یادداشت

دلبستگی مکان، حال مردم را تغییر می‌دهد

رشته‌ای در روان‌شناسی وجود دارد به نام روان‌شناسی محیط که تاثیر محیط بشرساخته را روی وضعیـت روانشناختی، روابط، ادراک و احساسات افراد بررسی می‌کند. بر این اساس اعتقاد داریم هر گونه طراحی شهری می‌تواند حال مردم را تغییر دهد. به‌عنوان مثال در خیابان‌های کثیف اتفاقات بدی همچون درگیری و پرخاشگری و ... اتفاق می‌افتد.
کد خبر: ۱۱۵۵۳۴۲

هر چقدر ما بتوانیم محیط را براساس استانداردهای روانشناختی از منظر بعد، رنگ، راحتی و... طراحی کنیم مردم احساس بهتری خواهند داشت. طراحی محیط براساس رنگهای متنوع میتواند در شادی مردم تاثیر بگذارد. در محیطهایی مانند مترو که در ساعتهایی از روز ازدحام بسیاری دارد پرخاشگری و درگیری مردم هم در این ساعتها بیشتر است، اینها دلایل روانشناختی دارد. ما در این حوزه مفهومی داریم به نام اضافه بار شناختی. وقتی ما دچار اضافه بار هستیم و در این فضاهای نامناسب قرار میگیریم، زمینه را تهدیدکننده ادراک میکنیم. وقتی زمینه تهدیدکننده ادراک شود ما افراد را به عنوان جزئی از زمینه میبینیم و آن فضای محبت و مهربانی از ذهن ما خارج میشود و ما در آنجا میتوانیم افراد را هل بدهیم یا اجازه ندهیم کسی پیاده شود و ما زودتر سوار مترو شویم.

برای کم شدن این آسیبها باید سیاستهایی اجرایی کنیم؛ بهعنوان مثال بسیاری از نوازندههای دورهگرد را به متروها بفرستیم تا ساز بزنند یا از بلندگوها موسیقی پخش کنیم و گلهای خاصی در آن فضا قرار بدهیم یا به عنوان مثال آکواریومهایی را در مترو جانمایی کنیم. اینها میتواند تا حدودی مانع پرخاشگری شود. در فضاهای شهری هم به همینگونه است. به عنوان مثال اجازه بدهیم خانوادهها در بالکن یا پشت بامشان گلکاری کنند.

در خارج از کشور، اولین مسالهای که در طراحی شهری جلب توجه میکند رنگ است. فاکتوری که ما در طراحیمان اصلا نداریم. همه چیز یا سفید است یا مشکی یا خاکستری. نگاه کنید به رنگ خودروهای در حال تردد در خیابان! وقتی شما در فضای شهریتان عاری از هر تنوع رنگی هستید تاثیرش را میتوانید در کرختی مردم ببینید. اینها در بروز افسردگی و حال بد مردم تاثیر مستقیم دارد. ذهن انسان رنگ را دوست دارد، طبیعت را دوست دارد. حتی با فضاهای مصنوعی آبشار و برکه حس خوبی پیدا میکند. مفهوم دیگری وجود دارد به نام دلبستگی مکان. به این مفهوم که افراد باید در جایی زندگی کنند که دوستش داشته باشند. انسان اگر محل زندگیاش را دوست داشته باشد آن محل به او عزت نفس میدهد. بنابراین اگر من در محلی که دوست دارم زندگی کنم و عزت نفس داشته باشم دیگر در آن محل قانونشکنی نمیکنم یا آشغال نمیریزم.

مردمی که در شهر زندگی میکنند هر چه بیشتر به شهر خود علاقه و احساس تعلق بیشتری داشته باشند حالشان بهتر است و کمتر دست به خشونت و جرم میزنند. خشم مردم و پرخاشگری کمتر است و از سلامت روان بهتری در این شهر برخوردارند و از سوی دیگر، آمار مواردی مثل تخریب و وندالیسم در آن شهر هم پایینتر است. یکی از مولفههایی که میتواند حال مردم یک شهر را خوب کند تعلق به مکان و حس شادی است و این مولفهها را میتوان در بحث لزوم آمادهسازی و طراحی شهری برای جشنها و آیینها بویژه نوروز دید.

اگر باوری در این زمینه وجود داشته باشد، این کار نیازی به اعتبار چندانی ندارد و میتوان با کمک مردم محلی و سازمانهای مردم نهاد این کار را صورت بدهیم.

دکتر مجید صفارینیا

روان‌شناس شهری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها