آغاز شمارش معکوس تخریب خانه تاریخی و پدری فروغ فرخ‌زاد

دیر بجنبیم؛ این خانه، آپارتمان نوساز می‌شود

ا «خادم آزاد»، 84 سال است نام این کوچه خادم آزاد است. کم‌ِکم 84 سال است که انتهای این کوی، خانه‌ای با دری سبز‌رنگ و طرحی از قوی سپید جا خوش کرده. دیوارهای خانه گرچه ۴۱ سال پیش بازسازی شده، اما حیاط هنوز همان حوض بکری را دارد که بارها و بارها با ماهی‌های قرمزش پا به شعرهای فروغ گذاشته بود.
کد خبر: ۱۱۵۶۲۸۴

به گزارش ایلنا: باغچههای حیاط خانه فرخزاد، دیگر رونق سابق را ندارند. از همه آن درختهای انگور، پرتقال و... یک درخت خرمالو مانده که ثابت کند فروغ راست میگفت؛ کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد میمیرد/ و ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی میشود.

زیرزمین هم همان است که بود. همان مأمن امن کودکیهای فروغ، وقتی به روایت خودش روی چادرشبها و رختخوابهای اضافی میایستاد و اپرا میخواند. پلههای زیرزمین را که پایین بروی، انگار در تاریخ سقوط و به ۱۳ سالگی فروغ سفر کردهای.

اتاق فروغ اما حالا تبدیل به آشپزخانه شده و تنها یک پنجره، ناجی همه آن شعرهایی است که در این چهاردیواری به کاغذ رسیدهاند. یک پنجره که فروغ از آن به ازدحام کوچه خوشبخت مینگریست. خانه انتهای کوچه قدیمی خادم آزاد، از پهلوی اول بهجا مانده و چند بار هم دستی به سر و رویش کشیده شده، اما اغراق نیست اگر بگوییم آجرها و سنگهایی که اضافه شده، حریف خاطرهها نشدهاند.

چرا خانه پدری فروغ باید ثبت ملی شود؟

فروغ در همین خانه به سال 1313 به دنیا آمد. در همین خانه بزرگ شد، در همین خانه اولین شعرهایش را گفت و در غربت همین خانه لباس عروسی به تن کرد.

خانه فروغ هنوز به ثبت ملی نرسیده، اما قطعا میتواند به خاطر اسم فروغ فرخزاد، حائز اهمیت باشد.

سالهای ابتدای جداییاش از پرویز شاپور به همین خانه بازگشته بود و چند صباحی هم کنار کامیار و خانوادهاش در انتهای کوی خادمآزاد زندگی کرد. حتی بنا بر روایت توران خانم، مادر فروغ، او در آخرین روز زندگی خود، ۲۴ بهمن سال ۴۵ هم، به این خانه سر زده بود. «کوچهای هست که قلب من آن را / از محلههای کودکیام دزدیده است...»

از صندوق پستی که سالهای سال از نامههای فروغ فرخزاد به پرویز شاپور نگهداری میکرد، خبری نیست، اما تصویر دخترکی با قدمهای تند که خود را به سر کوی خادمآزاد میرساند و پاکت سفید رنگش را به صندوق می انداخت و برمیگشت، هنوز در ذهن همسایههای پیر و جوان هست. همسایههایی که دلشان برای این خانه میتپد و از زمزمههای تخریب آن ناراحتند: «تا وقتی خود آقا نوروزی زنده بود، این خانه نفس میکشید. آخ نگفت در همه این سالها. حالا هنوز کفنش خشک نشده، ورثه میخواهند بکوبند و آپارتمان بسازند.» اینها را پیرزن خانه کناری میگوید. دختر جوانی که کنارش ایستاده حرفهایش را قطع میکند: «خانه فرخزاد هویت این کوچه است. من سنم قد نمیدهد، اما خاطرههای یکی از بزرگترین شاعران زن ایران را نباید برای چهار طبقه آپارتمان تخریب کرد. ما که رضایت نداریم. شما که خبرنگاری، نمیتوانی کاری کنی؟»

درخواست ثبت اضطراری خانه فروغ

فرهاد نظری، مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی درباره تخریب خانه فروغ میگوید: خانه فروغ هنوز به ثبت ملی نرسیده، اما قطعا میتواند به خاطر اسم فروغ فرخزاد، حائز اهمیت باشد.

نظری در پاسخ به اینکه چگونه یک مالک خصوصی میتواند براحتی جواز تخریب و نوسازی خانه فروغ را بگیرد، میافزاید: برای صدور جواز تخریب شهرداری هر منطقه موظف است که از سازمان میراث فرهنگی استعلام کند.

وی تأکید میکند که سازمان میراث فرهنگی میتواند به استناد گزارش ایلنا با فرستادن نمایندگانی برای بازدید از بنا، جلوی تخریب این خانه تاریخی را گرفته و فرآیند ثبت اضطراری را به سرعت شروع کند.

در یک قدمی تخریب بنای ۸۴ ساله

حالا با پتکها و کلنگهایشان در یک قدمی حیاط خانه فرخزاد ایستاده و خبر از تخریب آن در همین یکی دو روز آینده میدهند. پیرمرد تفرشی که سالها پیش این خانه را از پدر فروغ خریده و حافظ تاریخ و خاطرههای آن بود، حالا فوت کرده است و ورثه میخواهند هرچه سریعتر خانه را تخریب کنند. رسانهها در خواب بودند و شهرداری منطقه ۱۱ ناحیه ۴ هم پروانه ساخت آن را صادر کرده و کار روی کاغذ تمام است.

خانه انتهای کوی خادمآزاد، نرسیده به چهارراه امیریه صرفا خانه فروغ نیست و برخی از تاریخ و میراث کشور ما را از پهلوی اول در خود دارد. نامههای لازم به اداره کل میراث فرهنگی تهران زده شده و این نفسهای آخر است که به شماره افتاده. تا دیر نشده دست بجنبانید. نگذارید آخرین یادگار به جا مانده از شاعر بزرگ معاصر زن کشور، تبدیل به آپارتمانهای چند طبقه شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها