌پسند بودن میانه‌ای ندارند اما با فروش و استقبال قابل توجه مخاطبان روبه‌رو شده‌اند. حالا با آنها کاری نداریم و صرفا به رمان‌هایی که هم عامه‌پسند بوده‌اند و هم پرفروش، پرداخته‌ایم. شاید وقتی دیگر از این دو دسته کتاب هم بنویسیم، اما آنچه می‌خوانید رمان‌های عامه‌پسند پرفروش طی چند دهه اخیر است و بس...
کد خبر: ۱۱۶۱۲۵۵

دهه 40

سلطه پاورقینویسها

ایرانیها: محمد حجازی و امیر عشیری

خارجیها: چارلز دیکنز و الکساندر دوما

ادبیات عامهپسند در ایران از پاورقی مطبوعات متولد شد و اولین آنها رمانی است به نام «تهران مخوف» نوشته مرتضی مشفقکاظمی که سال1310 در پاورقی روزنامه ستاره منتشر میشد. اما اگر ما به این ماجرا از دهه 40 پرداختهایم به این دلیل است که اغلب از دهه 40 به بعد بود که پاورقیها تبدیل به کتاب شدند و رمان عامهپسند به معنای واقعی از همین سالها بروز پیدا کرد. تا قبل از دهه 40 هم داستانهای تالیفی و هم ترجمهها در روزنامهها و مجلات خانوادگی و جوانپسند آن دوره منتشر میشدند و اتفاقا با همین پاورقیها بود که خیلیها کتابخوان شدند و خیلیها هم نویسنده! نویسندگانی چون محمد حجازی و امیر عشیری نویسندگانی هستند که آثارشان در دهه40 به همین شیوه معرفی و پرفروش شد و البته قبلتر از آنها حسینقلی مستعان، جواد فاضل و رکنالدین آریننژاد و خیلیهای دیگر از همین پاورقینویسی بود که به ادبیات ایران معرفی شدند. ذبیحا... منصوری نیز یکی از همین پاورقینویسها بود که «خواجه تاجدار»، «سینوهه» و «خاطرات تیمور لنگ» را در پاورقی مطبوعات و بعد بهصورت کتاب منتشر کرده بود. همچنان که در دهه 40 ادبیات عامهپسند داشت از پاورقیها به دنیای کتاب راه پیدا میکرد و مردم به مطالعه، بیشتر و بیشتر عادت میکردند، ترجمه آثاری از چارلز دیکنز و الکساندر دوما هم وارد بازار کتاب شده و به پرفروشهای این دهه بدل میشدند.

دهه 50

خاکشدن سیاسیون روی تشک عامهپسندها

ایرانیها: ر. اعتمادی

خارجیها: عزیز نسین، ژول ورن، آگاتا کریستی

ادبیات عامهپسند در دهه 50 کار خودش را کرده بود و بسیاری از مردم به مطالعه علاقهمند شده بودند اما سلیقه و نگاه کتابخوانها در این دهه روند عجیبی کرد: داستانهای پرطرفدار پاورقی مطبوعات بهصورت کتاب منتشر میشد و در اختیار مردم قرار میگرفت و همین خاستگاه سبب شده بود کتابخوانهای این نسل به گونههای خاصی از رمانها علاقه نشان دهند؛ رمانهای جنایی و معمایی مانند آثار آگاتا کریستی، طنزهای عزیز نسین و رمانهای عاشقانه ر. اعتمادی که با پیرنگ اجتماعی و روایتهای بیپرده از حوادث جامعه آن روز، یکی از پرفروشها بود.

او نزدیک به 30 رمان نوشته که جوانان چند نسل آن را دستبهدست کردهاند و چه بسا هنوز هم خواننده داشته باشند.

اما در نیمه دوم دهه 50 گویی سلیقه جوانترها در انتخاب کتاب تغییر کرد و تنور کتابهای سیاسی در ایران داغ شده بود؛ هر چند این آثار به لحاظ فروش هرگز نتوانستند به پای آثار ر. اعتمادی، عزیز نسین، ژول ورن و آگاتا کریستی برسند، اما کتابهای فلسفی - سیاسی متعددی بین جوانان دستبهدست میشدند؛ چه بسا پنهانی و دور از چشم حکومت پهلوی.

دهه 60

زیر سایه آرمانشهر جمهوری اسلامی

ایرانیها: نسرین ثامنی

خارجیها: مارک توآین

دهه 60 از بسیاری جهات دوره متفاوتی در تاریخ ایران محسوب میشود؛ تجربهها و دیدگاههایی که منجر به انقلاب شده بود بعلاوه احساساتی چون وطنپرستی و میهندوستی که با شروع جنگ تحمیلی قوت گرفته بودند، بینش تازهای برای مردم ایران به همراه داشت و طبیعی است که در این دوره کتابخوانی هم متحول شده و سبک و سلیقه کتابخوانها با همیشه متفاوت باشد. آرمانشهر مورد نظر جمهوری اسلامی، سبب شده بود مردم برای دنبالکردن گفتمانهایی جدیتر علاقه
نشان دهند.

در این دهه رمانهای عامهپسند و عاشقانه جای خود را به کتابهای شعر و آثار عرفانی دادند و رمانهای رئالیسمسوسیالیستی مانند آثار ماکسیم گورکی و احمد محمود مورد توجه قرار گرفتند، اما از آنجا که نمیتوان این کتابها را در زمره آثار عامهپسند بهشمار آورد آنچه باقی میماند ترجمه آثار مارک تواین از جمله هاکلبری فین و تامسایر است و نیز رمانهای نسرین ثامنی که البته هر دو مورد بیشتر بین نوجوانان طرفدار داشتند و بین کسانی که سالهای ابتدایی دوره جوانی را سپری میکردند.

دهه 70

بازگشت پاپها

ایرانیها: فتانه حاجسیدجوادی، فهیمه رحیمی و نازی صفوی

خارجیها: دانیل استیل

عبور از دهه 60 و حال و هوای آن دوباره عامهپسندها را بر صدر جدول فروش نشاند. جالب اینجاست که رمانهای عامهپسند دهه 70 که در صدر جدول فروش قرار گرفته، توسط زنان نوشته شده است؛ از فهیمه رحیمی و نازی صفوی اهل ایران بگیرید تا دانیل استیل آمریکایی!

در این سالها از بین رمانهای ایرانی بامداد خمار به قلم فتانه حاج سیدجوادی گوی سبقت را از هر رمان عامهپسند دیگری ربود؛ این کتاب تا امروز نزدیک به 60 بار تجدید چاپ شده. رمان پنجره از مجموعه رمانهای فهیمه رحیمی و دالان بهشت از نازی صفوی بارها تجدید چاپ شده تقریبا کسی نیست که اهل خواندن باشد و در دهه 70 یکی این رمانها را نخوانده باشد. دانیل استیل در این دهه در ایران به اوج رسید و استقبال از او چندان عجیب نیست وقتی که آثارش به 28 زبان دنیا ترجمله شده و بیش از 800 میلیون فروش داشته است.

نکته دیگر اینکه زنان نویسنده، تنها وجه اشتراک عامهپسندهای پرفروش در دهه 70 محسوب نمیشوند و مهمتر از آنها مضمون عاشقانه این کتابهاست و گویا اگر به نثر ساده نوشته شده باشد و همراه با کمی پیام و نصیحت، حتما پرمخاطبتر و پرفروشتر خواهد بود.

دهه 80

عارفانههای عامهپسند

ایرانیها: م. مودبپور و زویا پیرزاد

خارجیها: جبران خلیلجبران و پائولو کوئیلو

بعد از عامهپسندهای زنانه، انگار نوبت به عرفان و اشراق رسیده بود؛ در دهه 80 نویسندگانی چون پائولو کوئیلو و جبران خلیلجبران به بازار نشر ایران معرفی شدند. کتاب کیمیاگر خیلی زود توانست دل نوجوانان و جوانان را ببرد و جهان متفاوتی را پیش روی علاقهمندان به آثار عامهپسند قرار دهد و جبران خلیلجبران با رمان پیامبر و دیوانه که نجف دریابندری ترجمه کرده بود، طرفداران پر و پا قرصی برای خودش در ایران دست و پا کرد. در محبوبیت این نویسنده لبنانی آمریکایی نمیتوان سهم اشعار و جملات قصارش را ندیده گرفت که به مذاق دوستداران ادبیات عامهپسند بسیار خوش میآید و بهانههای مناسبی است برای اظهار فضل و فرزانگی.

علاقهمندان به رمانهای عامهپسند در دهه 80 یک نمونه دیگر از تفاوت سلیقه را به نمایش گذاشتند. در این دهه از میان رمانهای ایرانی، چراغها را من خاموش میکنم نوشته زویا پیرزاد نیز حسابی درخشید؛ رمانی که عاشقانه نیست و زندگی یک زن میانسال ایرانی ارمنی را روایت میکند اما فروش قابل توجه رمان پریچهر نوشته م.مودبپور در این دهه، حکایتی است از صدرنشینی همیشگی عاشقانهها.

دهه 90

روزگار جوجوخانم

و الیفبانو

ایرانیها: روزبه معین

خارجیها: الیف شافاک، جوجو مویز، آنا گاوالدا

وقتی زندگی در جهان دیگری که به نام فضای مجازی میشناسیم تمام ابعاد زندگی را دستخوش تغییر کرده، حتما روی فروش کتابها هم تاثیرگذار بوده و به همین دلیل ساده است که اولین رمان روزبه معین به نام «قهوه سرد آقای نویسنده» در اردیبهشت 96 با استقبال زیادی
روبهرو شد.

در جشن امضای این کتاب، چاپ اولش طی دو ساعت به اتمام رسید و در جشن امضای دوم، علاقهمندان هفت ساعت در انتظار خریدش ماندند. براساس اظهارات ناشر کتاب، در 20 روز اول چاپ این کتاب روزانه هزار جلدش فروش رفته و رکوردی از این بابت به ثبت رسانده است. البته ماجرای صفهای طولانی برای خرید این کتاب و چنین پرفروششدنش در بازار بیرونق کتابها، حتی کتابهای پرفروش، شائبههایی را هم به همراه داشت و برخی معتقد بودند پروپاگاندایی بزرگ و عظیم برای «قهوه سرد آقای نویسنده» شکل گرفته تا این کتاب بتواند به چنین جایگاهی بین رمانهای پرفروش دست یابد.

از دیگر پرفروشهای دهه جاری، ملت عشق به قلم الیف شافاک است که مثل همه عامهپسندها عاشقانه است، مثل چراغها را من خاموش میکنم زندگی سرد یک زن میانسال را روایت میکند و به بهانه شرح دیدار شمس و مولانا، نکتهها و آموزههای عرفانی به مخاطبانش ارائه میدهد و این است که هر روز نسخههای بیشتری از این کتاب فروخته میشود.

شاید بتوان از نام رمانهای جوجو مویز دلیل پرفروش شدن آنها را حدس زد اما نمیتوان فراموش کرد که مویز روزنامهنگار است و برای نوشتن من پیش از تو، پس از تو و دختری که رهایش کردی از تحقیق و بررسی میدانی استفاده کرده و نیز از لطف همکارانش برای تبلیغ و معرفی کتابهایش حسابی بهرهمند شده است.

نویسنده دیگری که این روزها در کانون توجه خوانندگان رمان قرار گرفته، آنا گاوالدای فرانسوی است با کاش کسی جایی منتظرم باشد، من او را دوست داشتم، گریز دلپذیر و پس پرده که بدون تردید از عشق میگویند. نویسنده در این آثار، عاطفه مخاطب را تا حد نهایت به بازی میگیرد و از موقعیتهای ساده و مرسوم و متعارف زندگی امروز، چنان با احساسات رقیق و گاه زنانگی سانتیماناتال مبتنی بر مناسبات این گونه ادبی پرطرفدار سخن میگوید که کمتر مخاطب رمانخوانی میتواند کتابش را زمین بگذارد و از خیر خواندن آن بهراحتی بگذرد.

آذر مهاجر

ادبیات و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها