شاهین فرهت، پدر سمفونی ایران در برنامه شوکران:

موسیقی ملیت نمی‌شناسد

شاهین فرهت، آهنگساز سرشناس موسیقی ایران و مدیر سابق گروه موسیقی دانشگاه تهران شب گذشته مهمان «شوکران» بود، برنامه‌ای که با موضوع گفت‌وگوهای چالشی و انتقادی با متفکران امروز ایران، به میزبانی پیام فضلی‌نژاد از شبکه چهار سیما روی آنتن می‌رود. رویکرد بحث در شوکران، درباره داغ‌ترین مباحثات عرصه اندیشه، فرهنگ و سیاست روز جامعه است و دکتر فرهت به عنوان یکی از سرشناس‌ترین افراد در حوزه موسیقی کلاسیک ایران، با حضور در این برنامه از وضعیت امروز موسیقی در جامعه ایران سخن گفت.
کد خبر: ۱۱۵۶۵۵۶

فرهت در بخشی از این مصاحبه در پاسخ به سوالی مبنی بر ملیت بخشیدن به سازها گفت: میگویم ویلون خیلی راحت و زیبا میتواند موسیقی ایرانی را اجرا کند، چون خودتان دانگهای صدایی ایجاد میکنید و اگر تفکر ایرانی داشته باشید و موسیقی ایرانی را بشناسید، خیلی راحت میتوانید این کار را بکنید. مگر پرویز یاحقی، بدیعی و تجویدی بد میزدند؟ آنها موسیقی ایرانی را با ویلون خیلی خوب میزدند. درحالیکه با پیانویی که کوک ایرانی ندارد، نمیشود. پیانو کلاً یک ساز کلیدی است و شما کلاوینوا را که فشار میدهید، یک چکش به سیم میخورد و صدایی که از قبل تهیه شده به گوش میرسد. پیانو از خیلی جهات به یک ساز مثل ارکست میماند، ولی به هر صورت نمیتواند. اصلاً این دینامیک و وسعتی که پیانو دارد، برای حدود و رنج موسیقی ایرانی لازم نیست. وی عنوان کرد: ما در ایران، سرزمین شعر هستیم. مگر حافظ و مولانا را همه میفهمند؟! از هر هزار نفر ایرانی که از دنیا میروند، چند نفرشان گلستان سعدی را از اول تا آخر فقط خواندهاند؟ گلستان برای ماست. مولانا را نمیگویم؛ آنکه اصلاً عجیب است. از یک میلیون نفر فکر میکنید چند نفر مولانا را خوانده باشند؟! بتهوون هم همین است. انتظار ندارم همه مردم کوچه و بازار آن را گوش کنند! یک نفر هم که گوش دهد، برایم کافی است و خیلی خوشحال میشوم.

او در بخشی دیگر با اشاره به عشقی که به موسیقی دارد، افزود: مولانا قشنگ میگوید هرکسی از ظن خود شد یار من، از درون من نجست اسرار من. به محض اینکه این شعر را گوش میکنید، به خاطرات خود برمیگردید که این را کجا و در چه حالی شنیدید. بقیه هنرها بالاخره یک عامل قابللمس در آن هست. در مدرنترین نقاشی به هر صورت دنبال یک برگ، درخت، چهرهای میگردید یا عمیقترین و پیچیدهترین اشعار با کلمات شب، روز، خورشید، صبح، ماه و عشق همراه است که قابلفهم است. هر کدام از اینها عیبی دارند. در نقاشی، اصالت و اصل تابلو مطرح است که خودش بر اثر گذشت زمان ممکن است خراب شود. کپی آن ارزشی ندارد. شعر اگر ترجمه شود دیگر شعر نیست فقط حافظ و فارسیزبانان و آنها که خیلی خوب فارسی را بلد هستند میتوانند بفهمند؛ اما موسیقی اینطور نیست. زیباترین و عمیقترین شعر را اگر با موسیقی ضعیف قاطی کنید، آن موسیقی ضعیف، قوی نمیشود و برعکس. ممکن است زبان چینی ندانید، ولی یک موسیقی خوب چینی را دوست داشته باشید. برعکس اگر شعری ضعیف باشد و در کنارش یک موسیقی قوی باشد، موسیقی قوی هم شعر ضعیف را قوی نمیکند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها